رادین جدیدترین اخبار و مطالب وبسایتهای فارسی

سینماپرس

آخرین پست های وبسایت سینماپرس به صورت خودکار از بلاگ سینماپرس دریافت شده و با درج لینک مستقیم منبع آن در سایت مرجع نمایش داده شده است. در صورتیکه محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



عکس/ تلافی بازیگران فیلم فارسی این بار بر روی تخت بیمارستان

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: بازیگر زن قبل از انقلاب به عیادت ناصر ملک مطیعی رفت که از روز یک شنبه در بیمارستان بستری شده است. به گزارش سینماپرس، ناصر ملک مطیعی روز یک شنبه به علت نارسایی کلیه و تنگی نفس به بیمارستان منتقل و بستری شد.امیرعلی ملک مطیعی در این باره گفت: پدر به خاطر نارسایی کلیه و تنگی نفس در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان آتیه بستری هستند.پوری بنایی که در سفری به اصفهان به سر می برد با شنیدن خبر بستری شدن ناصر ملک مطیعی خودش را به تهران رساند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/98000/عکس-تلافی-بازیگران-فیلم-فارسی-این-بار-بر-روی-تخت-بیمارستان




فیلم های تلویزیون در تعطیلات آخر هفته

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: شبکه های سیما برای تعطیلات پایانی هفته فیلم های سینمایی متنوعی را جهت پخش برای مخاطبان خود تدارک دیده اند که از جمله آنها می توان به «چ»، «روز سوم»، «دوئل»، «نفس»، «روزهای زندگی»، «ویلایی ها» و ... اشاره کرد. فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن «ابو زینب»، «ژنرال»، «مزرعه پدری»، «یوما»، «نفس»، «گلوگاه شیطان»، «روز سوم»، «دوئل»، «شیدا»، «روزهای زندگی»، «اتوبوس شب»، «پاندا کونگ فوکار۳»، «عملیات میلان»، «در جستجوی نمو»، «خرگوش کیک پز»، «بزرگ مرد کوچک»، «رنگ خدا»، «چ»، «بچه رو بگیر»، «عطش»، «بچه غول»، «در جستجوی ناکجا آباد»، و «سلطان» پنج شنبه و جمعه ۳ و ۴ خردادماه از شبکه های سیما روی آنتن می رود.شبکه یک سیمافیلم سینمایی «ابو زینب» به کارگردانی علی غفاری، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۶ از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: خانواده عامر از شهدای معروف لبنان هستند که در برابر اشغال رژیم صهیونیستی مقاومت زیادی کردند. محور این فیلم سینمایی مادر این شهید بزرگ لبنانی است که با بازی کارمن لبساست به تصویر درآمده است. او به مدت ۱۵ سال خبر شهادت فرزند ۱۹ ساله اش را از مردم، شوهر و فرزندانش مخفی نگه می دارد.شبکه دو سیمافیلم تلویزیونی «ژنرال» به کارگردانی علی شاه حاتمی، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۸ از شبکه دو سیما پخش می شود.
ژنرال، قصه دو روحانی به نام های حمید و کریم است که نیت کرده اند به جبهه آمده و در گردان شهادت که گردان خط شکن است، مشغول به خدمت شوند، اما از آنجایی که نیروهای این گردان تکمیل است حاج علی فرمانده گردان نمی تواند آن ها را بپذیرد….
در این فیلم میلاد کی مرام و علی اسیوند نقش آفرینی کرده اند.فیلم تلویزیونی «مزرعه پدری» به کارگردانی رسول ملاقلی پور، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۲۳:۳۰ از شبکه دو سیما پخش می شود.
مزرعه پدری داستان نویسنده ای به نام محمود است که به خاطر بررسی آخرین رمانش (مزرعه پدری) از سوی یک تشکل دانشجویی در دزفول همراه خانواده اش به این شهر می رود. او رابطه ای بسیار عمیق و نزدیک با فرزندان و همسرش دارد، اما در میانه های نشست یکی از دانشجویان به کشته شدن همسر و فرزندانش در اثر حمله توپخانه دشمن در سال های ابتدایی جنگ تحمیلی اشاره می کند که موجب تغییر ناگهانی شرایط روحی محمود می شود و با بازگشت به گذشته خاطرات حضورش در صحنه های نبرد را مرور می کنددر این فیلم مهدی احمدی، جمشید هاشم پور و آتنه فقیه نصیری هنرنمایی کرده اند.فیلم تلویزیونی «یوما» به کارگردانی صادق پروین آشتیانی، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۸ از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
داستان فیلم با بازی حمیرا ریاضی در بحبوحه اوایل حمله ارتش بعث عراق به خاک ایران و اشغال شهرهای مرزی اتفاق می افتد؛ مادری در جستجوی فرزندان گم شده خویش است…فیلم سینمایی «نفس» به کارگردانی نرگس آبیار، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۷:۳۰ از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
خلاصه داستان فیلم از این قرار است که: بهار دختر بچه ای است که به همراه پدر، دو برادر، یک خواهر و همسر پدربزرگش در منطقه ای حاشیه ای و سال های دهه آخر دهه ۵۰ و اول دهه ۶۰ زندگی می کند. بهار درس خوان، خیالاتی و خوش سر و زبان است و داستان ساده و شیرینی از زندگی خود را تعریف می کند و با این داستان ها تاریخ عامه مردم روایت می شود. بهار در سال های جنگ، روزی که در خانه تنها بوده در بمباران کشته می شود و تمام تخیلات و دنیای زیبایش به پایان می رسد.
مهران احمدی، پانته آ پناهی ها، شبنم مقدمی و جمشید هاشم پور بازیگران این فیلم هستند.فیلم سینمایی «گلوگاه شیطان» به کارگردانی حمید بهمنی، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۲۳ از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
در این فیلم خواهید دید: گروهی از ماموران شناسایی ایران در سال ۱۳۶۴ برای شناسایی منطقه ای از رودخانه اروند دچار سختی های فراوانی می شوند اما سرانجام منطقه شناسایی شده و عملیات والفجر۸ انجام می گردد. امین زندگانی، پوریا پورسرخ و جمشید هاشم پور در این فیلم ایفای نقش کرده اند.شبکه سه سیمافیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۱۰ از شبکه سه سیما پخش می شود.
فیلم، قصه برادری است که در شرایط بسیار سخت و پیچیده ای مجبور می شود، خواهر کوچک و علیلش را در زیر خاک پنهان کند تا شبانه آن را از میان عراقی ها که خانه را محاصره کرده اند فراری دهد که این ماجرا سه شب ادامه دارد و اتفاقات زیادی در حاشیه آن رخ می دهد و در واقع داستان سه روز آخر سقوط خرمشهر است….
در این فیلم باران کوثری، پوریا پورسرخ و برزو ارجمند نقش آفرینی کرده اند.فیلم سینمایی «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۲۴ از شبکه سه سیما پخش می شود.
در این فیلم با بازی سعید راد، پژمان بازغی و پریوش نظریه خواهید دید: زینال پس از بازگشت از اسارت خاطرات گذشته اش را مرور می کند. با شروع جنگ و آغاز حمله عراقی ها، او که همسرش هانیه را از دست داده، به همراه یحیی یک گروه مقاومت محلی را سازماندهی می کند. پس از حمله بی امان هواپیماها به جمعیت آواره ای که درصدد عزیمت از منطقه جنگی هستند و انفجار قطار و تخریب ایستگاه راه آهن، سلیمه از زینال قول می گیرد که همسرش یحیی را سالم به او برگرداند. تعدادی از نیروهای دولتی که مدعی هستند مأموریتی محرمانه دارند با هم دستی اسکندر تصمیم می گیرد گاوصندوق به جامانده در یک واگن باری را از آن خارج کنند….فیلم سینمایی «شیدا» به کارگردانی کمال تبریزی، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۰ به روی آنتن شبکه سه سیما می رود.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: فرهاد که در جنگ مجروح شده و موقتاً بینایی اش را از دست داده، به بیمارستانی صحرایی منتقل شده که در آن پرستاری به نام شیدا از مشاهده ی مقاومت فرهاد در تحمل درد شگفت زده می شود و به تدریج می فهمد که می تواند با تلاوت قرآن، التیام بخش او باشد. مراقبت شیدا از فرهاد به مرور پیوندی عاطفی بین آنها ایجاد می کند که با مرخص شدن ناگهانی فرهاد از بیمارستان منجر به جدایی شان می شود. فرهاد در جستجوی شیدا به جبهه برمی گردد، ولی جنگ تمام می شود و جستجو را دشوار می کند….
در این فیلم لیلا حاتمی و پارسا پیروزفر نقش آفرینی کرده اند.شبکه چهار سیمافیلم سینمایی «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ طادی، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: سال ۱۳۶۷ زوجی که هر دو پزشک هستند در یک بیمارستان صحرایی در جبهه جنوب کار می کنند. آنها مدت زیادی را مشغول درمان بیماران و مجروحان جنگ در بدترین شرایط و با کمترین امکانات بوده اند. امیرعلی، زن و شوهری که زندگی خود را وقف بیمارستان صحرایی در جبهه جنوب کرده اند. خبر آتش بس باعث شده که آنها به فکر تغییر شرایط و بازگشت به خانه افتاده اند که ناگهان نیروهای عراقی به بیمارستان حمله می کنند….
هنگامه قاضیانی و حمید فرخ نژاد در این فیلم سینمایی نقش آفرینی کرده اند.فیلم سینمایی «اتوبوس شب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه چهار روی آنتن می رود.
در خلاصه داستان فیلم با بازی خسرو شکیبایی و مهرداد صدیقیان آمده است: عیسی جوانی است که در زمان جنگ مسؤول انتقال اسرای عراقی به محل مقرر است. در این مسیر با راننده اتوبوس و یک رزمنده (عماد) که همسرش در پشت خط منتظر اوست و یک اسیر دو رگه ایرانی عراقی (فاروق) ماجراهایی دارد. آنها قرار است اتوبوس اسرا را به قرارگاه ببرند اما به شب می خورند و راه را گم می کنند. عماد برای پیدا کردن مسیر به جلو می رود و در میدان مین به شهادت می رسد. از طرف دیگر اسرا شورش می کنند….شبکه پنج سیماانیمیشن سینمایی «پاندا کونگ فوکار۳» به کارگردانی الساندرو کارلونی، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۸:۳۰ از شبکه پنج پخش می شود.
در خلاصه داستان این انیمیشن آمده است: پاندا باید با یک دشمن جدید که اهالی دره و استاد و دوستانش را تهدید می کند به مقابله برخیزد. این دشمن که یک اژدها است با قدرت های بسیار قوی اقدام به از بین بردن درخت دانایی خواهد کرد و با قدرتش قصد دارد تا جنگجوی اژدها را شکست داده و سپس به همه حکومت کند…!فیلم سینمایی «عملیات میلان» به کارگردانی جینگ وانگ، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه پنج پخش می شود.
در این فیلم با بازی اندی لو، زامینگ هانگ و چولام ونگ خواهیم دید: یک شرکت چینی هنگ کنگی که توسط پسری نابغه به نام لوییس لو اداره می شود، قصد دارد اختراع دانشمند سوئیسی را خریداری کرده و برای منافع انسانی به تولید انبوه برساند. این دانشمند بذری را پرورش داده و تولید کرده که بدون خاک و با اندکی آب به سرعت رشد کرده و به درختی بزرگ تبدیل شده و میوه می دهد. اما در لحظه ملاقات ناگهان یک گروه تبهکار حرفه ای به آنها حمله کرده و دانشمند و بذر شگفت انگیز او را می دزدند….شبکه کودکانیمیشن سینمایی «در جستجوی نمو» به کارگردانی اندیرو استانتون و لی آنکریش، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۱۴ از شبکـه کودک پخش خواهد شد.
داستان فیلم در مورد یک دلقک ماهی به نام مارلین است که در مورد پسرش نمو حساس است و نگران است که او را از دست بدهد. اما با همه ی مراقبت هایش او را در اقیانوس گم می کند. مارلین با کمک یک ماهی آبی رنگ به نام دوری در اقیانوس به جستجوی نمو می پردازد….انیمیشن سینمایی «خرگوش کیک پز» به کارگردانی ییجون سان، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۴ از شبکه کودک پخش خواهد شد.
در این فیلم خواهید دید: شیفو که فرمانروای ورزش کونگ فو است از شاگردش بیگی می خواهد به نزد دخترش پونی برود و نامه ای را که پدر برای او فرستاده به او بدهد و از پونی بخواهد پیش پدر بازگردد. بعد از رفتن بیگی افراد شروری به سردستگی اسلش به فرمانروا شیفو حمله می کنند. آنها می خواهند نشان استادی را از شیفو بگیرند، اما وقتی موفق به گرفتن نشان نمی شوند شیفو را با سمی مسموم می کنند و از آنجا می روند….شبکه امید
فیلم تلویزیونی «بزرگ مرد کوچک» به کارگردانی صادق دقیقی، پنج شنبه ۳ خردادماه ساعت ۱۸ از شبکه امید پخش خواهد شد.
داستان فیلم به اوایل جنگ و حمله عراق به خرمشهر بازمی گردد. این نوجوان تنها به انگیزه دفاع از آب و خاک، رشادت های بسیاری را بروز داده است. او در ابتدا به دست نیروهای عراقی می افتد و مورد ضرب و شتم قرار می گیرد اما اعتماد عراقی ها را جلب کرده و مواد غذایی، مهمات و گرای دشمن را به نیروهای ایرانی می رساند.
شبنم قلی خانی، پویا امینی، سوگل طهماسبی، حبیب اله الهیاری و پرهام دلدار بازیگران این فیلم هستند.فیلم تلویزیونی «رنگ خدا» به کارگردانی مجید مجیدی، جمعه ۴ خردادماه ساعت ۱۸ از شبکه امید پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: محمد دانش آموز هشت ساله ای که در مدرسه نابینایان تهران درس می خواند و پس از یک سال همراه پدر به زادگاهش، روستایی در ارتفاعات شمال و نزد مادربزرگ و دو خواهر خردسالش بازمی گردد. این بازگشت، مکاشفه او در طبیعت و هستی است. مکاشفه ای که پدر از آن غافل است….
در این فیلم، حسین محجوب، محسن رمضانی، سلامه فیضی و فرحناز سفری نقش آفرینی کرده اند.شبکه نمایششبکه نمایش که همواره در طول هفته نیز فیلم ‎های بسیاری را از سینمای ایران و کشورهای دیگر روی آنتن دارد، در پایان هفته نیز فیلم‎های بسیاری را پخش خواهد کرد. از جمله روز چهارشنبه که ساعت ۲۱ فیلم «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا روی آنتن می ‎رود. این فیلم داستان ۲ روز از زندگی دکتر مصطفی چمران در پاوه به تصویر می کشد. این فیلم برنده ۶ سیمرغ بلورین از سی و دومین جشنواره فیلم فحر شده است. فریبرز عرب نیا بازیگر اصلی این فیلم است.روز پنج شنبه ساعت ۳ بامداد فیلم «آرزوهای بزرگ» روی آنتن می رود. فیلمی در سبک درام به کارگردانی دیوید لین است که در سال ۱۹۴۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جان میلز، جین سیمونز، الک گینس و فرانسیس ال سالیوان اشاره کرد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «پیپ» (ویجر)، در کودکی با «استلا» (سیمونز) و «خانم هاویشام»(هانت)، قیّم ثروتمند او آشنا می شود. روزی «پیپ» به یک محکوم فراری(کوری) کمک می کند و سال ها بعد، در جوانی(میلز)، ثروتی از یک ناشناس به او می رسد.«کودک و فرشته» عنوان فیلم دیگری است که روز پنج شنبه ساعت ۱۳ پخش خواهد شد. کودک و فرشته، فیلمی است از مسعود نقاش زاده، در مورد مقاومت مردم خرمشهر در روزهای اول جنگ ایران و عراق، که برای اولین بار در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نمایش داده شد. این فیلم برنده ۷ جایزه از مراسم تجلی اراده ملی بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد. همچنین برنده ۵ جایزه(بیشترین جوایز) از بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، از جمله بهترین فیلم بلند آسیایی و بهترین فیلم ایرانی شد.ساعت ۲۱ هم فیلم «عطش» روی آنتن این شبکه می رود. عطش فیلمی به کارگردانی محمدحسین فرح بخش، نویسندگی پیمان معادی و تهیه کنندگی عبدالله علیخانی محصول سال ۱۳۸۱ است. این فیلم در خرداد ۱۳۸۲ بر روی پرده سینما رفته است. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: نادر که از زندان آزاد شده برای اجرای نقشه دزدی منوچهر خان دو نفر خبره در امر بازکردن گاو صندوق(اشکان) و در امر الکترونیک(کوروش) را پیدا کرده و این گروه سه نفری نقشه شان را با مهارت اجرا می کنند اما... بهرام رادان، فریبرز عرب نیا، شهرام حقیقت دوست و شبنم قلی خانی بازیگران این فیلم هستند.روز جمعه ساعت ۱۳ فیلم «کنعان» از این شبکه پخش خواهد شد. عنوان فیلمی سینمایی ساخته مانی حقیقی و نویسندگی اصغر فرهادی و مانی حقیقی محصول سال ۱۳۸۶ است. داستان فیلم روایتگر بخشی از زندگی مینا(ترانه علیدوستی) و مرتضی (محمدرضا فروتن) را در شرایط سخت و آستانه طلاق است. در خلاصه داستان آن آمده است: مینا که زمانی دانشجوی مرتضی بوده، پس از ده سال زندگی مشترک با وی، تصمیم می گیرد از او جدا شود و برای ادامه تحصیل به کانادا برود، اما مرتضی که از این تصمیم ناخرسند است، تمام تلاش خود را معطوف منصرف کردن او از تصمیمش می کند، تا اینکه روزی متوجه می شود مینا موضوع طلاقشان را با عزیز، مادر بیمار مرتضی، در میان گذاشته است. مرتضی نیز از شرایط پیش آمده استفاده می کند و...ساعت ۲۱ فیلم «سلطان» پخش خواهد شد. سلطان فیلمی از مسعود کیمیایی با بازی فریبرز عرب نیا و هدیه تهرانی است که در سال ۱۳۷۵ منتشر شد. این فیلم نخستین کار سینمایی هدیه تهرانی است. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: کیف مریم را که حاوی اسناد و مدارک مربوط به ۵۰۰ متر از یک باغ که به مریم تعلق دارد، جیب بری به نام سلطان در فرودگاه از او می دزدد. مریم سلطان را پیدا می کند و عشقی بین آنها به وجود می آید... د. فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی، پولاد کیمیایی و رضا کیانیان بازیگران این فیلم هستند.ساعت ۲۳ روز جمعه فیلم «ویلایی ها» از این شبکه پخش خواهد شد. ویلایی ها فیلمی به کارگردانی منیر قیدی، نویسندگی منیر قیدی و ارسلان امیری و تهیه کنندگی سعید ملکان است که در واپسین روزهای اردیبهشت ۱۳۹۵ با حضور طناز طباطبایی در اندیمشک کلید خورد و تیرماه ۱۳۹۵ فیلمبرداری اش پایان یافت. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: ویلایی ها قصه خانواده های فرماندهان سپاه و ارتش در سال ۱۳۶۵ است. عزیز زن ۵۰ ساله ای است که همراه نوه هایش وارد مجموعه ویلایی ها می شود. الیاس نزد راننده بسیجی است که هر وقت وارد مجموعه می شود همه نگران این می شوند که شاید خبر شهادت یکی از فرماندهان را بدهد. پس از مدتی سیما که عروس عزیز است از تهران می آید تا بچه های خود را به خارج از کشور ببرد. طناز طباطبایی، پریناز ایزدیار، آناهیتا افشار، ثریا قاسمی و صابر ابر بازیگران این فیلم هستند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/98005/فیلم-های-تلویزیون-در-تعطیلات-آخر-هفته




«سیدمصطفی موسوی» مجری تلویزیون درگذشت

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «سید مصطفی موسوی» مجری برنامه های معارفی سیما عصر امروز دوم خرداد بر اثر عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت. به گزارش سینماپرس، «سید مصطفی موسوی» مجری سرشناس رسانه ملی که عمده کارهای او اجرای برنامه های گفت وگو محور(تاک شو) مذهبی بود، عصر امروز دوم خرداد بر اثر عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.بیوگرافی سید مصطفی موسویسیدمصطفی موسوی از قدیمی ترین مجریان و تهیه کنندگان برنامه های معارفی و اجتماعی تلویزیون است و برنامه هایی مانند «کوی محبت» و «خدایی که در این نزدیکی است» را در کارنامه دارد. او سال ۱۳۴۰ در آغاجاری استان خوزستان به دنیا آمد و اصالتا اصفهانی است.موسوی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه صدا و سیما دریافت کرد و یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به توانمندی ها و فعالیت هایش در زمینه فن بیان و مشاعره به تلویزیون دعوت شد. او اول فروردین ۱۳۸۴ پس از ۲۵ سال خدمت در بخش ها و قسمت های مختلف رسانه ملی، با عنوان ارزیاب پخش بازنشست شد.وی از زمان تاسیس دفتر نمایندگی سازمان صدا و سیما در عتبات عالیات بسیاری از برنامه های زنده را از نجف و کربلا اجرا کرده است.



منبع : http://cinemapress.ir/news/98006/سیدمصطفی-موسوی-مجری-تلویزیون-درگذشت




رفتار متولیان موجب شده قریب ۱۰۰۰ نفر از افراد شاخص منفک شوند/ تنها امید تغییر در هیأت مدیره مرکزی خانه تئاتر است

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: مجید گیاهچی معتقد است خانه تئاتر نیازمند تغییر است. او فقدان شفافیت در رفتار هیئت مدیره کنونی و البته عدم توجه به جلب و جذب نیروهای تازه را ضعف این هیئت مدیره می داند. پیش از برگزاری مجمع خانه تئاتر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت سال جاری، خبرگزاری با مجید گیاهچی، از منتقدان خانه تئاتر گفتگویی مفصل ترتیب می دهد. قسمت نخست این گفتگو پیش از انتخابات منتشر می شود؛ اما با تأخیر در رأی گیری و موکول کردن آن به تاریخ ۱۲ خرداد فرصت مناسبی برای انتشار بخش دوم این گفتگو حاصل شده است. آنچه می خوانید ماحصل دو ساعت گفتگو با مجید گیاهچی است.***گیاهچی: یکی از مشکلاتِ عمدهٔ خانة تئاتر، عدم مقبولیت و مشروعیتش، شاید حتی بیش از همه دیگران، از سوی جامعة تئاتر است، که مانع این شده که بتواند تأثیری متناسب بگذارد. وگرنه به نظرم خانة تئاتر لازم بوده و می باید در تمام اموری که به تئاتر مربوط است. بدون استثناء دخالتِ مؤثر بکند. نمی گویم تحکمی، تقابلی یا ایجابی، ولی به شکلی کاملاً مثبت و همراهانه و مسئولانه و یاری دهنده، می تواند طرح پیشنهاد بدهد و پیگیری بکند و تا جای ممکن بر سیاستگذاری ها که بیشتر در توان و کارِ دولت و دیگر بخش هاست، اثر بگذارد. به عبارت دیگر خانة تئاتر مکلف و موظف به پیشنهادهای مناسب، مدون و دقیق با رعایت و پیش بینی تمامی ملاحظات ممکن و لازم، برای تعریف و تنظیم روابط و مناسبات مرتبط به تئاتر و در جهت حفظ و پاسداری و گسترش دفاع از حقوق هنرمندان تئاتر است، مکلف به پی گیری مداوم برای شفاف سازی امور است، مکلف به نظارت دقیق بر تمامی امور مرتبط به تئاتر است و اگر امکان چنین نظارت ها و تأثیرگذاری هایی فراهم نیست، مکلف به ایجاد زمینه و فراهم کردن امکان آن است. مثلاً الان مرکز هنرهای نمایشی یک بودجهٔ حمایتی دارد که گویا سال گذشته ۵ میلیارد تومان بوده و این را به مجموعه ای از هنرمندان داده است، گذشته از آن که این مبلغ فوق العاده اندک و ناچیز است و لازم است خانه تئاتر تمام تلاش خود را از طُرق ممکن و متصور برای افزایش آن به کار ببندد، آیا کسی می داند هنرمندان برخوردار از این حمایت، چه کسانی هستند؟ کسی می داند چه درصدی به چه کسی پرداخت شده است و چه ضابطه ای در پرداخت این حمایت ها وجود داشته است؛ پول را به خانه تئاتر داده یا خودش تقسیم کرده است؟ در دوره پیشین مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی مشروعیت و اعتباری هم برای خانة تئاتر قائل نبوده اندنه، ابداً به خانة تئاتر نداده است؛ چون اساساً غیر از آن که چنین نقشی برای خانة تئاتر پیش بینی نشده، در دوره پیشین مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی مشروعیت و اعتباری هم برای خانة تئاتر قائل نبوده اند. البته همان طور که گفتم لازم هم نبوده این پول را به خانة تئاتر بدهند؛ ولی ضروری و لازم بوده که ضوابط و نحوهٔ پرداخت این حمایت ها را اعلام کنند، یعنی خانة تئاتر باید چنین الزامی را یادآور شده و تا مرحلهٔ اجرای آن پی گیری می کرد یا بکند، این نوع شفافیت ها موجب سلامت سیستم و ایجاد امکان نظارت مناسب بر آن می شود و در غیر این صورت، امکان اِعمال سلیقه های شخصی و زد و بندها و به هر طریق عدم سلامت سیستم، افزایش پیدا می کند. ردیف بودجه ای برای خانة تئاتر وجود دارد؟ دریافت این نوع کمک ها می تواند بر استقلال خانة تئاتر تأثیری منفی بگذاردگیاهچی: خوشبختانه و از جهاتی متأسفانه امسال برای اولین بار بله. هر چند تصور نمی کنم تا این لحظه تخصیص اعتبار لازم تحقق پیدا کرده باشد؛ همان گونه که در ابتدا اشاره کردم یکی از دلایل اصرار بر فعالیت خانه ها در زیرمجموعهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ممانعت از ثبت آن ها به عنوان تشکیلات صنفی یا غیردولتی، در زیرمجموعهٔ وزارت های کار و امور اجتماعی یا کشور، موجه بودن پرداخت این نوع کمک های لازم بوده که در آن دو شکل دیگر، پرداخت شان با مشکلات بیش تری روبرو می شد. هر چند دریافت این نوع کمک ها می تواند بر استقلال خانة تئاتر تأثیری منفی بگذارد و مناسب تر آن است که چنین نوع تشکیلاتی با معرفی و جستجوی منابع مالی مستقل و پایدار، بتواند بیش ترین میزان استقلال و عدم وابستگی خود را حفظ کند، اما حال که طی ۱۸ سال حرکتی در این جهت انجام نشده و موقعیتی فراهم نیامده و از طرف دیگر مجموع کل کمک های دریافتی این خانه طی ۱۸ سال، رقمی فوق العاده اندک است، برای استمرار و گسترش فعالیت آن، چاره ای جز پذیرش این نوع کمک ها نیست و از این منظر و با توجه به چنین شرایط نامناسبی، باید ورود خانة تئاتر در لیست بودجه های عمومی کشور را یک پیروزی محسوب نمود و حتی با اتخاذ روش هایی مناسب تا دست یابی به موقعیتی پایدار، در پارادوکسی عجیب و در عین تلاش برای استقلال و عدم وابستگی، تا جای ممکن سعی در حفظ و گسترش این وضعیت داشت.بگذریم، در مورد بودجهِ حمایتی اداره کل، به عنوان یکی از مثال ها برای طرح نحوة عمل مورد توقع از خانة تئاتر اما می گویم خانة تئاتر می توانست امکان نظارت را جستجو و فراهم کرده و در تعریف و قانونمند کردن پرداخت آن، نقشی مؤثر ایفا کند و پیشنهاد بدهد که این بودجه با این تعاریف می تواند پرداخت شود و بعد هر فرد تئاتری در نسبتِ با آن تعریف و قانون می تواند بگوید آیا به من تعلق می گیرد و یا اعتراض بکند و بگوید این قانون اشکال و اشتباه دارد و باید تغییر کند و تلاش و مبارزه کند تا اصلاح موردنظرش محقق شود، وقتی چیزی وجود ندارد، هیچ چیزی و معضل و دشمنی روبروی شما نیست و مادیتی ندارد، شما نمی توانید با آن بجنگید، مداوماً می چرخید و انرژی هدر می دهید و سرگیجه می گیرید و از نفس می افتید، ولی چیزی نمی بینید و به دست نمی آورید جز اتلاف عمر و انرژی! اصولاً در مناسبات مرتبط به تئاتر ما باید در جستجوی تغییر نگرش از "درخواست – لطف" به "مطالبه حق – انجام وظیفه و تکلیف" باشیم. آقای همت از این ۵ میلیارد خبر دارد؟ چه اشکالی دارد شما بدانید من به شکلی قاعده مند ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون گرفته ام؟ گیاهچی: بله. اخیراً هم من از ایشان خواهش کردم و مطلبی هم نوشته و تقاضا کردم حال که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از پرداخت کمک هزینه یا حمایت از نمایش ها، ذی نفع نیست، یعنی علی القاعده نباید باشد و عنوانش هم حمایت است، اگر زد و بند و باندبازی ای در آن نیست و منطبق با منطق و عدالت و قانون است، چرا اعلام نمی کند!؟ چه اشکالی دارد شما بدانید من به شکلی قاعده مند ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون گرفته ام؟ خوشبختانه خود شخص وزیر هم از چنین شفافیتی استقبال می کند و چند باری هم در این مورد اعلام موضع کرده که کار خانة تئاتر را برای پی گیری و به نتیجه رساندن آن راحت تر می کند. آقای همت هیچ وقت خواستار این قضیه نشد؟ گیاهچی: حداقل رسانه ای نکرد. البته من اطلاع دقیقی ندارم، اما این ها جزء بدیهیات است، یعنی شما برای این که نقشی ایفا کنید و تأثیری بگذارید در وهلهٔ اول باید امکان شناخت، از طریق فراهم بودن امکان نظارت، و دسترسی به اطلاعات لازم و ضروری و پایه ای را داشته باشید. پس حتی اگر وظیفه یا توان خانة تئاتر سیاستگذاری به آن مفهوم نباشد. اما علاقه اش را نشان داده است؟ نقش این خانه می تواند رایزنی و مشورتِ تخصصی باشدگیاهچی: نمی تواند نسبت به آن بی علاقه باشد، چون سیاستگذاری تأثیری مستقیم بر تئاتر و هنرمندان تئاتر دارد و آن چیزی که خانة تئاتر مکلف به حمایت از آن است و آن حقوق و منافع جامعه تئاتر است. بنابراین به نظر من مطمئناً نقش این خانه می تواند رایزنی و مشورتِ تخصصی باشد، حتی در بخش هایی می تواند و باید وارد سیاستگذاری ها بشود، حالا اگه توان ورود مستقیم ندارد که واقعاً و ماهیتاً هم ندارد، اما یعنی تلاش کند پیشنهاددهندهٔ سیاستگذاری ها باشد و بر آن ها تأثیر بگذارد، این هاست که اهمیت اسناد و لوایح و آیین نامه ها را بیش از هر موضوع دیگری در خانة تئاتر برجسته و شاخص می کند، اتفاقی که نه در بخش دولتی و نه در خانة تئاتر، ابداً به آن توجه نشده است و هیچ سند و مدرک معتبر و قابل استنادی وجود ندارد، همه چیز خود به خودی پیش می رود و با صاحب اختیاری و میل و سلیقة فردی همراه است، در حالی که خانة تئاتر می توانست و از این پس هم می تواند در هر موضوع مرتبط به تئاتر، مطلقاً هر موضوعی، طرح و پیشنهاد مدون و دقیقاً تنظیم شده و فکرشده ای که در آن منافع جامعة تئاتر به شکلی مشخص و مطالعه شده لحاظ شده باشد، داشته باشد یا به سمت آن حرکت کند.سرِ مساله دبیر فجر یک قصهٔ جالبی وجود دارد. طبق قوانین جشنواره های فرهنگی ما، دولت برای برگزاری جشنواره یک وظیفه ای دارد، اینکه نمی تواند مستقیماً یک دبیری برای جشنواره تئاتر فجر انتخاب کند؛ بلکه افراد باید رزومه هایشان را بیاورد و برنامه هایشان را اعلام کنند و دولت از بین آنها یکی را انتخاب کند. اما این اتفاق نمی افتد. این اتفاق در دوره اول آقای اسدی شکل گرفت؛ این یک قانون در کشور است. گیاهچی: تقریباً اطمینان دارم برای جشنوارة تئاتر فجر هیچ آئین نامهٔ مشخصی وجود ندارد. این آیین نامه سراسری است؟ چرا هیچ وقت چیزی تدوین نکردند یا اگر کردند منتشر نکرده و اطلاع رسانی نکردند؟ گیاهچی: از اینکه یک آیین نامة سراسری باشد اطلاعی ندارم. شما از آقای منتظری و شفیعی صحبت کردید به عنوان دو آدمی که مورد قبول و پذیرش جامعهٔ تئاتری بودند، این ها که مستقیماً تئاتری نبودند، ما در آن مسئولیت چند نفر تئاتری هم داشتیم آقایان حسین پارسایی و حسین مسافرآستانه، حال این سوال مطرح است که چرا هیچ وقت چیزی تدوین نکردند یا اگر کردند منتشر نکرده و اطلاع رسانی نکردند؟ مثلاً اساسنامه ای، بنیانی، قانونی، قواعدی برای جشنوارة تئاتر فجر یا دیگر مناسبات تئاتری تعریف نشده است؛ شاید اصلاً نمی دانند قوانین چیست؟ گیاهچی: این نخستین وظیفه شان بوده که بدانند. ما از عدم وجود قوانین و عدم وجود شفافیت و عدم امکان نظارت، به شدت لطمه خورده و ضربه دیده ایم. این شفافیت محصولِ پرسشگری است، آیا در خانة تئاتر پرسشگری می بینید؟ آیا اصلاً خانة تئاتر را پرسشگر می بینید؟ متاسفانه جامعهٔ تئاتر را منفعل و مایوس می بینمگیاهچی: متاسفانه نه. جسته و گریخته حرف ها و گلایه هایی مطرح می شود، اما پرسشگری اصولی، گلایه های گاه به گاه و بدون برنامه ریزی و استمرار و اولویت بندی و پی گیری نیست ... پرسشگری زمانی درست انجام شده که به نتیجه ای منجر شود، اگر نتایج، معکوس باشد و شما به جای پیشرفت در امور، پسرفت ببینید و مدام آه و حسرت سر بدهید که آن چه به دست آمده بود و وجود داشت هم از دست رفته است، نشانهٔ این است که شما پرسشگر مناسبی نبوده اید و پرسشگری کارآمد و مؤثری انجام نداده اید، به پراکندگی و بی هدف گه گاه حرف هایی زده اید، اما گامی در جهت تحقق شان برنداشته اید و به هر دلیل عکس العملی متناسب و درخور نشان نداده اید. بعضی این نوع کنشگری موجود در خانة تئاتر را معادل حرف های خاله زنکی و بی نتیجه معرفی می کنند. متاسفانه جامعهٔ تئاتر را منفعل و مایوس می بینم که از هر تحول و بهبودی مطلقاً مأیوس و نا امید است، شاید چون هرگز هویت نمایندگی و نمایندگان درخور و شایسته و مورد انتظار و توقعی پیدا نکرد، اما از یاد نبریم که در هیچ جای دنیا و در هیچ مناسباتی اگر کسی خودش در جستجوی منافع خودش نباشد و از آن جانانه دفاع نکند، تقریباً ممکن نیست منفعتی به او برسد و حتی چون وضعیت امروز تئاتر ما منافعش را بیش از پیش از دست خواهد داد. یکی از دلایلی که نسل من حاضر نیست وارد خانة تئاتر شود این است که می گوید من منفعتِ شخصی خودم را راحت دارم به دست می آورم؟ گیاهچی: این به خاطر بی تجربگی و عدم شناخت از وضعیت شان است. رفتن به خانة تئاتر هم در راستای منافع شخصی می بینند؛ آقای شکرخدا گودرزی برای نمایش آخرش صد میلیون تومان کمک هزینه گرفته است، آیا برای گرفتن این کمک هزینه در جهت منفعت عموم حرکت کرده یا جهت منفعت خودش بوده است؟ حدود ۵ هزار تئاتری صاحب شرایط عضویت در خانة تئاتر داریم که بسیاری از آنها دهه شصتی و هفتادی هستندگیاهچی: نمی خواهم به این سوال پاسخ بدهم، چون مثبت یا منفی بودن پاسخ، تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند. می خواهم بگویم شما الان مدعی هستید ۲۵ هزار تئاتری داریم، حدس من این است که در حدود ۵ هزار تئاتری صاحب شرایط عضویت در خانة تئاتر داریم که بسیاری از آنها دهه شصتی و هفتادی هستند، شما فکر کنید اگر اینها وارد می شدند آیا حتی بر مبنای همین اساسنامه و ساختار پوسیده و غیرقابل دفاع، نمی توانستند تغییر ایجاد کنند؟ اگر می خواستیم دهه شصتی ها را وارد آن صندوق بکنیم از آن صندوق چه چیزی بیرون می آمد؟ گیاهچی: فرآیندی در زندگی نیست که شکست در آن غیرقابل تصور باشد، عرصهٔ زندگی عرصهٔ شکست های مکرر، تلاش های مداوم و پیروزی های ممکن است، خانة تئاتر هم همینطور است، شما بالاخره می آیید یک جایی و ممکن است در ابتدا شکست بخورید، من چند دوره در خانة تئاتر حضور داشتم؛ هیچ وقت هیأت مدیره نبودید؟ گیاهچی: نه، هیأت مدیرة مرکزی نبودم. سه دوره در کانون کارگردانان بودم، یک بار نائب رئیس و سخنگو هم بودم، زمانی که محمد رحمانیان رئیس بود، دورهٔ آخر هم که ماقبل این دوره باشد بیش ترین رای همان حاضران اندک را کسب کردم، اما اذعان می کنم، شکست خوردم نه یک شکست کامل، بلکه شکستی منتج به این نتیجه که نمی توان از طریق هیأت مدیرة انجمن و کانون ها این خانه را متحول کرد، تنها امید تغییر در هیأت مدیرة مرکزی است.ـ الان این هیأت مدیره سخنگو دارد؟ گیاهچی: بله آقای محمودرضا رحیمی سخنگوی هیأت مدیره کانون کارگردانان است، سخنگوی هیأت مدیره مرکزی هم آقای همت است. آقای همت که مصاحبه نمی کند چطور سخنگویی است؟ مشکل اصلی و بنیادین خانة تئاتر همین سخن نگفتن و عدم گفتگو استگیاهچی: اصلاً مشکل اصلی و بنیادین خانة تئاتر همین سخن نگفتن و عدم گفتگو است. جالب است شکرخدا گودرزی می گوید من از زبان خودم می گویم، روابط عمومی اش می گوید من از زبانِ خودم می گویم. نمی بینم نسل شما تلاشی کرده باشد برای اینکه بتواند تغییر و تحولی ایجاد کندگیاهچی: نشان دهندهٔ ویرانیِ سیستم و ساختار است وقتی که شما تا این حد تردید داشته باشید و اینقدر در فشار باشید، اینقدر به شما اعتماد نباشد که شما در خانهٔ خودتان بی هراس نمایندگی کنید، آن هم به عنوان عضو هیأت مدیره یا هر سمت و پستی که دارید، این نشان دهندهٔ یک ویرانی و خرابی عظیم در داخل آن سیستم و ساختار است. می خواستم بگویم همه چیز ممکن است در ابتدا با شکست توأم باشد، من که نمی بینم نسل شما تلاشی کرده باشد برای اینکه بتواند تغییر و تحولی ایجاد کند.می گویم علت احساس همیشگی و شاید کاذب موفقیت نسلِ جدیدتر، نسبت به نسل گذشته، در این که مثلاً تعدادشان بیشتر است یا حضور بیشتری روی صحنه دارند، نسبتی با ارتباط شان با شرایط دانشجویی و دانشگاهی و گروه ها و امکان همکاری ها دارد و به نسبت وقتی اینها از شرایط دانشجویی و آماتوری و غیرحرفه ای جدا می شوند و حرفه ای تر می شوند، در همین نسبت، اتفاقِ معکوسی می افتد و امکانِ حضور و فعالیت شان کمتر می شود، چون نسل هایی می آیند که چنین امکانی دارند، امکانی دارند که مثلاً شما با همراهی چند نفر جوان با انگیزه و مشتاق و پاک باخته، با بودجه و امکانات و توقعات به مراتب کمتر، کاری تولید کنید و به صحنه بیاورید که برای دیگران در نسبت با موقعیت حرفه ایشان، دیگر آن مناسبات و ارتباطات از بین رفته است؛ بنابراین به اینکه نسل های جدید الان تعدادشان یا وضع شان خوب است، نبالید و این شما را فریب ندهد؛ این دور و وضعیتی است که در انتظار هر نسلی خواهد بود؛ بچه های دهه شصتی تشکیلاتِ زیرزمینیِ خیلی خوبی دارند؛ چرخهٔ افرادی مانند اشکان خیل نژاد، یوسف پاپیری، مجتبی کریمی، سمانه زندی نژاد، مرتضی میرمنتظمی، یعنی یک زنجیره ای را تشکیل دادند که یک تشکل غیررسمی است و خیلی خوب قبضه کردند. شاید درصد مهمی از تئاترهای یکسال گذشتهٔ تئاتر ایران را اینها دست گرفتند و گیشهٔ خیلی خوبی داشتند. ما تا ساختارها را درست نکنیم هیچ تضمینی برای اینکه منافع ما در بلندمدت حفظ بشود نیستگیاهچی: بله. اتفاقاً من به این تشکیلات خیلی علاقه مند هستم و کارهای آنها را دنبال و تحسین می کنم؛ اما می خواهم بگویم این مصداق آن مثل چینی است که می گوید جای این که به من یک ماهی بدهی، ماهی گیری یاد بده! به نظرم تمام اینها را بتوان به نحوی با گرفتن آن ماهی مرتبط دانست و هیچ تضمینی برای ادامهٔ این وضعیت وجود ندارد، ما تا ساختارها را درست نکنیم هیچ تضمینی برای اینکه منافع ما در بلندمدت حفظ بشود نیست، همین تشکیلات حلقة تئاتر دانشگاهی به راحتی می تواند از یک تشکیلاتِ جدید دهه هفتادی متأثر شود و بسیاری از امکانات یا موقعیت های فعلی خودش را از دست بدهد، چون ساختار وجود ندارد. ما نمی توانیم مبنا را بر این بگذاریم که وضعیت فرد، فرد ما چگونه است، نمی توانیم بر مبنای منافع تنها خودمان حرکت کنیم، اگر تئاتر را رها کنیم و فکر کنیم هر کس تنها به فکر منافع شخصی خودش باشد، همانطور که این اتفاق در حال حاضر رخ داده است، تئاتر به سمت نابودی می رود، می شود همین اَترکسیون های هشتگی، بدون تمرین کافی و مهارت و بدون فکر و اندیشه، که صرفاً خودش را با حضور تماشاچی و صرفِ گردش مالی، توجیه پذیر می پندارد و دیگر اینکه ارزشِ فرهنگی آن چیست و چه کارکردِ معنوی ای دارد و مولد چه سرمایهٔ معنوی ای است و چقدر به عنوان یک پدیدهٔ فرهنگی مؤثر است، مطرح نیست. اینها همه به کنار می رود، یعنی یک پدیدهٔ سرگرمی ساز و پول ساز می شود، کما اینکه الان به نظر من علی رغم برخی مقاومت های ستودنی، حرکتِ کلی ما به این سمت است.شما می توانید میزانِ فروش نمایش های مختلف را ببینید، شما می بینید ۷، ۸ تا از نمایش های روی صحنه که به ۱۰ درصد اجراها هم نمی رسد، فروش خوبی دارند یا پُر هستند، بقیه، تقریباً بسیاری فروش ندارند همه صندلی ها و باکس های فروش خالی است، من با چند نفر از دوستان صحبت کرده ام، الان یکی از افتخارات یک کارگردان این است که من ضرر ندادم یا ۴، ۵ میلیون تومان ضرر کردم! یعنی هم نویسنده و هم کارگردان و گاهی طراح هم هست و هیچ چیز عایدش نشده هیچ، ناگزیر مبلغی هم از جیب پرداخته است، اینها فاجعه است یا وقتی حاکمیتِ بازیگرانِ چهره در تئاتر به وجود آمده و تمام پروسه تولید را متأثر می کند از میزان تمرینات تا تن دادن به تمام دیگر محدودیت هایی که در کار با این دسته از افراد وجود دارد و نهایتاً اینکه یک نفر بازیگر معادل کل گروه از نویسنده و کارگردان و بقیه پول دریافت کند. اینها جاهایی است که از صنف توقع کمک و ورود می رود، صنف می تواند این مناسبات را در دیگر کشورها بررسی کند و متناسب با شرایط بومی ما تلاش کند آن ها را بازتعریف و قانونمند کند و به مقابله با بی ضابطگی برود و در ممانعت از آن که حد و مرزی ندارد، کمک کند. سر این قضیه ورود نکردند. گیاهچی: نکردند؟ در چه قضیه ای ورود کردند!؟ در هیچ قضیه ای ورود نکردند، همه چیز را رها کرده ایم. در خانة تئاتر هر از گاهی گلایه ای مطرح می کنیم، بدون اینکه عملی در جهت اصلاحِ حتی یک مورد، انجام بدهیم و حداقل یک مشکل از مشکلات پیش روی جامعة تئاتر را از جلوی پا بر داریم! هر چه مساله ایجاد و مطرح می شود روی میز است و اضافه می شود، جامعة تئاتر ما هم که نشسته اند و از آن دور می گویند، لنگش کن! این یکی بی خاصیت است! به آن یکی اعتماد نداریم! فلانی بی سواد و ناکارآمد است! و دیگری منفعت طلب و باندباز و شارلاتان و ...، منتقد همه هستیم و از همه کس و همه چیز بد می گوئیم، بی آنکه بیاندیشیم هر چیزی در زندگی نسبی است و نه آرمانی و بدون آن که هرگز اندیشیده باشیم یا پیشنهاد جایگزین بهتری ارائه کنیم. تصور می کنیم بی توجهی و کوچک شمردن موضوعات مانع تأثیرپذیری ما از آنها می شود، حال که عملکرد چنین خانه ای مستقیماً روی زندگی تک تک ما تأثیر می گذارد و روی چیزی که ویژگی و معنا و فصل مشترک این صنف و علاقه و یکی از اولویت های زندگی ماست: تئاتر!بله در سال های اخیر از نظر کمی و بی آنکه طراحی خاص و ویژه ای وجود داشته باشد، شاهد رشدی بوده ایم، به هر شکل وضعیتِ تئاتر از نظر کمی بهبود و گسترش پیدا کرده است، اما آیا کسی طراحی ویژه ای داشت یا نقشی سازنده و اساسی ایفا کرد؟ اینها اتفاقاتی است که در دوره آقای شفیعی رخ داد و او هم همراهی کرد و مانع نبود که خودش ارزشمند و قابل قدردانی است؛ اما طراح و موسس نبود، یک خواست و فشار اجتماعی و عمومی وجود داشت، چیزی شبیه سر برآوردن کافه ها و ... یعنی شما این همه فارغ التحصیل دارید اینقدر کارگردان و نویسنده و بازیگر تازه، اینها بالاخره باید چه می کردند؟ ناگزیر بودند به این سمت بروند، چون سالن های تئاترِ محدودی بود و ابداً جوابگو نبود، اما آیا این اتفاق با پیش بینی و برنامه ریزی و هدایت پیش رفت، آیا اداره کل یا خانة تئاتر کوچک ترین طرح و برنامه ای در مورد این اتفاق داشت، یا تنها ناباورانه و اندکی با بهت نظاره گر بود، وضعیتی که کماکان ادامه دارد ... بله اگر آقای شفیعی، مدیران خانة تئاتر یا هر مدیر دیگری منجر به تأسیس یک زیرساخت اساسی در تئاتر شده باشد، عملکردش قابل دفاع است، همچنین آقای منتظری و بقیهٔ آنها، اما نمی توان رویدادهایی که خود به خودی یا با جبر زمانه اتفاق می افتد را به نام خود مصادره کرد، مثلاً اگر ۴ سالن در شهرستان ها، از مسیر پی گیری های دیگری ایجاد شده هر چند باز نمی توان گفت که مدیر مستقر ابداً مؤثر نبوده، اما نمی توان آن را به حساب این یا آن مدیر، تنها به صرف ارتباطی کلی و موضوعی گذاشت.حالا نمی دانم ایدهٔ خود آقای شفیعی بوده یا نه؟ اما در جایی مطرح کرده بودند که پی گیر آن هستند که در مرکز هر استان یا شهرهایِ بزرگ یک بلک باکس ساخته شود، این فکر می تواند یک ایدهٔ خوب و درخشان باشد و می تواند به عنوان یک راهبرد یا یک هدف مورد نظر باشد. این ایدهٔ خودشان بود و بر اساس بوم هر استان طراحی سالن می کردند که پایلوت آنها هم استان کرمان بود که ۸ سالن در ۸ استان با شکل بخصوص و شبیه به هم ساخته شد. گیاهچی: پس به آقای شفیعی باید تبریک گفت، در همین نسبت ممکن است کارهای مهم دیگری هم انجام داده باشند یا آقای منتظری و دیگر مدیران مستقر و از جمله مدیران همین خانة تئاتر مورد انتقاد که خب بخشی از گناهش به گردن خودشان می افتد که اطلاع رسانی مناسبی نکرده اند. زمان آقای قادر آشنا هم تئاتر شهرها راه افتاد؛ ولی مشکل تئاتر شهرها این بود که یک آمفی تئاتری از قدیم وجود داشته می گفتند این تئاتر شهر شود انجمن آنجا در آن مستقر شود و در آن نمایش اجرا شود مشکل آنجا بود خیلی از آن سالن ها اصلاً سالن های تئاتر نبودند مانند سالنی که در همدان است. گیاهچی: اطلاعات اینها درست نمی رسد. باید اطلاع رسانی درست و دقیقی انجام بشود، شما می دانید ما چند اجرا در شهرستان ها داریم؟ مثلاً الان در ایران چند نمایش روی صحنه است؟ من بارها از کسانی که ساکن شهرهایی هستند که در آن ها دانشگاه تئاتر هم داریم مثل بوشهر و نوشهر و اراک و ... این سوال را پرسیده ام و در کمال ناباوری همواره با پاسخ منفی مواجه شده ام. مشهد فعالیتِ خوبی دارد و تئاتر شهر آنجا به شدت فعال است، کرمان خیلی خوب شده است. گیاهچی: خانة تئاتر یا مرکز هنرهای نمایشی می توانست و می تواند اطلاع رسانی اینها را با ساده ترین سازوکارها مدیریت کند. آنجا بچه ها حاضر شدند بروند زیر نظر انجمن هنرهای نمایشی. گیاهچی: نمی گویم اتفاقی که در حال وقوع است را مدیریت کند، اطلاع رسانی اینها را می گویم، یعنی جمع آوری و انعکاس اطلاعاتش. مرکز هنرهای نمایشی یا خانة تئاتر به راحتی امکان چنین کار مهمی را دارند. اخیراً مثلاً خانة تئاتر کارِ زیبایی که کرده این است که اطلاعات و اخبار مربوط به خانة تئاتر و خود تئاتر را به تفکیک منتشر می کند، کار بسیار ساده ای است اما می تواند بسیار مهم و کاربردی تلقی بشود. اگر این کار را نکند روابط عمومی زیر سوال می رود. روابط عمومی خانه تئاتر سال ها تقریباً مطلقاً تعطیل بوده استگیاهچی: بله. البته همه چیز نسبی است و روابط عمومی آنجا سال ها تقریباً مطلقاً تعطیل بوده و البته بسیاری از روابط عمومی های دیگر در حوزة تئاتر هم در چنین وضعیت هایی است، یعنی فاقد هر نوع انگیزه و ابتکار و نوآوری است، اما خوشبختانه وضعیت خانة تئاتر مدت کوتاهی است که از این حیث، امیدوارکننده و در حال پیشرفت است که امیدوارم هرگز دچار روزمرگی نشود، موضوعی که دیگر بخش های خانة تئاتر به شدت درگیر آن هستند، خدا نکند نیازمند آمار و اطلاعاتی باشید، تقریباً هیچ چیز ساختارمندی وجود ندارد، جز اطلاعاتی پراکنده و در هم. از آقای گودرزی بپرسید که به عنوان مسئول پژوهش آنجاست. در خانه تئاتر پژوهشی وجود ندارد که مسئولی داشته باشد. گیاهچی: تصور نمی کنم اینطور باشد که می گویید، آن جا پژوهشی وجود ندارد که مسئولی داشته باشد، کدام پژوهش!؟ البته حالا از حق نگذریم از زمانی که آقای همت مسئولیت پذیرفته به هر حال کارها تکان کوچکی خورده و حرکت های امیدوارکننده ای مشاهده می شود. با برنامه ای که آقای نادری داشت کاملاً فاصله دارد. پیشرفت یا حرکتی که به تازگی در خانة تئاتر مشاهده می شود، با برنامه بهسازی ابداً منطبق و سازگار نیستگیاهچی: بهتر است بگوییم برنامه کارگروه به سازی، شامل آقایان حمید پورآذری، اصغر دشتی و علیرضا نادری که بسیاری در آن ایفای نقش کردند؛ اما نقش امیر اسمی به مراتب پررنگ تر بود و البته و بی شک آقای نادری پشتیبانِ اصلی ماجرا بود و حضور و پشتیبانی او باعث شد که برنامه تا آنجا پیش برود. اما این پیشرفت یا حرکتی که به تازگی در خانة تئاتر مشاهده می شود، با آن برنامه ابداً منطبق و سازگار نیست و بدتر از آن با خواست و توقع جامعة تئاتر، به خصوص جوانان و نسل های متأخر تئاتری، اصلاً جامعة تئاتر متوقع یک انقلاب و تحولی بزرگ در مناسبات است حال آنکه آنجا مانند یک لاک پشت و حلزون حرکتی آرام و با رعایت ده ها ملاحظه و تردید انجام می دهد. جلسه ای که آقای نادری و آقای دشتی و آقای پورآذری در تئاتر شهر برگزار کردند، شما در آن جلسه حضور داشتید، بعد از آن هم شما برنامه تلویزیونی داشتید آقای کوپال در حد دو سه دقیقه صحبت کرد، چرا آن روز روی آنتن بحث را باز نکردید؟ گیاهچی: موضوع برنامه ما و ساختار برنامه، نقد یکی از تئاترهای روی صحنه بود و این انتخاب و محدودیت وجود داشت که ما از این ساختار خارج نشویم. یعنی دستور بود که نمی توانید؟ در آن مقطع دوستانی که در برابر جریان به سازی مقاومت می کردند، حضور در برنامه را نپذیرفتندگیاهچی: طرح برنامه این بود و خروج از آن نیازمند هماهنگی هایی بود، در این هماهنگی ها لازم بود حتماً طرفین و نگاه هایِ در مقابل هم، حضور در برنامه را بپذیرند که اگر قرار است وارد بحثی شویم تنها به قاضی نرفته باشیم، که در آن مقطع دوستانی که در برابر جریان به سازی مقاومت می کردند، حضور در برنامه را نپذیرفتند. کما اینکه مثلاً یک جلسه به تئاتر دانشگاهی پرداختیم، یک جلسه به تئاتر خصوصی که یادم است آقای همت هم آمدند و برای مثال در بحث تئاتر دانشگاهی که انتقاداتی هم مطرح بود، دبیر جشنواره آمد، وظیفهٔ هر رسانه و از جمله تلویزیون ایجاد فرصت برابر برای دیدگاه ها و نظرات متفاوت است و هر کس حالا مسلماً در چهارچوب های تعیین شده، آزاد است نظر و دیدگاه خودش را بگوید.مثلاً در رسانة شما که یک خبرگزاری است، اگر امکان گفتگو نیست، اینطور پیش می رود که شما چیزی منتشر می کنید، من الان حرفی می گویم و فردا ممکن است کسی بیاید به نظرات من پاسخ بدهد و آن ها را رد کند و ... و شما مکلف هستید و نمی توانید بگویید من این را منتشر نمی کنم و باید منتشر کنید و تلویزیون هم کم و بیش تابع همین شرایط است، در واقع اساس تلویزیون امکان چنین فرصت برابر و چنین عدالتی است و حالا کار نداریم تا چه میزان و آیا در تمامی برنامه ها رعایت می شود یا نه؛ در مورد چشم شب روشن رعایت نشد. گیاهچی: در آن برنامه برخلاف ما این فرصت وجود داشت که تهیه کننده از خانة تئاتر برای حضور در برنامه دعوت بکند و وقتی نپذیرفتند اعلام بشود که علیرغم دعوت انجام شده، خودشان از این حق گذشته اند و دعوت را نپذیرفته اند، از طرف دیگر سه میهمان آن برنامه و حتی خود مجری از اعضای خانة تئاتر بودند و حتی آقای دکتر دلخواه رئیس وقت کانون کارگردانان خانة تئاتر بوده و هست، یعنی نمی توانید بگویید کسی در برنامه حاضر نیست که از تشکیلات موردانتقاد دفاع بکند، در مورد نقد تئاتر چنین وضعیتی در کار نبود. در جشنواره فجر آقای مهندس پور نبود. گیاهچی: آنجا هم گویا آقای مهندس پور دعوت شده بودند اما دعوت را نپذیرفتند یا نماینده ای معرفی کردند که به هر حال تصمیم تهیه کنندگان، آن شکل برگزاری گفت وگو شد، که من شخصاً آن را نمی پسندم و نمی توانم آن را کاملاً تأیید کنم و اگر از دیدگاه مورد بررسی و انتقاد هم کسی حاضر بود، مسلماً برنامه جذاب تر و با رعایت عدالت بیشتری همراه بود. گفته بود من را دعوت نکرده اند. گیاهچی: حالا درست نمی دانم، تنها این را می دانم که در برنامة مربوط به خانة تئاتر با توجه به عدم پذیرش نماینده ای از هیأت مدیرة خانة تئاتر برای حضور در برنامه، تهیه کننده حتی تا مرز تغییر موضوع برنامه پیش رفت و حتی ابتدا قرار بود دو جلسه را به این موضوع اختصاص بدهد و به هر حال از چنین وضعیتی متأثر شد، بی آنکه برنامه اش محدودیت های برنامة مرا داشته باشد. کدام برنامه؟ گیاهچی: از "نقد تئاتر" و "چشم شب روشن" صحبت می کنم، ابتدا به کلی از برگزاری برنامه با موضوع خانة تئاتر منصرف شدند؛ اما وقتی آقای دلخواه که رئیس فعلی کانون کارگردانان خانة تئاتر است و در کنار انجمن های نمایش نامه نویسی و بازیگران و طراحان به نحوی مهمترین انجمن آنجا محسوب می شود، پذیرفت به خصوص با توجه به شخصیت آقای دلخواه که آدمی متعادل و منصف و حتی تا حدودی محافظه کار است و با پذیرش نقش مدافع خانة تئاتر برای مجری، برنامه روی آنتن رفت. ولی مجری عضو خانة تئاتر نیست. گیاهچی: آقای رایانی هم ۱۰ سال پیش عضو بوده و الان یکی از چیزهای بسیار مضحک خانهٔ تئاتر همین است. چرا به کسی که ۱۰ سال منفک شده و تمایل به بازگشت دارد می گویند لازم است حق عضویت تمام این ده سال را بپردازد، برای چه باید بپردازد؟ این کوچکترین منطق و توجیهی ندارد. ۱۰ سال عضو نبوده، نه بیمه شده، نه آمده چیزی گرفته ونه از هیچ امکانی استفاده کرده است، الان برگشته، چه کسی گفته و کجای این قانونی است که شما که ۱۰ سال نبودید، باید حق عضویت تمام این ده سال را بپردازید. بعد دوستان می گویند ما مانع بازگشت هنرمندان معلق و متقاضیان عضویت تازه نیستیم. خب شما هیأت مدیره هستید، به راحتی می توانید تسهیلاتی مصوب کنید. اصلاً وظیفة شما همین است. اگر کسی حق عضویت سالی که تمایل به بازگشت دارد را بدهد و عضو بشود چه مشکلی به وجود می آید، اگر هدف حقیقتاً جذب باشد، اما وقتی شما دچار تردیدهایی برای حفظ موقعیت خودتان هستید و هدف تان جز این نیست و به منافع شخصی بیش از منافع گروهی می اندیشید و در آستانهٔ انتخابات نگران می شوید که اگر اعضای قدیمی برگردند، نکند آرا برگردد و این حاکمیتِ مستمرِ ۱۸ ساله معدودی به خطر بیفتد، گرفتار این کابوسی می شویم که هستیم.قبلاً توضیح دادم، گفتم از یک منظر ما دو نوع عضو خانة تئاتر داریم، یک نوع کسانی که از خانة تئاتر کسب هویت می کنند که هیچ اشکالی هم ندارد، خیلی هم خوب است و یکسری افرادی که به خانة تئاتر هویت می دهند، شأن برای آن ایجاد می کنند. انتخابات خانة تئاتر یا نظام انتخابات خانة تئاتر، مبتنی بر افرادی است که کسب هویت می کنند، چون این کار برای آنها اهمیت دارد، همین که با نشان دادن کارت عضویت بتوانند در کنار و جمع افراد هویت بخش حاضر باشند، برای آنان دارای ارزش و اهمیت است، پس هیچ موقعیت، موضوع و حضوری اینچنین را از دست نمی دهند، هر دو سال یکبار فرصتی دست می دهد که خودشان را به عنوان هنرمند تئاتر معرفی و اثبات کنند؛ ایرادی هم به این تلقی آنان وارد نیست، این ایرادِ اساسنامه است که چنین سیستمی برای رأی گیری گذاشته است، جایی که شناخت این افراد از موضوعِ ساختار و سیستم، از موضوعِ کاندیداها و توانایی ها و عملکردهایشان و از موضوع وضعیت فعلی و حاضرِ تئاتر، شناختِ کاملی نیست و تنها متأثر از قضاوت های ظاهری یا جو حاکم بر جلسه است و منجر به تصمیم گیری نامتناسبی می شود.رفتار متولیان موجب شده قریب ۱۰۰۰ نفر از افراد شاخص منفک شوند منکر این نمی شوم که در بین این دسته، افرادی هستند که گاهی به مراتب باسوادتر، آگاه تر و دارای دیدگاه های سازنده تری هستند، اما به محض اینکه این را می گویید همه را علیه شما تحریک می کنند، صحنهٔ فعلی انتخابات ابداً صحنه ای منطقی و قابل دفاع با فرصت هایی برابر برای کاندیداها نیست، رفتار متولیان موجب شده قریب ۱۰۰۰ نفر از افراد شاخص منفک شوند، از آن جمعیت ۱۷۰۰ بازمانده، افراد شاخص نیایند، دهة شصت و هفتادی ها هم که هیچ اعتباری برای آنجا قائل نیستند و افزوده نمی شوند، با این شرایط، مسئولیت تعیین کنندگی در انتخابات عملاً در دست کسانی است که شناخت آنها از آدم ها بر مبنای تئاتر، عملکردها یا نحوة مدیریت و دست آوردها نیست، در کمال تأسف بر مبنای دیدن افراد در فیلم ها و سریال هاست، بر مبنای اسمی که شنیده اند و به گوش شان آشناست، حتی بارها مشاهده شده که اسم درست آدم ها را نمی دانند و آنان را با نام شخصیت هایی که قبلاً در فیلم و سریالی بازی کرده اند معرفی می کنند! این چه انتخاباتی در مورد آیندهٔ هنری است که خود را مادر هنرهای نمایشی می داند، که بیش ترین پیوند را با تفکر و فلسفه و اندیشه و ادبیات داشته است! شما در آن جا درصد عمده ای از افراد حاضر را نمی شناسید، یعنی سال هاست نه تنها توفیقی برای حضور بر صحنه پیدا نکرده اند که حتی ارتباط شان در حد دیدن یک نمایش یا خواندن یک کتاب و مقاله یا حداقل پی گیری اخبار مرتبط به تئاتر هم قطع است، پس جا نمی خورید که بشنوید به آن آقایی که در سریال فلان بازی کرد رأی بدهیم! مثلاً در سریال مختار یا آژانس دوستی و ... بازی کرده بود، خیلی خوب بود! اینکه انتخابات نشد!شما عضو گروه حرکات موزون، موسیقی، همسرایان، بازی سازان یا در نقش های مکمل هستید، به راحتی هم چنین موقعیت هایی را به دست می آورید به شکلی که اگر یک سال زمان بگذارید می توانید بارها در این موقعیت روی صحنه بروید، نویسندگی سخت است، نمی شود یک متن بنویسید، حالا با این متن هایی که روی صحنه می رود بهتر است بگویم سخت تر است اگر غیرممکن نباشد، کارگردانی سخت است و بردن یک کار بر روی صحنه، طراحی سخت است که الحمدالله در حال نابودی کامل هم هست، ولی شما در تئاتر خیابانی بالاخره امکانِ اینکه بتوانید در پروژة تئاتر خیابانی حضور پیدا کنید، سهل تر است، الان بعضی از دوستان هنرمند که در تئاتر خیابانی فعالند سابقهٔ ۲۰۰ اجرایِ متفاوت، با عناوین مختلف دارند. نمی خواهم همه را با یک چوب برانم، بالاخره در هر گروهی شایستگان بسیاری هم هستند و نمی توان مطلقاً همه را با هم جمع بست، اشکالی هم در عضویت و برخورداری هیچیک از این افراد از امکاناتی که عضویت در یک تشکیلات صنفی می تواند برایشان فراهم کند نیست، بحث من تنها این است که نمی توان مدیریت و نقش اصلی در انتخابات را به چنین وضعیتی سپرد، البته می شود سپرد و نتیجة چنین کاری، همین عملکرد و نتایج به دست آمده تا حالاست. در کدام تشکیلات صنفی- هنری دیگری این چنین کرده اند که ما با همة ادعاهایمان در تئاتر می کنیم، حداقل می توانستند وضعیتی مشابة خانه های سینما یا موسیقی فراهم کنند؛ چه شد آن شب در برنامة نقد تئاتر بحث را پیش نکشیدید، آقای راد قرار شد بیاید روی خط صحبت کند، راد قبول نکرد؟ در اثنای انتخابات می خواستم ۴ مناظره برگزار کنم، گیاهچی: بله آنها مانند الان یک سکوت رسانه ای پیش گرفتند، من در اثنای انتخابات می خواستم ۴ مناظره برگزار کنم، به خانة تئاتر پیشنهاد کردم، گفتم خودتان برگزار کنید، شما باید ایجاد گفتگو کنید، یک نفر از اعضای هیأت مدیرة مرکزی تان بنشیند با یک نفر از منتقدان صحبت کند، می توانست آقای همت باشد، آقای راد باشد، خانم کاظمی باشد، آقای نعیمی باشد هر کدام از اعضای هیأت مدیره، یعنی یک کسی که از وضعیت موجود یا عملکرد خانة تئاتر دفاع می کند و یک نفر که منتقد است که می تواند خیلی از افراد باشد از کسانی که منفک شده اند تا نسل های جوان و ... بنشینند رودرو صحبت کنند. نظرشان چه بود؟ موافقت اولیه شد که قطعاً ما در تاریخ ۲ اردیبهشت اولین این گفتگوها را برگزار کنیمگیاهچی: رد نکردند، چون من درنظر داشتم این کار را اگر نپذیرفتند خودم به یک شکل خصوصی با همکاران دیگر انجام بدهم، رد نکردند و زمان را سوزاندند و در نهایت منجر به یک خبری شد که بر مبنای تأیید یکی از دوستان حتی روی سایت هم قرار گرفت اما پاک شد، یعنی موافقت اولیه شد که قطعاً ما در تاریخ ۲ اردیبهشت اولین این گفتگوها را برگزار کنیم. چرا برگزار نشد؟ هر سخن و پرسش و پاسخی چنتة خالی شان را بیش تر هویدا می کندگیاهچی: می گویم سکوت خبری و منع هر نوع مصاحبه، حتی در حد پاسخگویی در یک گروه تلگرامی، به محض آنکه یکی از آنان مبادرت به پاسخی می کند فی الفور او را منع می کنند، چون هیچ منطق و استدلالی ندارند، هر سخن و پرسش و پاسخی چنتة خالی شان را بیش تر هویدا می کند، اما در سکوت حداقل دست شان رو نمی شود و ژست و ظاهرسازی شان خراب. چون برای انتخابات ریاست جمهوری هم نشست برقرار می کنند. گیاهچی: اینها برعکس عمل می کنند! برعکس اینکه هیچ وقت حرف نمی زنند. انتخابات پرشور برگزار شود باز به ضرر اینهاستگیاهچی: حرف نمی زنند، مخالف شور و شوق در انتخابات هستند، حتی تا پیش از این خبرش را هم درست و حسابی منتشر نمی کردند و اطلاع رسانی مناسبی نداشتند در حدی که حتی به اعضای هیأت موسس خود هم خبر نمی دادند، یک نمونه اش همین آتیلا پسیانی که اخیراً از بی خبری گلایه کرد. من فکر می کنم به نحوی در عدم استقبال از خانة تئاتر و عدم برگزاری انتخابات پرشور بُرد با جناح محافظه کار و ادامهٔ این سیستم و ساختاری است که تنها تأمین کنندة منافع چند نفر معدود و محدود است و نه جامعة تئاتر، هر عضو جدیدی که از دهه ۶۰ و ۷۰ بیاید آنجا، مسلماً تحول خواه خواهد بود، هر عضوی که برگردد یعنی به دلیل انتقاد و نارضایتی رفته بوده، برگردد یک رأی به ضرر اینهاست، اگر انتخابات پرشور برگزار شود از ۱۷۰۰ نفر بخش بیشتری شرکت می کنند و باز به ضرر اینهاست، اتکای این دوستان برای استمرارِ وضع موجود به ۴۰۰، ۵۰۰ رأیی است مربوط به آن بخش از افرادی که به نحوی هویت شان را از خانة تئاتر می گیرند و هر عامل خارجی که اینجا وارد شود آن را به خطر می اندازد به همین خاطر است که از همین حالا با توجه به یک شور و استقبال نسبی صحبت از حد نصاب شکنی در جلسة اول در میان است، نوبت دوم با هر تعدادی رسمیت می یابد و بسیاری از شرکت کنندگان منتقد در نوبت اول، دلسرد شده و نمی آیند و احتمال استمرار وضعیت به شدت بالا می رود. در دورهٔ قبل این هیات مدیره با چند شرکت کننده در مجمع عمومی رای آوردند؟ گیاهچی: یکی از مشکلات همین است، آیین نامة انتخابات وجود ندارد و کوچکترین اطلاعاتی در مورد انتخابات منتشر نمی شود. یعنی نمی گویند آقای راد چند رأی به دست آورده؟ انتخابات سال ۹۳ اطلاعاتش هست و منتخبین با حداکثر ۷۰۰ تا حداقل حدود ۲۰۰ رأی به هیأت مدیره وارد شده اندگیاهچی: من سرچ کردم ندیدم، یک دوره بوده، انتخابات سال ۹۳ اطلاعاتش هست و منتخبین با حداکثر ۷۰۰ تا حداقل حدود ۲۰۰ رأی به هیأت مدیره وارد شده اند.آنجا اعلام شد؟ البته آنجا هم اگر کسی باشد اعلام می شود ولی آنجا شمارش آرا خیلی به دراز می کشد، بعداً به نحوی اعلام می شود؛ ولی من در سرچ اینترنتی به دست نیاوردم، هرچند چنین اطلاعاتی حتماً در خانة تئاتر وجود دارد، حالا نمی دانم در دسترس باشد، اما نمی گویم وجود ندارد. باز یکی از مسائل این است، سوال این است مطابق اساسنامه برگزاری انتخابات با نصف +۱ که خودش محل بحث است که چرا چنین نسبت ضعیفی، به حد نصاب می رسد. از کجا می فهمیم که به حد نصاب رسیدیم یا نه؟ شما باید اعلام کنید، بگویید من چند عضو دارم و مشخصاتی بدهید، ولی اینها اعلام نمی کنند، من می گویم شما اعلام کنید انجمن های شما چند نفر هستند، ولی اعلام نمی کنند. رئیس انجمن ها می توانند اعلام کنند؟ اطلاعات انجمن بازیگران فوق سری است، چون هویداکنندة یک نابرابری و تبعیض مطلق استگیاهچی: می توانند اعلام کنند. سه، چهار انجمن اعلام کرده اند، بقیه اعلام نکردند، مثلاً اطلاعات انجمن بازیگران فوق سری است، چون هویداکنندة یک نابرابری و تبعیض مطلق است. شما اعلام کنید چند نفر هستید تا ببینیم نسبت ها چگونه است، بعد اعلام کنید چه کسانی رای دادند. برای نمونه در صورت جلسه ای که برای انتخابات کانون کارگردانان تهیه کردم، نوشتم در این انتخابات ۲۰۰ نفر حق رای داشتند با نام این افراد... د. ، ۵۰ نفر شرکت کردند به نام این افراد...، ۱۰ نفر وکالت دادند و وکالت این افراد به این افراد واگذار شده است به نام این افراد...، وکالت نامه ها را محرمانه نگه می دارند؟ دو نفر از کاندیداها که وارد هیأت مدیره هم شدند بر مبنای اظهارات اولیة بازرس خانة تئاتر به دلیل عدم پرداخت حق عضویت ، حق اعلام کاندیداتوری نداشتندگیاهچی: اصلاً مبنا و قاعدة درست و شفافی در آن انتخابات وجود نداشت، من منشی جلسه بودم، دو نفر از کاندیداها که رأی هم آوردند و وارد هیأت مدیره هم شدند بر مبنای اظهارات اولیة بازرس خانة تئاتر به دلیل آنکه حق عضویت شان را نپرداخته بودند، حق اعلام کاندیداتوری نداشتند و این وظیفة بازرس بود که مانع این کار باشد. در ابتدای جلسه به عنوان منشی از بازرس خانة تئاتر پرسیدم مبنا چیست؟ و پاسخ دادند دفتر پرداخت حق عضویت سال ۹۶ است، اسم هیچ کدام از آنها در آن دفتر نبود من از آن دفتر عکس گرفتم تا به عنوان منشی جلسه بتوانم کارِ خودم را در حد وظایف منشی درست انجام بدهم، بعدتر گفتم چرا شما مانع نشدید که آنها که دارای شرایط نبودند، کاندیدا نشوند؟ ولی مثلاً در مورد سه نفر دیگر که کاندیدا شده بودند گفتید از چنین حقی برخوردار نیستند، چون حق عضویت سال ۹۶ را نپرداخته اند، ولی این دو نفر را نگفتند، این یک تبعیض است، مسلماً من به اعتبار و شخصیت و شأن این دو نمی خواهم ذره ای بی احترامی بکنم هر دو دوست هم حتی شایستهٔ مدیرعاملی خانة تئاتر هستند، اما یا ما مطابق قانونی رفتار می کنیم یا نه؟ و اگر در انتخابات یک انجمن نسبتاً کوچک چنین بی دقتی و اجحافی انجام شده، چطور می توان اطمینان داشت که در یک انتخابات با چندین برابر جمعیت چنین نشود!؟ بعد از او پرسیدم چرا شما نسبت به اعلام کاندیداتوری این دو نفر اعتراض نکردید؟ گفت فلانی اصلاً حق عضویت نمی دهد، گفتم این کجا اعلام شده است؟ من درآوردی است؟ گیاهچی: نه می تواند مصوبه ای داشته باشد الزاماً من درآوردی نیست، من دیروز به آقای همت گفتم اگر شما مصوبه ای دارید که افرادی حق عضویت پرداخت نمی کنند یا از شرایطِ ویژه ای برخوردارند، حق و انصاف این است که اینها را اعلام کنید، مثلاً این تعداد حق عضویت پرداخت نمی کنند اما بر مبنای مصوبات ما حق شرکت دارند. در مورد نفر دوم گفت در همان روز پرداخت کرده است، گفتم شما گفتید مبنا دفتر است، اگر همان روز پرداخت کرده، چرا ثبت نشده است؟ گفت نشده، گفتم فیش را نشان بدهید؟ می گوید شما به من بی اعتمادید، گفتم یعنی چه بی اعتمادم، من به اعتماد اعضا، منشی یک جلسه ای بودم، وظیفه ام به عنوان منشی این است که این کار را انجام بدهم و در واقع وظیفهٔ اصلی به عهدهٔ شما بوده که بازرس خانة تئاتر بودید.با چنین میزانِ دقتی انتخابات برگزار می شود حالا انتخابات یک کانون است که ۴۰، ۵۰ نفر در آن شرکت داشتند، مثلاً در انتخابات هیأت مدیرة مرکزی بارها می بینیم یک نفر ۲۰ رای داخل صندوق می اندازد، چطور یک نفر می تواند ۲۰ رای در دستش باشد!؟ هر کسی می تواند نهایتاً وکالت یک نفر را به عهده داشته باشد، این نص صریح اساسنامه است، بنابراین آن هم در صورتی که برگهٔ وک?



منبع : http://cinemapress.ir/news/97970/رفتار-متولیان-موجب-شده-قریب-۱۰۰۰-نفر-از-افراد-شاخص-منفک-شوند




اخبار سینمای ایران و جهان - سینماپرس

درخواست حذف اطلاعات
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۴سینماپرس : عکس هایی از فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی علی قائم مقامی و با بازی محسن کیایی، بهنام تشکر، پانته آ پناهی ها، بابک حمیدیان، مینا ساداتی، ساغر قناعت، عرفان ناصری، علی دهبان، ندا عقیقی، اشکان منصوری، پریوش نظریه و امید روحانی منتشر شد.



منبع : http://cinemapress.ir/photo/97974/عکس-فیلم-سینمایی-جشن-دلتنگی




تیتراژ فروشی سریال های تلویزیونی از زبان یک ترانه سرا

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: یک شاعر و ترانه سرا با اشاره به تولید برخی تیتراژهای تلویزیونی نازل از رابطه پنهان برخی تهیه کنندگان و خوانندگان و خرید و فروش تیتراژ سریال ها خبر داد. به گزارش سینماپرس، علیرضا بدیع شاعر و ترانه سرا در گفتگو با یک خبرگزاری درباره کیفیت ترانه های تیتراژ سریال های تلویزیونی در ایام مناسبتی به ویژه ماه مبارک رمضان توضیح داد: درباره تیتراژ سریال های ماه رمضان امسال فعلا نمی توان نظر مشخصی داد زیرا باید منتظر ماند و دید که این آثار تا چه حد در ذهن مردم رسوب کرده و در یادشان باقی می ماند، اما اگر بخواهیم درباره کلیت تیتراژهای تولید شده در سیما نظر بدهم باید به این مطلب اشاره کنم که در این چارچوب هم کارهای خوب و هم کارهای نازل تولید می شود که در هر دو موارد مارکتینگ موسیقی مورد توجه است.وی ادامه داد: طی سال های اخیر به دلیل روابط برخی از تهیه کننده های سریال ها و مجموعه های تلویزیونی با جامعه موسیقی شاهد فروش تیتراژها هستیم یعنی تهیه کننده برای تامین بخشی از هزینه های خود اقدام به فروش تیتراژ می کند که خریدار نیز در اغلب موارد برخی خواننده ها هستند. خواننده ای که دست به چنین اقدامی می زند وقتی می بیند با خریداری یک تیتراژ به اندازه پخش چندین تک آهنگ در فضای مجازی مشهور می شود از موضوع استقبال می کند.ترانه سرای قطعه «ماه و ماهی» با صدای حجت اشرف زاده تصریح کرد: وقتی به تیتراژهای اوایل دهه ۸۰ نگاه می کنیم می بینیم که اغلب آنها توسط بهترین خوانندگان و ترانه سرایان تهیه می شدند و شاخص اصلی انتخاب آثار مسایل فنی بود و همین امر باعث ماندگاری آنها شد.بدیع درباره کاهش کیفیت ترانه ها، ملودی ها و انتخاب خوانندگان تیتراژهای تلویزیونی بیان کرد: چندین سال پیش این موضوع مطرح شد که سازمان صدا و سیما با موسیقی پاپ مخالف است ولی حالا می بینیم که عرصه بیشتر در اختیار اینگونه آثار است. متاسفانه افراط و تفریط کار را به جایی رسانده که شاهد شرایط نابسمان و مدیریت نشده ای در جریان تیتراژها هستیم.این شاعر و ترانه سرا با اشاره به اینکه باید به سلیقه و نیاز مردم هم احترام گذاشت، گفت: مردم خواستار شنیدن موسیقی پاپ هستند ولی باید آثاری باکیفیت در اختیار آنها قرار داد نه اینکه ترانه ها و آثار ضعیف در رسانه ملی پخش شود.وی در پایان تاکید کرد: من معتقدم برای بهبود و استانداردسازی تیتراژ سریال ها و مجموعه های تلویزیونی باید مرجعی وجود داشته باشد که بتواند معرف و انتخابگر موسیقی خوب در رسانه ملی به حساب آید. البته ما مجموعه ای چون مرکز موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما را داریم اما به نظر می آید تهیه کنندگان آنچنان به این مرکز و آثار تولید شده آن توجهی نمی کنند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97976/تیتراژ-فروشی-سریال-های-تلویزیونی-از-زبان-یک-ترانه-سرا




عکس/ تلاقی بازیگران فیلم فارسی اینبار بر روی تخت بیمارستان

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: بازیگر زن قبل از انقلاب به عیادت ناصر ملک مطیعی رفت که از روز یک شنبه در بیمارستان بستری شده است. به گزارش سینماپرس، ناصر ملک مطیعی روز یک شنبه به علت نارسایی کلیه و تنگی نفس به بیمارستان منتقل و بستری شد.امیرعلی ملک مطیعی در این باره گفت: پدر به خاطر نارسایی کلیه و تنگی نفس در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان آتیه بستری هستند.پوری بنایی که در سفری به اصفهان به سر می برد با شنیدن خبر بستری شدن ناصر ملک مطیعی خودش را به تهران رساند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/98000/عکس-تلاقی-بازیگران-فیلم-فارسی-اینبار-بر-روی-تخت-بیمارستان




تغییر اعضای شورای اندیشه ورزی شبکه ۴

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: با حکم معاون رییس سازمان در امور سیما اعضای جدید شورای اندیشه ورزی شبکه چهار سیما معرفی شدند. به گزارش سینماپرس، با حکم مرتضی میرباقری معاون رییس سازمان در امور سیما و با هدف بهره گیری از ظرفیت خبرگان و کارشناسان برای عمق بخشی به فرآیند تصمیم سازی شبکه های سیما، شورای اندیشه ورزی شبکه ها تعیین شده اند.بنا بر این حکم حجت الاسلام حمید پارسانیا، جواد لاریجانی، محمدمهدی طهرانچی و عماد افروغ اعضای شورای اندیشه ورزی شبکه چهار سیما را تشکیل می دهند.در حکم معاون سیما، به آینده پژوهی و پیشنهاد مسیر آتی شبکه با توجه به ظرفیت های بالفعل و بالقوه آن، پیشنهاد محورهای برنامه سازی در مناسبت های مذهبی و ملی ذیل گفتمان ابلاغی معاونت سیما و پیشنهاد ایده های نو و خلاقانه برنامه سازی اعم از محتوایی و ساختاری به منظور ارتقای جذابیت و اثرگذاری برنامه ها اشاره شده است.تحلیل و بررسی گزارش های نظارتی، پژوهشی، نظرسنجی و ارزیابی عملکرد مراجع درون و برون سازمانی، بررسی نقاط ضعف و قوت برنامه ها به ویژه برنامه های شاخص و پرمخاطب شبکه از نکات دیگری است که معاون سیما بر آن تأکید داشته است.میرباقری در این حکم به پیشنهاد راهکارهای افزایش بهره گیری شبکه ها از ظرفیت های رسانه های نوین و فضای مجازی اشاره کرده است و خواستار افزایش همکاری و هماهنگی برای تحقق مأموریت ها شد. پیش از این و در زمان تشکیل شوراهای اندیشه ورزی در شبکه های سیما در شهریور ۹۶ شورای اندیشه ورزی شبکه چهار نیز شکل گرفته بود که شامل پرویز فارسیجانی، سارا سلیمی نمین، محمود شیخ زین الدین، مسعود ابوطالبی و رحمان سیفی آزاد می شد و حالا بعد از یک سال شورای اندیشه ورزی شبکه چهار تغییر کرده است.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97955/تغییر-اعضای-شورای-اندیشه-ورزی-شبکه-۴




مردم هنوز «پایتخت» می بینند! / «بچه مهندس» فقط عنوانش طنز است

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: سه سریال مناسبتی ماه رمضان که از شبکه های یک ، ۲ و ۳ سیما پخش می شود، در روزهای ابتدایی پخش، حضور کم فروغی داشته اند به نحوی که بازپخش سریال «پایتخت۴» بیننده های بیشتری از این سه سریال دارد. به گزارش سینماپرس، به فاصله اندکی بعد از اذان مغرب به افق تهران، شبکه ۳ سیما با سریال «رهایم نکن» اولین مجموعه داستانی ویژه ماه رمضان را روی آنتن می فرستد. «رهایم نکن» در روزهای اخیر سوژه و دستمایه شوخی های مردمی در فضای شبکه های اجتماعی شده است. علت اصلی این شوخی ها هم به حضور «امین تارخ» بازیگر توانمند سینما و تلویزیون در این سریال باز می گردد.از جراحت تا رهایم نکن حرف مرد یکی استمحمد مهدی عسگرپور در ماه رمضان سال ۸۹، یعنی حدود ۹ سال پیش سریال«جراحت» را به نویسندگی سعید نعمت الله برای شبکه ۳ سیما ساخت. در این سریال امین تارخ نقش اول مرد را بازی می کرد. این سریال تم خانوادگی داشت و به مشکلات زندگی دو برادر می پرداخت. گریم امین تارخ در این سریال بعد از ۹ سال با دستکاری بسیار کمی در سریال جدید عسگرپور استفاده شد. خبرگزاری جمهوری اسلامی در زمان پخش «جراحت» نظر چند منتقد فیلم را درباره این سریال جویا شد. نظرات آنها درباره اینکه «جراحت» مناسب ماه رمضان نیست و در آن جایگاه بزرگ ترهای خانواده به خوبی نشان داده نشده، جالب توجه است. این اتفاق باز هم در سریالی که عسگرپور ساخته، تکرار شده است.«رهایم نکن» سریالی است که در ماه رمضان پخش می شود ولی سریالی مناسبتی ماه رمضان نیست و کارکرد مناسب این ماه را ندارد.امین تارخ که بیش از دو سال بود در تلویزیون سریالی نداشت، با «رهایم نکن» به تلویزیون بازگشته است. وی که سابقه طولانی ایفای نقش در سریال های مناسبتی دارد، در مصاحبه با ایسنا، از حضورش در رهایم نکن دفاع می کند و درباره اینکه چرا در سریال های ماه رمضانی بیشتر دیده می شود، می گوید: من کارم بازیگری است چه ایام رمضان باشد، چه عید و چه مناسبت های دیگر. حال اگر به شکل تصادفی چندین کار رمضانی داشته ام به این دلیل بوده است که تلویزیون کارهای ماه رمضان را جدی تر می گیرد. تلویزیون اصولاً در این مناسبت بودجه بیشتری قائل می شود و سوژه های قابل طرح را انتخاب می کند و اصولاً ریسک بیشتری می کند، به عنوان مثال در سریال «اغما» خیلی بحث بود که اساساً قضیه شیطان و ابلیس مطرح شود و بالاخره این ریسک را کردند و مطرح کردند و در ماه مبارک می توانستند این کار را بکنند یا کار «جراحت» که یک فردی فرد دیگر را دوست دارد و پیش از محرمیت با مشکلاتی مواجه می شوند که این مسئله مطرح شد و هیچ اتفاق بدی هم نیفتاد.بچه مهندس، فقط عنوانش طنز استبعد از پایان سریال «رهایم نکن» در شبکه ۳، پخش سریال مناسبتی شبکه ۲ شروع می شود. بچه مهندس، به کارگردانی علی غفاری، داستانش از دهه ۶۰ آغاز و به دهه ۹۰ ختم می شود. وقتی سریال پدر به طور ناگهانی از جدول پخش شبکه ۲ حذف شد و «بچه مهندس» به جای آن نشست، این گونه عنوان شد که بچه مهندس سریال طنز است!از نام سریال هم که یکی از تکیه کلام های مردمی است، این گونه برمی آمد که قرار است در شب های ماه رمضان، شبکه ۲ سیما یک سریال طنز داشته باشد، ولی در عمل سریال بچه مهندس یک درام اجتماعی و حتی تلخ از آب درآمده است، به طوری که بازی بهناز جعفری در نقش مدیر یک یتیم خانه از نظر اعمال خشونت و بدرفتاری با بچه های یتیم بی شباهت با رفتار تناردیه ها با کوزت در رمان بینوایان نیست.حضور برزو ارجمند در این سریال و همچنین ایفای نقش وی در نقش اول سریال «سر دلبران» که در هر دو نیز کاراکتر مثبت، رزمنده شهید و روحانی مردمی را ایفا می کند در نوع خود جالب است. یکی از ایراداتی که به سریال «بچه مهندس» وارد شده بازی های ضعیف مجموعه بازیگران این سریال است.سردلبران و سیدی که مردم دوستش دارند«سردلبران» آخرین سریال مناسبتی این شب های تلویزیون است؛ سریالی به کارگردانی محمدحسین لطیفی که بیشتر مراحل فیلمبرداری آن در یزد انجام شده است. داستان سریال نیز به حضور روحانیت در بطن جامعه می پردازد.برزو ارجمند در سریال پرده نشین نقشی را بازی می کند که شباهت زیادی به حضور وی در فیلم «معراجی ها» دارد؛ روحانی جوان، شوخ طبع، خدا ترس و مردمی که سعی می کند با همه اقشار مردم رابطه خوبی برقرار و گره از کار آنها باز کند.پیش از این نیز یک بار تلویزیون در سریال «پرده نشین» به زندگی روحانیت نزدیک شده بود که با استقبال خوبی روبه رو شد. بازی درخشان فرهاد آئیش در سریال «پرده نشین» باعث شد که با وجود گذشت چند سال از پخش این سریال، این بازیگر در جشنواره «جام جم» جایزه بگیرد.پایتخت ۴ همچنان پربینندهدر کنار سریال های تازه، شبکه های یک، ۵ و نسیم اقدام به پخش سریال های طنز قدیمی کرده اند. شبکه یک مجموعه «پایتخت ۴» را که در سال ۹۴ پخش کرده بود بار دیگر برای ماه رمضان انتخاب کرده است. ماجراهای خانواده معمولی که نوروز امسال از ترکیه و سوریه سر درآورده بودند، یک بار دیگر به تلویزیون آمدند.پایتخت ۴، این روزها یکی از پربیننده ترین مجموعه های ماه رمضان تلویزیون شده است. اینکه مجموعه های ماه رمضان امسال هیچ کدام فضای طنز ندارند و حتی سریالی مانند «رهایم نکن» با مراسم ختم و مرگ شروع شده و فضای غمباری را تا امروز القا کرده، باعث شده تا «پایتخت» بیش از پیش دیده شود. برخی از نقدهای منتشر شده بر سریال های ماه رمضانی نبود سریال طنز را یکی از ضعف های سریال سازی برای ماه رمضان امسال عنوان کرده اند. جبار آذین منتقد پیشکسوت به ایسنا می گوید: «تولید برنامه های غم انگیز می تواند یکی از دلایل اصلی کاهش مخاطبان تلویزیون باشد. تجربه نشان داده که تولید هر چه بیشتر برنامه های اندوهگین باعث می شود تا گرایش مردم به سمت برنامه های شبکه های ماهواره ای افزایش پیدا کند. »این منتقد می افزاید: «سال ها پیش در ماه مبارک رمضان برنامه هایی با ساختار و مضامین طنز تولید و پخش می شد که اتفاقاً در جذب مخاطب نیز بسیار موفق بودند. اما الان چند سالی است که جای این دست از برنامه ها در تلویزیون خالی است و جای آنها را برنامه هایی پُر کرده است که حتی اگر ساختار غم انگیزی نداشته باشند، اما درونمایه آنها به نوعی با غم و اندوه گره خورده است. »
تلویزیون سابقه خوبی از پخش مجموعه های طنز در ماه رمضان دارد و مشخص نیست چرا در سال های اخیر این تجربه موفق را کمتر تکرار می کند.* روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97956/مردم-هنوز-پایتخت-می-بینند-بچه-مهندس-فقط-عنوانش-طنز-است




سیگار را حماقت بشر می دانم / سینماگر به نیت نصیحت کردن نباید سراغ مضرات سیگار برود

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: کارگردان سینما و تلویزیون گفت: وقتی قرار است یک موضوعی فرهنگسازی شود، بین هنرمند و مسئول و رسانه، آن که از دریچه نصیحت و هشدار و تهدید وارد نشده است می تواند موفق تر عمل کند. به گزارش سینماپرس، کیانوش عیاری کارگردان سینما و تلویزیون درباره تأثیر رسانه در مسیر فرهنگ سازی در ابعاد کلان جامعه گفت: در اصل رسانه ای مثل تلویزیون یا سینما باید چنین کاری کند. بدترین تصور این است که شما بخواهید پیامی را مستقیم یا به صورت نصیحت به خورد مخاطب بدهید. شک نکنید مخاطب چنین حرفی را برنمی تابد یا پس می زند و این بدترین شکل استفاده از یک رسانه نیرومند است. حتی ممکن است نتیجه عکس بدهد و باعث تعارض شود.این کارگردان سینما و تلویزیون که در آثار مختلف اش به وجوه سلامت در جامعه پرداخته، ادامه داد: با استفاده از عناصر گل درشت نمی شود کسی را از یک کار منع یا نسبت به کاری دیگر تشویق کرد. وقتی به صورت پنهان درباره موضوعی مثل سیگار و مضرات استعمالش حرف می زنید بی تأثیر نخواهد بود. من درکی از سیگار ندارم و سیگار را حماقت بشر می دانم. در سریال «روزگار قریب» دانشجوها از دکتر می خواهند تا چیزی به آن ها بیاموزد و او به همان حالت طنازانه خودش از ضرر سیگار حرف می زند. در مجموعه «هزاران چشم» یک قسمت با عنوان «سیگار لعنتی» نمایش داده شد. من باز هم به صورت مستقیم چیزی را نگفتم. قرار بود تعارضی در حرفه کاراکتر اصلی رخ بدهد و من در زیر متنش به دغدغه شخصی ام یعنی عناد با سیگار پرداختم. شاید باورتان نشود هدف من ترسیم مضرات سیگار بود اما می دانستم اگر مستقیم سراغش بروم هرگز به خواسته ام نخواهم رسید. به نیت نصیحت کردن مردم سراغش نرفتم. فکر نمی کردم با این یک قسمت قرار است بر جمعیت میلیونی سیگاری ها تأثیر عمیق بگذارم.عیاری اظهار داشت: وقتی قرار است یک موضوعی فرهنگسازی شود، بین هنرمند و مسئول و رسانه، آن که از دریچه نصیحت و هشدار و تهدید وارد نشده، می تواند موفق تر عمل کند چرا که برخورد قهری یا جریمه جوابگو نیست و چه بسا نتیجه عکس بدهد.خالق «شبح کژ دم» و «بودن یا نبودن» اظهار کرد: برای فرهنگسازی باید زمینه سازی بشود. زمینه هم باید به گونه ای باشد که شما خواه ناخواه در مسیر درست رشد کنید. نمی توانید به کسی بگویید اگر این مسیر را بروید رستگار می شوید و اگر به فلان مسیر بروید تباهی منتظرتان است. شما وقتی می خواهید بچه را بخوابانید، تشک مناسب و جای خواب خوبی برایش انتخاب می کنید. غذایی که به او می دهید قطعاً غذای سبک و سلامتی است. فضای ساکت و خلوتی برایش ایجاد می کنید. نمی گذارید نور زیاد اذیتش کند. همچنین او را در جهت میدان مغناطیسی زمین می خوابانید تا خواب آرامی داشته باشد. حالا اگر صبح این آیتم ها را ردیف کنیم و به اصطلاح سر بچه مان منت بگذاریم که تو اگر خواب خوبی داری، دلیلش تدبیر و مدیریت من بود، خواه ناخواه به جای حس سپاسگزاری، در او حس بدی شکل می گیرد.وی افزود: زمینه سازی، کار یک روز و دو روز نیست و صبر و حوصله بالا می خواهد. در کنار زمینه سازی، اعتمادسازی قرار می گیرد و نباید اجازه داد تا اعتمادها مخدوش شود. وقتی می بینیم شعاری گفته می شود اما در حد شعار می ماند، اعتماد نسبت به مسئول از دست می رود و وقتی ارتباط کمرنگ شد، نمی توان انتظار داشت که مردم به حرف ها توجه و اعتماد کنند.عیاری گفت: در جوامع امروزی ما نباید بگذاریم که مشکل زایش کند و دردساز شود؛ بلکه باید زمینه های بروز را تشخیص و از همان ابتدا مسدودش کنیم. مثلاً در مواجهه با یک فرد خشمگین طبیعی است که شخص مقابل هم خشمگین شود و واکنش نشان دهد؛ حال اگر ما از قبل زمینه پرورش روحیه صبر و صبوری را ترویج داده باشیم این اتفاق اصلاً شکل نمی گیرد و طرف مقابل در مواجهه با خشم، واکنش مابه ازا نشان نمی دهد. طبیعتاً شخص خاطی هم خودش متوجه می شود که مسیر را درست انتخاب نکرده است. به این ترتیب او می فهمد که در جریان اشتباهی قرار گرفته است و کم کم باورهایش تغییر می کند.سومین جشنواره فیلم سلامت شهریور سال جاری به دبیری محمد کیاسالار برگزار خواهد شد.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97960/سیگار-را-حماقت-بشر-می-دانم-سینماگر-به-نیت-نصیحت-کردن-نباید




در مراسم تودیع و معارفه معاون امور بین الملل فارابی چه گذشت؟

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: مراسم تودیع و معارفه معاون سابق و جدید امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی عصر سه شنبه اول خرداد، در سالن زنده یاد علی حاتمی برگزار شد. به گزارش سینماپرس، مراسم تکریم امیر اسفندیاری معاون سابق امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی و معارفه رائد فریدزاده معاون جدید این سازمان عصر سه شنبه اول خرداد در سالن زنده یاد علی حاتمی برگزار شد.علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در این مراسم اظهار کرد: به سهم خود از خدمات این سال های امیر اسفندیاری قدردانی می کنم. من سه سال و نیم در این بنیاد افتخار همکاری با امیر اسفندیاری را دارم اما آشنایی ما به اواسط دهه ۷۰ برمی گردد که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم و خاطرات بسیاری در آن سال ها و طی این ۲ دهه رقم خورده است.وی ادامه داد: از سال ۹۳ که در بنیاد حضور دارم از نزدیک شاهد خدمات و زحمات امیر اسفندیاری بودم و از خدمات وی تکریم می کنم. اسفندیاری در کنار سینمای ایران می ماند و در قامت مشاور رییس سازمان سینمایی و معاون دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر به همراهی خود با سینما ادامه خواهد داد.مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرد: اسفندیاری سوابق درخشانی در سینمای ایران دارد و تجربه های نابی در بخش بین الملل سینمای ایران کسب کرده است که این تجربیات باید به نوعی ثبت و ضبط شود و اسنادی که قابلیت اهدا به موزه سینمای ایران را دارد به این مجموعه اهدا شود.تابش عنوان کرد: در سینمای ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ زحمات بی شائبه ای در بخش بین الملل کشیده شده و متولی این فعالیت ها بخش بین الملل فارابی بوده است که این تلاش ها باید حفظ شود. باید قدردان زحمات اسفندیاری باشیم. او در عین حال که مقرراتی، صریح و رک است اما ما با هم راحت کار کردیم و این صراحت هیچگاه موجب رنجش و کدورت نشد.وی گفت: اسفندیاری پای مسایل ملی در سینما ایستاده و همواره در آوردگاه های مهم جهانی سینما برای اعتلای سینمای ایران کوشیده است.مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی اظهار کرد: یکی از ارزش های بنیاد سینمایی فارابی، همکارانش در معاونت امور بین الملل است. من بارها به اسفندیاری و رائد فریدزاده معاون جدید امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی گفته ام که بخش بین الملل به دلیل سوابق تحصیلی و کاری و اجرایی قابل توجه است و اسفندیاری همکاران ارزشمندی داشته و سیاست ها توسط این همکاران به سرانجام رسیده است و امیدوارم فریدزاده در تعامل گسترده با همکاران و کارشناسان معاونت بین الملل آینده درخشانی را برای سینمای ایران رقم بزند.تابش با اشاره به سوابق معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی یادآور شد: فریدزاده دوستی باسابقه و از تبار خانواده ای نجیب و عالم است، سوابق تحصیلی و علمی ارزشمندی داشته و چند سالی عضو شورای پژوهشی بنیاد بوده و سال ها با سینمای ایران در رویدادهای جهانی همکاری داشته است.وی ادامه داد: فریدزاده همکاری خوبی با انجمن سینمای جوانان ایران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و بنیاد سینمایی فارابی در طی این سال ها داشته است و امیدوارم با دانش، بینش، تجربه و سعه صدری که این مدیر جوان دارد و همکاری بخش خصوصی و مدیران سینمایی و هنرمندان که نقش ارزشمندی در فعالیت های بین الملل فارابی دارند در مجموع آینده خوبی برای فعالیت های بین المللی سینمای ایران رقم بخورد.مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی گفت: در برنامه جامع سینمایی کشور، هدفگذاری اصلی یعنی رسیدن به بازارهای جهانی، مدنظر قرار گرفته است. شورای عالی بین الملل ذیل این هدف تعریف شده و فریدزاده دبیر این شورا است و سیدرضا میرکریمی، امیر اسفندیاری و سیدمهدی طباطبایی نژاد نیز در جلسات این شورا حضور دارند و امیدوارم با برنامه ریزی های مناسب در این زمینه تعامل با بخش خصوصی و ذی نفعان برنامه ای نو دراندازیم.تابش عنوان کرد: از تلاش سالیان سال امیر اسفندیاری تشکر می کنم و می خواهم یار و یاور ما در بنیاد سینمایی فارابی در مقام مشاور رییس سازمان سینمایی و معاون جشنواره جهانی باشد. همچنین از فریدزاده می خواهم محورهای ذکر شده در حکم خود را زودتر به مرحله اجرا برساند.در این مراسم برخی حاضران درباره امیر اسفندیاری و خدماتی که وی به بخش بین الملل سینمای ایران ارایه کرده سخن گفتند.حبیب ایل بیگی درباره امیر اسفندیاری اظهار کرد: دوست و برادر تعابیری است که درباره وی صدق می کند. او همواره ما را به تعقل دعوت می کرد.وی یادآور شد: سینمای ایران بخشی از افتخاراتش در دنیا را مدیون امیر اسفندیاری است و معتقدم وی و همکاران معاونت بین الملل فارابی زحمات خالصانه و بی ریایی را برای سینمای ایران انجام دادند.ایل بیگی اظهار امیدواری کرد که اسفندیاری کنار سینمای ایران بماند و از تجربیات وی بهره های لازم انجام شود چراکه بخشی از سینمای ایران را با امیر اسفندیاری می شناسند.رسول صدرعاملی نیز در این مراسم اظهار کرد: ما در کشورهای خارجی رایزنان فرهنگی بسیاری داریم اما هیچکدام نتوانستند به اندازه ۲۰ سال که امیر اسفندیاری سفیر سینمای ایران در خارج از کشور بود، اثرگذار باشند.وی ادامه داد: با امیر اسفندیاری جشنواره ها را در نوردیدیم و وی کسی بود که از اول می دانست ما در کدام جشنواره چه شانسی داریم.این کارگردان سینما با اشاره به شرایط خاص کشور در دهه های ۶۰ و ۷۰ عنوان کرد: در این ۲ دهه که کشور فراز و نشیب های زیادی داشت، بخش بین الملل جای خطرناکی محسوب می شد اما امیر اسفندیاری توانست چهره ۲ رویی نداشته باشد و نوع معرفی و غیرتی که درباره سینمای ایران داشت مثال زدنی بود. بیشترین انرژی خود را برای فیلم هایی می گذاشت که مهجور واقع می شدند. امیر اسفندیاری برای اینکه ثابت کند حضورمان چقدر موثر است، سختی های بسیاری کشید.صدرعاملی تاکید کرد: امروز روزهای خوب سینمای ایران است و فیلمسازان و فضایی که ایجاد شده لذت بخش است. گاهی احساس می کردم امیر اسفندیاری خیلی تنها است از همین رو آمدم که خسته نباشید جانانه ای به امیر اسفندیاری بگویم و معتقدم همه آنچه که در طول زمان انجام می دهیم، می ماند.سیدرضا میرکریمی دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر، نیز در این مراسم اظهار کرد: امیر اسفندیاری از انقلابی های اصیلی است که در حوزه فرهنگ مانده، امروز ادعای انقلابی گری بسیار است و خیلی ها که تازه پیدایشان شده می آیند که ما و همه را کنترل کنند اما امیر اسفندیاری از انقلابی های قدیمی است.وی ادامه داد: او ۱۵ روز در کمیته مشترک ضدخراب کاری بوده و با همان موضع انقلابی در بخش بین الملل کار کرده و از قدیمی ترین های عرصه مدیریتی است. باید به نظام دستمریزاد گفت که یک مدیر فرهنگی بیش از ۲۰ سال در مسند خود کار کرده است.دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر تاکید کرد: اسفندیاری شخصیتی رک دارد و باج نمی دهد و برای خود اصولی دارد. او کشور خود را دوست دارد و هنوز موفقیت خیلی از دوستان فیلمسازی که امیر در معرفی آنان در سطح جهان نقش داشته و بعدها به وی بی اعتنایی کرده اند ذوق و شوق در چشمان امیر ایجاد می کند و این سیستم از اسفندیاری کارمند نساخت.میرکریمی ادامه داد: بعد از مدتی ما یاد می گیریم برای رضایت بالادستی کار کنیم و یادمان می رود کارمان باید منفعت داشته باشد و اول از همه باید خودمان از کارمان رضایت داشته باشیم.وی گفت: خوشحالم که امیر اسفندیاری می رود زیرا فرصت بیشتری برای رفاقت با وی پیدا می کنم. همچنین خوشحالم نیروی جایگزین وی جوان و با سواد و قابل اعتماد و اعتنا است.این کارگردان سینما عنوان کرد: گنجی همچون امیر اسفندیاری نیز به رائد فریدزاده مدیر جدید بخش بین الملل بنیاد سینمایی فارابی کمک خواهد کرد. آدم های بزرگ باید بر مرام خود پافشاری کنند و امیدوارم فریدزاده از فرصت جدید استفاده کند.مسعود نقاش زاده نیز در ادامه این مراسم اظهار کرد: به امیر اسفندیاری خدا قوت می گویم. وی از قدیمی ترین مدیران حوزه سینما است و هرچقدر به یاد دارم وی فعال بوده است به طوری که در کمتر از یک سال اخیر افتخار همکاری با اسفندیاری را داشتم و دیدم وی و همکارانش مسئولانه با موقعیت بین الملل سینمای ایران برخورد کرده و دلسوز بوده اند و تیمی کوچک کارهای بسیار بزرگ و گسترده ای انجام دادند.وی ادامه داد: به فریدزاده خوش آمد می گویم. باید بگویم شاهد تلاش های وی از سال ۲۰۱۰ بودم و امیدوارم با استفاده از تجربه امیر اسفندیاری، روزهای خوبی در انتظار بخش بین الملل سینمای ایران باشد.اکبر عالمی نیز در این مراسم اظهار کرد: سال های خیلی دور و در دوران جنگ ایران و عراق برای کاری به هلند رفتم و گذرم به سفارت ایران افتاد و دیدم سفیر زبان بلد نیست. نمی توانید بدانید چقدر غصه خوردم وقتی دیدم کنسول نیز زبان بلد نیست و سفارتخانه را مردی هندی که ۲ زبانه است اداره می کند. جاهای دیگر نیز دیدم کسانی که باید با زبان انگلیسی و دیگر زبان ها مانوس باشند این توانایی را نداشتند.وی ادامه داد: وقتی فهمیدم رائد فریدزاده را انتخاب کردند قلبم روشن شد برخلاف حسی که در هلند داشتم. وی تحصیلاتش در کشورهای آلمانی زبان بوده و به زبان انگلیسی مسلط است و ریشه در فرهنگ ایران دارد.این استاد سینما عنوان کرد: همه آرزو داریم که سینمای ایران جهانی شود در حالی که رگ سهروردی و امیرکبیر را حسادت قطع کرد.عالمی ادامه داد: جهانی شدن سینمای ایران این گونه نیست که وقتی بدانیم کیارستمی در جشنواره کن گُل کرده کاری کنیم که در فرودگاه از دری دیگر خارج شود. جهانی شدن به این معنا نیست که منِ نوعی به این کارگردان یا افراد موفق حسادت کنم. بزرگترین دعای من این است خداوند حسد را از ذهن هنرمندانی که کوتوله هستند، دور کند.وی گفت: از زحمات اسفندیاری به عنوان یک ایرانی تشکر می کنم و برای رائد فریدزاده آرزوی موفقیت دارم چراکه موفقیت او سربلندی ایرانیانی است که دلشان برای این خاک می تپد.این استاد دانشگاه گفت: ۵۳ سال است در سینمای ایران هستم و مدیران طراز اولی را دیدم که شایسته نشستن روی صندلی خود نبودند اما این انتصاب حساب شده بوده و به تابش بابت این مهم تبریک می گویم.کامیار محسنین از همکاران بین الملل نیز در این مراسم اظهار کرد: در چنین روزی خیلی دوست ندارم صحبت کنم چراکه بیش از ۲۰ سال امیر اسفندیاری بیشتر برادر ما بود تا مدیر.وی ادامه داد: فن مذاکره کردن را از امیر یاد گرفتیم، با امیر روی بسیاری از موضوعات سینمای ایران تعصب داشتیم و دوران لذت بخشی را سپری کردیم از همین رو اسفندیاری می داند ما همیشه کنارش هستیم.مسعود احمدیان مشاور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، نیز در این مراسم یادآور شد: راجع به امیر اسفندیاری صحبت کردن سخت است؛ سینمای ایران همانند سینمای هند یک امیر خان دارد. ۱۷ سال پیش که به فارابی آمدم امیرخان را دیدم و متوجه شدم امیر اسفندیاری فارغ از سوابق مختلف، فردی ارزشمند است.وی ادامه داد: سینمای ایران به دوره قبل از امیر و بعد از امیر تقسیم می شود البته امیدوارم رائد فریدزاده نیز همین مسیر را طی کند.سید مهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز گفت: به نمایندگی از همکارانم در مرکز گسترش به امیر اسفندیاری خداقوت می گویم. همه معترفیم خاطره جمعی ما از حضور موفق ایران در سطح بین الملل که از قله های هنر ایران است مرهون اتفاقات زیادی از جمله زحمات امیر اسفندیاری و همکارانش است و این خاطره هرگز از ذهن و ذائقه مردم و اهل فرهنگ پاک نمی شود.وی ادامه داد: به فریدزاده خیر مقدم می گویم و دعا می کنم بنیاد سینمایی فارابی برای آینده وی ثمربخش و حضور این مدیر جوان برای سینمای ایران موثر باشد.علیرضا قاسم خان مدیرعامل موزه سینمای ایران نیز گفت: در ابتدا سینمای ایران را کسی نمی شناخت و امیر اسفندیاری در شرایطی که دنیا ایران را جنگ طلب می خواند وجهی متفاوت از کشورمان را به سینما عرضه کرد. از این نظر سینما و فرهنگ ما مدیون وی است.وی پیشنهاد کرد بخشی از اسناد مربوط به بخش بین الملل از سوی امیر اسفندیاری و بنیاد سینمایی فارابی در اختیار موزه سینما قرار گیرد.مدیرعامل موزه سینما تاکید کرد: کسی امروز مسئولیت بخش بین الملل را برعهده دارد که از دانش و سواد سینمایی وی آموختم. بین سینما و قشرهای دیگر باید رفت و آمد به وجود آید و نیازمند ورود فکرهای جدید از مناظر متفاوت به سینما هستیم. فریدزاده این نگاه را دارد و امیدوارم این نگاه به ما رنگ تازه ای بدهد.قاسم خان عنوان کرد: فریدزاده می داند ما در چه شرایطی هستیم و جامعه و سینمای ایران باید واکنش درست خود را نسبت به فشارهای بین الملل نشان دهد.روح الله حسینی رییس مدرسه ملی سینمای ایران در این مراسم اظهار کرد: مدت زمان زیادی نیست که امیر اسفندیاری را می شناسم. تک تک نکته هایی که سیدرضا میرکریمی درباره وی گفت درست است.وی ادامه داد: خوشحالم فریدزاده را در این سمت می بینم چراکه خیلی کم پیش می آید آدمی در مسندی که باید تکیه بزند حضور داشته باشد. رائد فریدزاده دنیا را خوب می شناسد و به ۲ زبان مسلط است بنابراین باید منتظر باشیم که فیلسوف سینمای ایران درباره سینما چه خواهد کرد.محمد اطبایی، از پخش کنندگان مستقل سینمای ایران، نیز در این مراسم گفت: همه ما اهل بنیاد سینمایی فارابی هستیم. دوران خوبی بود. امروز به احترام امیر و حضورش آمدم چراکه وی تصویر خوبی از سینمای ایران در عرصه بین المللی ارایه داد.وی یادآور شد: آرزو و نفرینی که برای امیر داشتم را باز می گویم که به بخش خصوصی بیایید.امیر اسفندیاری معاون سابق بین الملل بنیاد سینمایی فارابی نیز در این مراسم اظهار کرد: از لطف دوستانم سپاسگزارم. خدا را شاکرم در طول این سال ها برای سینمای ایران در بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مهمترین بخش سینمای ایران فعالیت کردم و از بهشتی و شجاع نوری که مرا به بنیاد سینمایی فارابی دعوت کردند، تشکر می کنم.وی یادآور شد: قبل از اینکه به فارابی بیاییم به دنبال پروژه بین المللی باراکا بودم به طوری که شجاع نوری در همان سال ها به من می گفت چگونه جرات کردی این پروژه را قبول کنی؟ ضوابط اداری را نمی دانستم اما بهشتی با مدیریت بسیار خوب و بی تکلف خود به من کمک کرد البته من هم به خودم اجازه می دادم از وی کمک بگیرم.معاون سابق بین الملل بنیاد سینمایی فارابی با بیان اینکه در همه فضاهای بنیاد سینمایی فارابی همدلی و بی تکلفی و جذابیت هایی وجود داشت، عنوان کرد: به بنیاد آمدم و از آن زمان تاکنون در خدمت مدیران عامل مختلفی از جمله بهشتی و تابش بودم و به خاطر اعتماد و اطمینانشان از آنان تشکر می کنم.اسفندیاری تاکید کرد: بسیاری از این عزیزان برای حفظ برند جهانی بنیاد سینمایی فارابی سختی های بسیاری را تحمل می کردند. از محمد حسن پزشک که سکان بین الملل فارابی را به من سپرد و همه هنرمندان که موجب دلگرمی من در پیگیری امر بین الملل بودند، کمال تشکر را دارم.وی عنوان کرد: در ادوار مختلف به لحاظ سیاسی نیز معضلاتی برای حضور بین المللی پیش می آمد و مدیرانی نیز بودند که علاقه ای به حضور بین الملل سینمای ایران نداشتند. از همکارانم تشکر می کنم که در این مسیر دشوار مرا همراهی کردند. تعهد و مسئولیت پذیری آنان باعث شد اتفاقات خوبی برای سینمای ایران رخ بدهد.معاون سابق بخش بین الملل بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرد: خوشحالم رائد فریدزاده این مسئولیت را برعهده می گیرد و مطمئن هستم تلاش خود را برای ارتقای جایگاه بین الملل سینمای ایران به کار می بندند و همه باید به وی کمک کنیم.اسفندیاری همچنین ضمن ادای احترام به زاهدی و سعید صالح از همکاران فقید بنیاد سینمایی فارابی، یاد آنان را گرامی داشت. رائد فریدزاده معاون امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی نیز در این مراسم گفت: هرچه درباره امیر اسفندیاری بگوییم کم گفتیم. امیر اسفندیاری سخاوتمندانه به همه محبت می کند و حب عمیقی به وطن دارد.وی ادامه داد: تنها هنر من این است که میراث گران بهایی را که امیر اسفندیاری و همکارانش با سختی هرچه تمام تر فراهم کردند حفظ کنم و این اتفاق بزرگی خواهد بود.وی ادامه داد: باید از اسفندیاری بابت کارهای بزرگی که انجام داد و کارهایی که انجام نداد و ایستاد قدردانی کرد.معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی تاکید کرد: در حوزه بین الملل در معرض سوتفاهم های مختلف قرار داریم و باید همیشه برای اثبات کاری که فرهنگی است جنگید و در این میانه، فرهنگ و هنر است که به فراموشی سپرده می شود.فریدزاده توضیح داد: وقتی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی شرایط را تشریح کرد، دیدم وظیفه است که این میراث که با زحمت بسیار به دست آمده حفظ شود و دستخوش آماج طوفان ها نشود و قبول کردم در خدمت دوستان باشم.وی گفت: اگر حمایت شخص امیر اسفندیاری و دوستان نباشد امکان و توان ادامه این مسیر را ندارم از همین رو دلگرم به توانایی عزیزان حاضر در بنیاد سینمایی فارابی هستم.سیدرضا میرکریمی دبیر جشنواره جهانی، سیدمحمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینما مستند و تجربی، علیرضا قاسم خان مدیرعامل موزه سینمای ایران، روح الله حسینی مدیرعامل مدرسه ملی سینما، حبیب ایل بیگی قائم مقام بنیاد فارابی، مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی و پژوهشی بنیاد فارابی، شیرین نادری مدیر بین الملل مرکز گسترش سینما مستند و تجربی، شهنام صفاجو مدیر روابط عمومی مرکز گسترش سینما مستند و تجربی، محمد اطبایی، مریم نقیبی، چنگیز حسنی و اکبر عالمی منتقد و مدیران و معاونان بنیاد و همکاران بین الملل فارابی از جمله حاضران در این مراسم بودند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97961/در-مراسم-تودیع-و-معارفه-معاون-امور-بین-الملل-فارابی-چه-گذشت




افطار با گریه یا خنده؟

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: مدتی است که به شوخی یا جدی، مردم برنامه های ماه رمضان را مصادف می دانند با «بغض» های احسان علیخانی و اشک های بینندگان سر سفره افطار! این برچسب تقریبا از همان فصل اول برنامه در سال ۱۳۸۶ به ماه عسل زده شد که باید در هر برنامه اشک مخاطبانش را در بیاورد تا دلش خنک شود! مدتی است که به شوخی یا جدی، مردم برنامه های ماه رمضان را مصادف می دانند با «بغض» های احسان علیخانی و اشک های بینندگان سر سفره افطار! این برچسب تقریبا از همان فصل اول برنامه در سال ۱۳۸۶ به ماه عسل زده شد که باید در هر برنامه اشک مخاطبانش را در بیاورد تا دلش خنک شود! تا جایی که خود علیخانی که علاوه بر مجری، تهیه کننده ماه عسل هم هست بارها به این موضوع و شوخی های شبکه های مجازی، اشاره کرده است.سازندگان ماه عسل سعی دارند با تحریک احساسات مخاطبان در این ماه به وسیله بازگو کردن سرگذشت مهمانان، تلنگری به وجدان ما بزنند. تلنگری که گاهی ممکن است به خطا برود و بی نتیجه بماند. بحث بر سر یک برنامه خاص نیست، این شب ها تقریبا تمام شبکه های سیما پر شده از برنامه ها و سریال های غمناک و ناراحت کننده. انگار هرکدام از تهیه کنندگان تلویزیون در مسابقه ای نانوشته تلاش می کنند بیشتر در گلوی بیننده بغض بکارند و اشک بیشتری درو کنند. نه این که فکر کنیم فقط در این ۳۰ شب تلویزیون سفره افطار ما را اشک آلود می کند، اگر دقت کنیم تمام سال به جز یکی دو برنامه، بقیه ساخته های سیما هم از این دست هستند. باز گلی به گوشه جمال رامبد جوان که نصفه و نیمه و چند شب در هفته تمام سعی اش را می کند تا ما را بخنداند! شاید کارشناسان باید بگردند تا ریشه این اندیشه که ماه رمضان را ماه غم و غصه می داند بیابند. در حالی که در دیگر کشورهای مسلمان، این ماه را همچون عید جشن می گیرند و شادی و سرور از یک ماه نشستن بر سر سفره الهی را در انواع و اقسام برنامه ها و جنگ ها و سبک زندگی شان، ابراز می کنند.دور نیست ماه رمضان هایی که خودمان هم عادت کرده بودیم یک شبکه سریال خانوادگی بگذارد، یک شبکه سریال ماورایی و یک شبکه هم سریال کمدی. هنوز آن سریال های شاد و خاطره ساز ماه های رمضان گذشته را به یاد داریم و حتی از دیدن تکرارشان هم لذت می بریم. ولی در سال های اخیر، این روش جای خودش را به پخش سریال های غمناک با مضمون تکراری که پر از درد و استیصالی است که هیچ کاری از دست مخاطبش برنمی آید جز غصه خوردن، داده است. برنامه هایی که انگار فقط هدف شان مغموم ساختن بیننده است و دیگر هیچ. گویا این روند مد شده است، چون حتی در سینما هم تعداد فیلم های تلخ مان چندین برابر فیلم های مفرح مان شده است. البته متاثر شدن و تامل در برخی چیزها هم نه تنها بد نیست بلکه برخی اوقات ضروری نیز هست. چه بسیار فیلم ها و سریال هایی که با همین تکنیک، پیام های عمیق و درس های عظیمی به مخاطب خود داده اند. نمونه بارزش فیلم «شیار ۱۴۳» که در طول فیلم بغض پنهان و پیدا دست از سر تماشاچی برنداشت و در آخر فیلم، بیننده ای نبود که به یاد شهدا، مفقود الاثران، جانبازان و خانواده های شان نیفتاده باشد و حس احترام به این قشر عزیز در دلش بیدار نشده باشد.ولی دیدن غم و غصه های تکراری، بی هدف، بدون نتیجه و خالی از پیام و تفکر، نه تنها فایده ای ندارد که حتی ممکن است مضر هم باشد. همان طور که این نظریه را برای فیلم و سریال های کمدی هم می توان صادر کرد. شاید این موضوع به بودجه و حساب و کتاب سیما برمی گردد که ساخت یک سریال کمدی به خاطر دستمزد بالای بازیگران و کارگردان و فیلم نامه نویس اش هزینه بیشتری بر دوش سازمان می گذارد تا یک سریال درام و تراژدی، با هنرپیشه های ناشناخته و فیلم نامه یک خطی. شاید هم به غیبت هنرمندان طنزپردازی مربوط است که پشت تلویزیون را خالی کرده اند و دست سیما را در پوست گردوی اشک و آه گذاشته اند. هرچه هست، صدا و سیما باید فکری به حال خود و مخاطبانش بکند. خالی شدن تدریجی کنداکتور سیما از برنامه های فاخر، مفرح و همه پسند نه به نفع خودش است و نه به نفع بیننده ای که برای ساعتی سرگرم شدن و فراموش کردن مشکلات روزانه اش در این دوره و زمانه، ممکن است به سوی شبکه های خوش رنگ و لعاب دیگر روی گردان شود.*روزنامه خراسان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97965/افطار-با-گریه-یا-خنده




برای حجابم از کار برکنار شدم + فیلم

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «اعظم بروجردی» می گوید به واسطه نگاه منفی یکی از معاونان سازمان فرهنگی و هنری شهرداری از بهمن ماه خانه نشین شده است. به گزارش سینماپرس، آقای ع از مدیران جالب توجه حوزه فرهنگ است. او که برای مدتی طولانی در یکی از سمت های مهم هنری سازمان فرهنگی - هنری شهرداری فعال است، چندی پیش در پردیس تئاتر تهران از بازیگران شاخص سینما و تلویزیون دعوت کرده بود تا شاید در آن پردیس تحولاتی ایجاد کند، اکنون در برابر اتهامی قرار گرفته است که می تواند تصویر او را دگرگون کند.اعظم بروجردی، نویسنده و کارگردان تئاتر، در مقام معاون هنری پردیس تئاتر تهران، آقای الف را متهم کرده است که او را بابت حجابش از کار برکنار کرده است و او نزدیک به سه ماه خانه نشین است. بروجردی معتقد است که آقای ع به وی گفته است برای مدتی فاقد فعالیت باشد؛ اما اکنون این هنرمند متهم به ترک کار شده است و آقای ع از او حمایتی نکرده است.خانم بروجردی می گوید که وی بارها به او گفته است عدم حضور هنرمندان در پردیس تئاتر تهران به دلیل حجاب تو بوده است. در ویدئویی که در این خبر منتشر شده است، خانم بروجردی از رفتارهای این مدیرفرهنگی پرده برمی دارد و می گوید چگونه این مدیر باعث خانه نشینی او شده است.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4*تسنیم



منبع : http://cinemapress.ir/news/97964/برای-حجابم-از-کار-برکنار-شدم-فیلم




فیلم/ اولین تیزر فیلم سینمایی «ناخواسته»

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: اولین تیزر فیلم سینمایی «ناخواسته» به کارگردانی «برزو نیک نژاد» در اولین روز از اکران عمومی این فیلم منتشر شد. به گزارش سینماپرس، «ناخواسته» پس از ۵ سال انتظار از امروز (چهارشنبه ۲ خردادماه) به سرگروهی پردیس سینمایی زندگی در سینماهای فرهنگ، آزادی، کورش، ملت، مگامال، ارگ تجریش، زندگی، چارسو، باغ کتاب، سینما شهرک، سمرقند، ایران، سپیده، راگا، عصرجدید، تماشا، کیان، جی و فرهنگسرای اشراق اکران می شود و از فردا (پنج شنبه ۳ خرداد ماه) در مشهد نیز به نمایش در می آید.«ناخواسته» اولین فیلم برزو نیک نژاد در مقام کارگردان است که در ژانر اجتماعی ساخته شده و در بخش مسابقه فیلم های اول سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد. این فیلم در جشنواره سی و دوم فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ کارگردانی بخش نگاه نو شد و دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری را برای مسعود سلامی به ارمغان آورد.مهتاب کرامتی، مهرداد صدیقیان، ستاره اسکندری، محمدمهدی فقیه منفرد، فرهاد قائمیان، الناز حبیبی و محمد سیدزاده بازیگران فیلم «ناخواسته» هستند.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4در خلاصه داستان فیلم «ناخواسته» آمده است: هر از گاهی اتفاقاتی می افتد، خوب، بد که اگر جاده زندگیمان را تغییر ندهد، پیچ و تابش گریزناپذیر است. ما خواسته، کاری می کنیم برای دوری از ناخواسته های سرزده، ولی گهگاه سرنوشتمان رقم می خورد، با همین ناخواسته ها.سایر عوامل این فیلم عبارتند از: کارگردان و نویسنده: برزو نیک نژاد، تهیه کننده: سید امیر سیدزاده، مشاور کارگردان: محمدحسین لطیفی، مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، طراح صحنه و لباس: محسن نصرالهی، صدابردار: علیرضا غفاری نژاد، طراح گریم: ایمان امیدواری، مدیر تولید: مهدی چراغی، تدوین: امیرشیبان خاقانی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: احسان سجادی حسینی، مشاور رسانه ای: مریم قربانی نیا، دستیار اول فیلمبردار: مصطفی سیفری، منشی صحنه: محمدحسین گل فشان، عکاس: محمد بدرلو، گروه فیلمبرداری: امید رخ افروز، دستیار دوم کارگردان: نوید صلاحی، گروه صحنه و لباس: جواد فاضلی، جواد داودی، سامره جوانمرد، دستیار صدا:علی قاسمی، گروه گریم: میثم قراگوزلو، سمانه مرادیان، مدیر تدارکات: آرش صالحی، گروه تدارکات: محمدرضا آهی، ابوالفضل لطفی، حامد آزادی، محمدرضا حق گو.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97968/فیلم-اولین-تیزر-فیلم-سینمایی-ناخواسته




هاشمی: عدم حمایت مسئولان از سینمای دفاع مقدس و بی توجهی به تولید آثار انبوه در این حوزه ظلم به شهدا، کشور و آیندگان است

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: سیدجواد هاشمی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در آستانه سالروز آزادسازی خرمشهر با انتقاد از بی توجهی مدیران فرهنگی و سینمایی نسبت به وقایع و رویدادهای دفاع مقدس در سینما گفت: عدم حمایت مسئولان از سینمای دفاع مقدس و بی توجهی به تولید آثار انبوه در این حوزه ظلم به شهدا، کشور و آیندگان است و نباید اجازه داد یاد و خاطره ۸ سال دفاع مقدس و رشادت ها و دلاوری های شهدا و جانبازان گرانقدر به دست فراموشی سپرده شود. کارگردان فیلم سینمایی «پیشونی سفید» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: دفاع مقدس یک اتفاق بسیار منحصر به فرد در کشور ما محسوب می شود؛ تاریخ به هیچ عنوان نمی تواند این دوران را فراموش کند چرا که طی این ۸ سال لحظات و اتفاقات بسیار نابی وجود داشت که برای همیشه در اذهان ماندگار خواهد بود که قطعاً یکی از لحظات روز آزادسازی خرمشهر است.وی ادامه داد: انسان های بزرگ و شریف بسیاری زندگی و جوانی و عمرشان را گذاشتند و از حیثیت و ناموس کشور و وطن شان دفاع کردند؛ ما هرگز نباید اجازه دهیم یاد و نام شهدای بزگوار، جانبازان عزیز و خانواده های شهدا و مفقودالاثرها که همچنان چشم انتظار فرزندشان هستند فراموش شود. ما همچنان در لحظه لحظه زندگی مان درگیر ۸ سال دفاع مقدس هستیم چرا که در گوشه کنار میهن اسلامی مان بسیاری از خانواده شهدا، رزمندگان و جانبازان همچنان سرنوشت شان با دفاع مقدس گره خورده است.هاشمی سپس با تأکید بر اینکه هیچ پدیده ای بهتر از دفاع مقدس برای فرهنگ سازی در کشورمان وجود ندارد تصریح کرد: سینما رسانه ای است که بر ذهنیت مخاطبان و جامعه اثر می گذارد از این رو نیاز است در سینما ما به معرفی الگوهای ارزشمند و فرهنگ ساز روی بیاوریم نه اینکه با دست خودمان فرهنگ و ارزش های مان را فراموش کرده و زیرپا بگذاریم. مسئولان فرهنگی و سینمایی بیش از این نباید در حق سینمای دفاع مقدس ظلم کنند. ما باید آگاه باشیم که هنوز در سینما و تلویزیون بیش از ۹۰ درصد وقایع و شخصیت های ارزشمند دفاع مقدس را معرفی نکرده ایم.بازیگر فیلم سینمایی «اخراجی ها» خاطرنشان کرد: زندگی امثال شهیدان بروجردی، همت، دستواره، چمران، جهان آرا و... جای پرداخت بسیار زیادی در سینما و تلویزیون دارد. ما بیش از ۵۰ هزار الگوی ارزشمند داریم که پرداختن به زندگی آن ها در قالب یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی می تواند تأثیرات شگرفی روی مخاطبان و به ویژه نسل جوان کشور داشته باشد. ما باید آرمان ها و اهداف دفاع مقدس را همچنان در کشورمان زنده و پویا نگه داریم و اگر این کار را نکنیم در حق همه آیندگان، مردم و شهدا و جانبازان ظلم کرده ایم.این سینماگر در بخش دیگری از این گفتگو با انتقاد از مسئولان و مدیران سینمای کشور گفت: متأسفانه فکر غلطی در سر مسئولان ما وجود دارد که سینمای دفاع مقدس دیگر در میان مردم طرفدار ندارد این در حالی است که این تفکرات از اساس باطل، اشتباه و غلط هستند چرا که تجربه ثابت کرده ما هرگاه در کشورمان فیلم دفاع مقدسی خوب و ارزشمند ساخته ایم مردم با جان و دل شان به سمت سینماها هجوم برده اند و فیلم ها را تماشا کرده اند و شاید به همین علت است که همچنان سینمای دفاع مقدس در تاریخ سینمای کشور ما جزو پرفروش ترین گونه ها و ژانرها قرار دارد.وی یادآور شد: «برزخی ها»، «کانی مانگا»، «عقاب ها»، «افق»، «آژانس شیشه ای»، «از کرخه تا راین» همگی در دوران خود بیشترین فروش را داشته اند. «لیلی با من است»، «اخراجی» ها و... نیز همه پر فروش بودند حتی در عصر امروز جنگی ترین فیلم هم بیشترین فروش را دارد پس فیلم دفاع مقدس خوب بیشترین آمار فروش در تاریخ سینمای ایران را بدون شک جذب کرده است.هاشمی متذکر شد: به همین علت این وظیفه مسئولان و مدیران فرهنگی و سینمایی است که مادی و معنوی از سینمای دفاع مقدس حمایت کنند و تهیه کنندگان، سرمایه گذاران، نویسندگان و کارگردانان دغدغه مند هم نباید بترسند و باید با جان و دل در فکر تولید آثار ارزشمند در رابطه با ۸ سال دفاع مقدس باشند.کارگردان نمایش «پنجره فولاد» تصریح کرد: مسئولان و مدیران و کسانی که صدور مجوزها و در اختیار گذاشتن بودجه ها را بر عهده دارند اگر در راستای توصیه اکید دین مبین اسلام می خواهند انصاف و عدالت را در جامعه گسترش دهند باید بدانند مسئولیت حق الناس بر گردن همه آن ها است که از امکانات غیرخصوصی بهره می برند؛ آن ها بایستی این امکانات را در اختیار همگان قرار دهند و تنها عده معدودی افراد را جزو دایره دوستان و نزدیکان خود قرار نداده و تنها از آن ها حمایت نکنند.هاشمی در خاتمه این گفتگو افزود: سینمای دفاع مقدس باید به شکل گسترده دیده شود؛ من معتقدم ما در حال حاضر نیاز به آن داریم که شکل سینمای دفاع مقدس را تغییر بدهیم ما الآن بایستی داستان زندگی یکایک شهدا و جانبازان کشور را از دوران قبل از جنگ از دوران کودکی و نوجوانی شان نشان دهیم که که بودند و چگونه زندگی کردند و تربیت شدند که بعد بدل به یک یک مرد بزرگ شده و برای میهن شان جان فشانی کرده اند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97613/هاشمی-عدم-حمایت-مسئولان-از-سینمای-دفاع-مقدس-و-بی-توجهی-به-تولید




مزدآبادی: دوپاره کردن جشنواره فیلم فجر به هیچ عنوان به نفع سینمای ایران نیست/ کدام جشنواره معتبر در دنیا بخش های ملی و جهانی اش از یکدیگر جداس

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: جواد مزدآبادی کارگردان سینما در پی درخواست تعداد کثیری از اهالی سینمای کشور در انجمن ها و کانون های مختلف مبنی بر ادغام مجدد جشنواره های ملی و جهانی فیلم فجر با یکدیگر و عدم تصمیم گیری های غلط و خلق الساعه که به ضرر سینمای کشور تمام می شود گفت: دوپاره کردن جشنواره فیلم فجر به هیچ عنوان به نفع سینمای ایران نیست و تنها دستاورد این کار می تواند به این صورت باشد که هیچ یک از سینماگران دنیا جشنواره ما را جدی نگیرند! کارگردان فیلم سینمایی «طاووس های بی پر» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: بعد از گذشت چند سال از دوپاره کردن جشنواره های ملی و جهانی فیلم فجر از یکدیگر بسیاری از اهالی برجسته سینمای کشور به این نتیجه رسیده اند که این رویه غلط به نفع سینمای کشور نیست؛ اصلاً واضح نیست مسئولان وقت سازمان سینمایی به چه دلیلی چند سال قبل این جشنواره ها را از یکدیگر جدا کردند.وی ادامه داد: ما اگر می خواهیم جشنواره مان در دنیا دارای اعتبار شود و فیلم های مان به منصه ظهور برسند باید جشنواره فیلم فجر را به صورت یک جا و همزمان و با شکوه هرچه بیشتر برگزار کنیم؛ دوپاره کردن جشنواره جز اعمال هزینه های زائد و بی هویت شدن و کمرنگ شدن این رویدادها هیچ نتیجه مثبت دیگری در پی ندارد و من امیدوارم با درایت رئیس فعلی سازمان سینمایی هرچه سریع تر شاهد آن باشیم که این جشنواره ها مجدداً با یکدیگر ادغام شوند.کارگردان فیلم سینمایی «ورود زنده ها ممنوع» سپس با طرح این پرسش که کدام جشنواره معتبر در دنیا بخش های ملی و جهانی اش را از یکدیگر جدا و به فاصله چند ماه از هم برگزار می کند؟ اظهار داشت: اصلاً چه معنی دارد که برخی از فیلم های مطرح سینمای ایران تنها در بخش ملی نمایش داده شوند و برخی دیگر به واسطه شانس شان بتوانند در جشنواره جهانی حضور داشته باشند؟ این اتفاقات باعث می شود فیلمسازان برای اینکه آثارشان توسط سینماگران خارجی دیده شود رغبتی برای اکران فیلم های شان در جشنواره ملی نداشته باشند و کم کم این رویداد ارزش خود را از دست بدهد. مزدآبادی خاطرنشان کرد: جشنواره فیلم فجر باید یک اساسنامه مدون و ثابت و لازم الاجرا داشته باشد؛ ما باید بعد از گذشت ۴۰ سال از برگزاری این رویداد سینمایی آن را به ثبات برسانیم به نحوی که هیچ مدیر و دست اندرکاری حق اعمال سلیقه در آن را نداشته باشد. این اعمال سلیقه ها جشنواره را بی هویت می کنند. کدام جشنواره استاندارد در سطح دنیا به این شکل برگزار می شود که ما با بدعت گذاری های عجیب مان این کارها را می کنیم؟این سینماگر در خاتمه این گفتگو یادآور شد: بدعت گذاری دوپاره شدن جشنواره فیلم فجر همانند بعدت گذاری عجیب تفکیک جشنواره های کودک و نوجوان از یکدیگر بود که بعداً مسئولان فهمیدند و آن اشتباه را با ادغام مجدد جبران کردند؛ من امیدوارم بلاتکلیفی جشنواره فیلم فجر هرچه زودتر و با درایت رئیس سازمان سینمایی حل شود و ما به جای آنکه شاهد کوچک سازی و لاغر شدن جشنواره ملی باشیم بتوانیم آن را به بهترین شکل ممکن برگزار کنیم.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97805/مزدآبادی-دوپاره-کردن-جشنواره-فیلم-فجر-به-هیچ-عنوان-به-نفع-سینمای




مدیریت مدبرانه و گُل و بُلبُل جلوه دادن فضای ولنگاری فرهنگی

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: نقش کلی فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای ایران در گسترش مفاسد و آسیب های اجتماعی، نقشی مغفول مانده است. در دهه های اخیر صدها فیلم اجتماعی با ادعای انعکاس واقعیات جامعه و مشکلات مردم ساخته شده و این همه در حالی است که به سختی می توان فیلمی را یافت که بر مشکلات قشری که آنها را سوژه کرده است، اثر مثبتی داشته باشد. محمدعلی سلیمانی /نقش کلی فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای ایران در گسترش مفاسد و آسیب های اجتماعی، نقشی مغفول مانده است. در دهه های اخیر صدها فیلم اجتماعی با ادعای انعکاس واقعیات جامعه و مشکلات مردم ساخته شده و این همه در حالی است که به سختی می توان فیلمی را یافت که بر مشکلات قشری که آنها را سوژه کرده است، اثر مثبتی داشته باشد.عدم اثرگذاری عمده آثار اجتماعی دهه های گذشته بر وضعیت فقر و نابسامانی های اجتماعی نشان می دهد که آثار فوق برای اصلاح وضعیت جامعه ساخته نشده اند، چرا که اگر چنین بود، نیت خالص فیلمسازان سبب ایجاد اندک بهبود و ارتقائی در زندگی طبقات فرودست جامعه می شد و مسیر تحول به سمت رُشد و توسعه را برای ایشان مُجسم می نمود. اما اکنون که چنین بهبود و اصلاحی در حوزه های گوناگون در سال ها و دهه های گذشته اتفاق نیفتاده، می توان نتیجه گرفت اغلب فیلمسازان به اصطلاح اجتماعی ساز، نه برای اجتماع، بلکه در خوش بینانه ترین حالت ممکن، از برای دل خویش و یا به قصد دریافت جوایز بین المللی و یا تصرف گیشه و ... فیلم ساخته و در موارد متعددی نیز حدیث نفس و جریان پیرامون زندگی خود خود را مطرح کرده و بر پرده ی نقره ای سینما به تصویر کشیده اند.البته طرح این مطلب به این معنی نیست که هر فیلمی الّا و لابد باید گره ای از گره های جامعه را باز کند، بلکه منظور این است که فیلم های شخصی ساز برخلاف ادعای سازندگان آنها برای اصلاح جامعه ساخته نشده اند و حتی سازندگان این قبیل آثار نیز عموماً ادعای فیلم سازی برای اصلاح جامعه را نیز نداشته و اکثریت ایشان صرفاً وظیفه ی فرهنگی و نقش سینمایی خود را نمایش واقعیات می دانند! واقعیاتی که از دید آنها در خیانت، تجاوز، فحشاء، روابط نامتعارف، دروغ، ناامیدی، فلاکت و ... خلاصه می شود.این گونه است که در فضای عمومی، با حذف بسیاری از فیلم های به اصلاح اجتماعی، هیچ اتفاقی در جامعه نخواهد افتاد، چرا که اساساً سینمای فعلی جمهوری اسلامی اگر خود مانع بزرگی بر سر روند پیشرفت و توسعه کشور نباشد، قطعاً از کمک کنندگان به این مسیر نیست. جریان سینمایی معتقد به نقد اجتماعی و نمایش فلاکت و سیاهی های اغراق آمیز، یکی از عواملی جدی و اصلی سرخوردگی جوانان، معضلات عجیب و غریب فرهنگی و اقتصادی امروز جامعه است. اما در این شرایط آشفته ی فرهنگی که به وضوح ولنگاری فرهنگی در فضای حال حاضر را هویدا می سازد؛ یکی دیگر از وجوه اشتراک برخی مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی، گُل و بُلبُل جلوه دادن فضای فرهنگی و شرایط کُلی صنعت سینمای کشور می باشد؛ البته باید توجه داشت که در اینجا منظور مدیرانی نیست که عامدانه از هنرمندان غیرمتعهد رشته های گوناگون حمایت کرده و با موجه جلوه دادن تولیدات فرهنگی و هنری به نوعی افکار عمومی را فریب داده اند و ...؛ بلکه منظور مدیرانی هستند که با وجود دلسوزی و داشتن داعیه های اخلاقی و اسلامی و علم به ناسالم بودن برخی اقلام فرهنگی و ...، همچنان به هنگام گزارش دهی و مواجهه با رسانه ها و افکار عمومی، بر اساس مصلحت اندیشی هایی نابجا اقدام به آمارسازی نموده و کلاغ سیاه و شوم محصولات فرهنگی را به جای قناری زیبا و خوش آواز فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی قالب کرده و به دفاع از چیزی بپردازند که اساساس خود آن را نمی پسندیدند.در این باره کافی است دو اظهارنظر متفاوت و متناقض از معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان امور سینمایی وزارت ارشاد را تنها با فاصله هفت ماه از یکدیگر مرور نماییم، دو اظهار نظر متفاوت که در یکی به صراحت اعلام می شود وضعیت سینمای ما مطلوب نیست و فیلمی که دغدغه های کلان کشور را نشان دهد وجود ندارد و ... و در دیگری با تغییر ۱۸۰ درجه ای، حال سینمای کشور بسیار مناسب معرفی و اعلام می شود که سینمای ما در جهان درخشیده، ما فیلم های بسیار بسیار تاثیرگذاری در همین حوزه های دینی داشتیم، در حوزه های مقاومت و دفاع مقدس داشتیم و ...ابراهیم داروغه زاده در گفتگو با ایسنا:«به نظرم وضعیت الان سینما مطلوب نیست. فیلم های ما به تدریج هم از جنبه هنری و هم از جنبه محتوا و پیامی که باید داشته باشند و نیز از جنبه سینما بودن و جذب مخاطب دچار مشکل شده اند. در واقع سینمای ما به سمتی میل می کند که در آن یکسری فیلم ها مثل فیلم های کمدی سطحی بخش اعظمی از فروش سالانه را به خود اختصاص می دهند. مسیر سینمای ما به سمتی می رود که فیلم های کمدی نازل و سطحی جای فیلم های جدی و کمدی خوب که ذائقه مخاطب را بالا ببرد و نیز جای فیلم های ارزشمند و فاخر و دارای معنا و مفهوم و حتی جای فیلم های هنری را گرفته است. باید دید چرا این اتفاق افتاده است؟ آیا سینماگران دوست دارند در این مسیر باشند یا مسئولان آن ها را به این سمت کشانده اند؟ یا سیاست های دراز مدت و رویه برخورد با فیلم ها سینماگران را به این سمت سوق داده است؟ ...... وضعیت سینمای ما مطلوب نیست و فیلمی که دغدغه های کلان کشور را نشان دهد وجود ندارد. ما چند سال است در منطقه با یک گروه تروریستی بین المللی درگیر هستیم ولی از امنیت بسیار بالایی برخورداریم و شاید خیلی متوجه شرایط نباشیم. الان این سوال مطرح است که چرا هیچ فیلمی راجع به این مسئله ساخته نمی شود؟ آن هم در حالی که ما درگیر جنگ هستیم و مردم اصلا باور نمی کنند که این اتفاق چقدر به ما نزدیک است، یا مثلا در بحث هسته ای و کارشکنی هایی که در سطح بین المللی بود توانستیم به دانش هسته ای در سطح بسیار بالا دست پیدا کنیم ولی چند فیلم درباره این موضوع ساخته شده است؟ اصلا نسبت سینمای ما با توسعه کجاست؟ امید، نشاط و آرامش بخشی به جامعه در سینمای ما کجاست؟ چرا اگرهم فیلم جدی می سازیم آن را با تلخی زیاد و اکنده از ناامیدی ممزوج می کنیم؟ ابراهیم داروغه زاده در گفتگوی ویژه خبری:«سینما به اندازه خود مخاطبینش طبیعتا تنوع و رنگارنگی داره، سطوح مختلف مخاطب ما داریم، برای تمام ذائقه ها تهیه کننده ها بایستی فیلم تولید بکنند، بعضی از فیلم ها بیشتر جنبه سرگرمی داره، بعضی بیشتر جنبه آموزشی داره، بعضی بیشتر جنبه فرهنگسازی داره، به هر حال یک تنوعی وجود داره، ولی نباید فراموش کنیم فیلم هایبسیار درخشانی هم در این سال هایی که گذشته سینمای ایران تحویل مردم شریف ایران داده و تحویل نظام جهانی داده، سینمای ما در جهان درخشیده، ما فیلم های بسیار بسیار تاثیرگذاری در همین حوزه های دینی داشتیم، در حوزه های مقاومت و دفاع مقدس داشتیم، تمام فیلم های آقا ی حاتمی کیا، تمام فیلم های آقای رسول ملاقلی پور، فیلمسازانی داشتیم که واقعا حالا من نمی تونم نام ببرم ... الان ذهنم یاری نکنه، ولی به هر حال ما سینمای بسیار بسیار افتخار آمیزی داشتیم. اگر دستاوردهای انقلاب رو بخواهیم یک مروری بکنیم من قول می دم به شما هر کارشناس خبره ای بخواد مرور بکنه بیشترین دستاورد و بیشترین موفقیت رو اتفاقا در سینما داشتیم، با صنایع دیگه با حوزه های دیگه اگر شما مقایسه بکنید خواهید دید که سینمای ایران بیشترین افتخار و بیشترین دستاورد رو برای کشور عزیزمون جمهوری اسلامی ایران داشته..معاونت حال حاضر نظارت و ارزشیابی سازمان امور سینمایی وزارت ارشاد، در حالی در آغاز دهه مبارک فجر سال گذشته، از تاثیرگذاری فیلم های سینمایی تمجید کرده و پیشرفت های سینما را با حوزه های دیگر قابل مقایسه ارزیابی می کند که تنها چند ماه قبل از آن، نسبت به وضعیت سینما و کیفیت آثار نگاه اعتراضی و انتقادی جدی داشته است. با این همه فرافکنی مدیران فرهنگی و سینمایی همچون ایشان درباره افتخارات سینما و موفقیت های آن در نسبت با صنایع دیگر نیز در نوع خود جالب توجه و سبب انبساط خاطر است.گویا مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی برآوردشان از پیشرفت های علمی کشور در حد چیزی است که در صنعت سینمای ایران جاری و ساری است و در ایعاد فنی و تکنیکی عموم فیلم های سینمایی ایرانی منعکس می شود و در واقع معادل هیچ است! البته از سوی دیگر باید بر این نکته نیز توجه داشت که اصولا صنعت سینمای ایران، بر بستر مدیریت منفعل فرهنگی کشور و بالاخص مدیرانی که تمام هم و غم ایشان راضی نگه داشتن همه به هر قیمتی می باشد و ... اساسا هیچ علاقه ای به نمایش دستاوردهای علمی اعم از سلول های بنیادی، نانو، بیوتکنولوژی، هسته ای، پزشکی، دفاعی و ... نداشته و چنین پدیده هایی را آشکارا نادیده می گیرد و این همه در حالی است که متاسفانه برخی از مدیران محترم فرهنگی هم تصور درستی از پیشرفت های علمی و صنعتی کشور ندارند، مگرنه هیچ گاه مجاهدت دانشمندان این سرزمین را با تصویرکردن هوای نفس توسط هنرمندان روشنفکر هم سطح در نظر نمی گرفتند.سینمایی که ابتدایی ترین اصول دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی در آثار آن رعایت نشده و به واسطه سیاه نمایی یا سوژه های هنری و روشنفکرمآبانه جوایز جشنواره های خارجی را دریافت کرده، از منظر آقایان مدیر افتخار آفرین بوده و بیشترین دستاوردها را برای کشور داشته است! اگر آقایان مدیر فرهنگی تنها تلاش های دانشمندان ایرانی جهت بومی سازی سلول های بنیادی یا ساخت موشک را مطالعه کرده بودند، از مقایسه آن مجاهدات های شبانه روزی و طاقت فرسا با چنین سینمایی احساس شرم می کردند.البته نباید فراموش کرد که سوء مدیریت متولیان فرهنگی و هنری کشور سبب شده تا بخش قابل توجهی از سینمای جمهوری اسلامی در طی سال های نقش بسزایی را در شرایط ولنگاری فرهنگی ایفا نموده و فرهنگسازی های مخرب و منفی موثری انجام دهد.همان طور که پیشتر اشاره شد، به عنوان نمونه ای کوچک از اثرگذاری منفی سینما و به تبع آن جشنواره فیلم فجر در امر فرهنگ سازی می توان به روند فزاینده انتخاب نام های عجیب و غریب برای نوزادان اشاره و جهت گیری آن را مورد توجه قرار داد. بر این اساس در سال های اخیر تعداد زیادی کتاب و سایت اینترنتی با مضمون انتخاب نام برای فرزندان منتشر و ایجاد شده است، رسانه هایی که اغلب به نام های صرفاً ایرانی باستانی اختصاص داشته و سهم نام های مذهبی و اسلامی در آنها بسیار ناچیز است. اما این توجه به نام های باستانی ایرانی روی دیگری نیز داشته و سال هاست از نام های مذهبی و اسلامی برای نامگذاری شخصیت های منفی فیلم ها استفاده می شود.مدت هاست که مخاطبان عادت کرده اند نام های علی، مرتضی، عباس، رضا و امثالهم را بر روی شخصیت های دزد، چشم چران، متجاوز، متعصب، معتاد، جاهل، دلال، فقیر و نظایر اینها ببینند. این موضوع در جشنواره های مختلف فیلم فجر نیز پیگیری شده و در این باره کافی است آثار سینمایی سال های اخیر و روند به کارگیری نام های مذهبی در آنها در نظر گرفته شوند. قطعا سینما رسانه ای فرهنگساز و تمدن ساز است و سینمای جمهوری اسلامی نیز در کنار جوایز گوناگون جشنواره های خارجی، در داخل کشور نیز فرهنگسازی های مؤثری را نظیر آنچه اشاره شد، انجام داده است. البته باید یادآوری کرد که سینمای ایران، صرفا از آثار ابراهیم حاتمی کیا و ابوالقاسم طالبی و امثال ایشان تشکیل نشده است و فیلم های این کارگردانان حتی در نهایت یک درصد تولیدات سینمایی پس از انقلاب را شامل نمی شوند! یادآوری از این جهت که مدیران فرهنگی هنگام گزارش دهی از وضعیت سینما در دوران جمهوری اسلامی بر این یک درصد تکیه کرده و با بزرگنمایی آنها و استفاده از حس نوستالژیک جامعه، اذهان را از فرهنگسازی های مخرب و فاجعه بار دیگر تولیدات سینمایی منحرف می سازند و درباره این سینما عقیده دارند که خدمات فراوانی نسبت به انقلاب کرده و در نتیجه ما باید ممنون اهالی سینما باشیم.من به آقایان مسئوولان مسائل فرهنگی هم دائماً این نکته را گفته ام و باز هم می گویم که ما بایستی بدانیم یک دولت، همچنان که نسبت به بسیاری از امور مردم مسؤول است؛ کلکم مسؤول عن رعیته؛ مسؤول وضع معیشتشان، وضع اقتصادشان، وضع سیاست شان، وضع فرهنگ شان، وضع تحصیلات شان، وضع بهداشت شان؛ مسؤول وضع ذهنشان هم هست. امام خامنه ای پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب - ۱۳۷۷/۰۳/۰۵صنعت سینما، در همه جای جهان و در جوامع فرهنگی مختلف، به سبک زندگی افراد جامعه جهت داده و برای آن الگو و معیار تعریف می کند، همچنین سرریز محصولات سینمایی به تلویزیون و حضور کارگردانان و بازیگران سینما و تئاتر در تلویزیون، سبب ادامه این تاثیرگذاری و بسط دامنه نفوذ فرهنگ و سبک زندگی مطلوب سینما در ابعاد سرزمینی بزرگتری می شود.بر این اساس اگر امروز وضعیت رانندگی همچنان نامناسب است، اگر زنان به علت فحاشی موجود در استادیوم ها نمی توانند برای تماشای فوتبال بروند، اگر رشوه، پارتی بازی، رانت خواری، ویژه خواری، اختلاس و ... در دهه های اخیر افزایش یافته، اگر سیستم اقتصادی کشور فشل شده، اگر آلودگی محیط زیست و بی توجهی به آن اسف بار است، اگر سرانه مطالعه پایین است، اگر مادر، معلم، کارگر، ادیب و ... در جامعه تکریم نمی شوند، اگر مصرف قرص های آرامبخش بالاست، اگر طلاق افزایش یافته و سن ازدواج بالا رفته و صدها اگر دیگر، ماحصل فرهنگسازی های سینمای کشور است که به واسطه ی سوء تدبیر و بعضا اغراض و امراض برخی متولیان فرهنگی و سینمایی گذشته و حال حاضر پدید آمده و با کج فهمی و عموما نفهمی بعضی از اهالی سینما گسترش یافته است.این گونه است که برای سینمای جمهوری اسلامی از یکسو اصلاح فرهنگ عمومی در حوزه های گوناگون هیچ ارزشی نداشته و از سوی دیگر در حوزه هایی فرهنگسازی کرده که مطلوب و آرزویش بوده، از ترسیم فلاکت بار زنان چادری، تمسخر و تقبیح نام های مذهبی، نمایش زندگی لاکچری، نمایش لودگی، ترویج پوچی، تکریم روسپیان، قباحت زدایی از طلاق، خیانت، تجاوز و مواردی از این دست.اکبر عبدی در افتتاحیه جشنواره سی و ششم فیلم فجر:... سلیقه مردم را عوض کردن، طرف اومده تئاتر ما رو می بینه، میگه یک ایراد بگیرم؟ بزن و برقصش کم بود. میگم خانم این عروسی نبود، جشن تولد نبود، این تئاتر بود، یعنی مردم فیلمی که توش بزن و برقص نیست میگن جون نداره ...ادامه دارد...



منبع : http://cinemapress.ir/news/97922/مدیریت-مدبرانه-و-گل-و-بلبل-جلوه-دادن-فضای-ولنگاری-فرهنگی




مات شدن شفافیت ساختگی با افشای ریخت وپاش ۲۱میلیاردی

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: در حالی که پیش از این معاون توسعه و منابع سازمان سینمایی هزینه برگزاری بخش ملی جشنواره فیلم فجر را ۴میلیارد و ۶۳۰ میلیون تومان اعلام کرده بود، دبیر جشنواره جهانی فجر در گفت وگویی تلویحاً هزینه آن رویداد را ۲۱میلیارد تومان دانسته است. ماجرای هزینه جشنواره های بخش ملی و جهانی طی سال های اخیر موضوع پرچالشی بوده است. تفاوت رقم هایی که از سوی برخی مسئولان و چهره های مرتبط بر زبان جاری می شود ابهامات این مسئله را بیشتر می کند. رضا میرکریمی روز گذشته تلویحاً عنوان کرد که هزینه جشنواره ملی فجر نه ۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون بلکه ۲۱ میلیارد تومان بوده است.
اختلاف با رئیس
به نظر می رسد اختلاف رقم های اعلامی را باید در اختلاف میان میرکریمی و محمد مهدی حیدریان جست و جو کرد. نخستین جلسه شورای بین الملل اخیراً در حالی تشکیل شد که خبری از رضا میرکریمی در آن نبود؛ غیبتی که قاعدتاً عادی به نظر نمی رسد هر چند میرکریمی در گفت وگوی اخیرش خیلی با اعتماد به نفس از اینکه حالا حالاها دبیر هستم سخن گفته است؛ اعتماد به نفسی که معلوم نیست از کجا ناشی می شود.
دبیر جشنواره جهانی فجر در گفت و گو با سایت خبرآنلاین درباره بودجه برگزاری این رویداد می گوید: «بارها از سازمان سینمایی درخواست کرده ایم ریز هزینه های جشنواره ما را اعلام کنند، البته همین که برخی دوستان فکر می کنند ما ۱۶میلیارد هزینه کرده ایم خودش نشانه خوبی است. این یعنی کار ما به اندازه دوبرابر هزینه ای که کردیم به نظر می آید، پس کارمان را خوب انجام داده ایم و حالا در جای خوبی ایستاده ایم. فقط نمی دانم چرا دوستانی که اینقدر نگران بودجه هستند در مواردی که مثلاً یک جشنواره داخلی با ۲۱ میلیارد هزینه برگزار می شود سکوت می کنند و بیانیه نمی دهند. » یکی از دلایل جدا کردن بخش ملی و جهانی جشنواره همواره صرفه جویی عنوان می شد. میرکریمی اما پس از برگزاری سه دوره تأکید می کند که اتفاقاً جداسازی، هزینه ها را افزایش داده و البته این را کارشناسانه می داند: « مگر بخش بین الملل جشنواره به شکل پیشین، کم هزینه داشت؟ برگزاری همزمان دو جشنواره نه تنها از میزان هزینه ها نمی کاهد بلکه به خاطر اصطکاک زمانی ای که با هم دارند باعث ریزش مخاطبان یکدیگر می شوند و فضای تبلیغاتی و علمی یکدیگر را هم اشغال می کنند و به عبارتی این پیشنهاد باعث اتلاف بودجه یا به قول دوستان دلسوز هدر رفتن بیت المال خواهد شد. »
سهم بندی به روش میرکریمی
میرکریمی این دوره از جشنواره جهانی فجر اقدام به سهم بندی برای دو طیف فکری در سینما کرده بود. سهم عمده که مربوط به متن و بخش اصلی جشنواره می شد به دوستان روشنفکرش واگذار شد و چند بخش جنبی را نیز به حامیان گفتمان انقلاب اسلامی سپرد و کیست که نداند اتفاق اصلی جشنواره ای که قرار است تأثیرگذار باشد در بخش اصلی می افتد نه در بخش های جنبی، بماند که جشنواره جهانی فجر در در این بخش کاملاً خنثی و بدون تأثیرگذاری برگزار شد و حتی می توان به جرئت گفت در تأثیرگذاری و جریان سازی بر رویکرد فیلمسازان ایران نیز ناتوان بوده است چه برسد به رویکرد فیلمسازان منطقه و جهان. اینکه چند فیلمساز یا کارشناس نامی یا بی نام خارجی در این رویداد شرکت کنند و حرف های ضد اسرائیلی یا ضدامریکایی بزنند پیش پاافتاده ترین کاری است که می شود انجام داد و اساساً برای چنین هدفی نیازی به برگزاری جشنواره ۸ میلیاردی نیست.
نشناختن اقتضائات جهانی سینما
میرکریمی در این دوره از جشنواره به واسطه همکاری با نادر طالب زاده توانست الیور استون را از امریکا به ایران بیاورد و قدری به جشنواره سوت و کورش رونق ببخشد. وقتی در نشست رسانه ای با سؤال خبرنگار روزنامه جوان روبه رو شد که چرا برای حضور فیلم «به وقت شام» با وجود جنبه های بین المللی که دارد تلاشی نکرده است، تازه به فکر افتاد که برای گریختن از اتهام سراغ حاتمی کیا برود و او را صرفاً برای برگزاری یک کارگاه به جشنواره دعوت کرد، یعنی استعداد و درک آقای دبیر در به کارگیری از یکی از بهترین فیلمسازان انقلاب اسلامی که اتفاقاً آخرین اثر او بیشترین قرابت را با مسائل بین المللی روز دارد و به اعتراف بسیاری از کارشناسان فیلم او قابلیت های تکنیکی بالایی نیز دارد این است که از او برای برگزاری کارگاه دعوت کند. میرکریمی اگر اقتضائات جهانی سینما را درک می کرد بی تردید همزمان با تولید فیلم «به وقت شام» به اصطلاح در خانه حاتمی کیا را از جا می کند تا او را متقاعد کند فیلمش را برای ارائه به جشنواره جهانی چند ماه دیرتر اکران نماید تا به وقت شام افتتاح کننده جشنواره جهانی باشد نه فیلم بی اثر و در گیشه شکست خورده مجید مجیدی اما سلیقه رضا میرکریمی گرایشی دیگر را جست وجو می کند.
کدام تأثیرگذاری؟
به اعتقاد دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر بودجه صرف شده برای برگزاری این رویداد سینمایی در قبال کاری که برای آن انجام می شود اصلاً زیاد نیست. او از منتقدان می خواهد تا عددها را در کنار عملکردها بسنجند. میرکریمی از کدام عملکرد سخن می گوید؟ جشنواره جهانی فجر روی کدام فیلمساز ایرانی یا خارجی تأثیرگذار بوده و دقیقاً کدام جریان فکری یا سینمایی را رهبری کرده است؟ میرکریمی می گوید: «کیفیت جشنواره بالاتر از انتظار من و همکارانم بود»، یعنی چه نتیجه غیرمترقبه ای رقم خورده که بالاتر از انتظار او و همکارانش بوده است؟ پاسخ آقای دبیر به وضوح دایره فکری او درباره اثرگذاری جشنواره جهانی را نشان می دهد، «نظرسنجی های ما از میهمانان خارجی نشان می دهد میزان رضایتمندی از برنامه های جشنواره افزایش چشمگیری نسبت به دو دوره قبل داشته است. » معنای دقیق این سخن آقای دبیر این است که میهمانان گرامی از اختصاص کارت شارژ روزی ۳۰۰ هزارتومانی، غذا، هتل، پذیرایی و احتمالاً برخی برنامه ها چون کلاس های دارالفنون رضایت داشته اند، خب فرض کنیم که واقعاً داشته اند، آورده این رضایتمندی برای سینمایی که باید قاعدتاً تأثیرگذار و جریان ساز باشد دقیقاً چیست؟ لابد همان چیزی است که شهاب اسفندیاری عنوان می کند. «در اوج تبلیغات اپوزیسیون برای سقوط و فروپاشی و در بحبوحه حملات رسانه های صهیونیستی و امریکایی علیه ایران و القای ناامنی و ناامیدی، دهها سینماگر و فعال سینمایی بین المللی را به ایران آورده و به جهان نشان داده که مملکت امن و امان است. » میرکریمی برای مصون ماندن از انتقادهای کارشناسانه طیفی که از جشنواره ۸ میلیاردی او انتظار اثرگذاری و جریان سازی در سینمای ایران و منطقه و جهان را دارند به برخی چهره های نزدیک به جریان اصولگرایی نیز در جشنواره جهانی پست می دهد تا به وقت لزوم از عملکرد او تعریف و تمجید کنند و جشنواره بی رنگ و بوی او را ضداسرائیلی و ضدامریکایی بخوانند! همین حمایت ها هم سبب می شود تا او با خیال راحت و اعتماد به نفسی زائد در مصاحبه با سایت اصلاح طلب عنوان کند که «حالا حالاها دبیر هستم. »*روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97948/مات-شدن-شفافیت-ساختگی-با-افشای-ریخت-وپاش-۲۱میلیاردی




اقتدار «بانوی سردار» به جای ماجراهای عشقی جوجه کمونیست ها

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: تولید سریال «بانوی سردار» درباره زندگی سردار بی بی مریم بختیاری رو به پایان است، سریالی که قهرمان واقعی دارد و زندگی اش وقف مبارزه با استبداد قاجار و پهلوی و همچنین مبارزه با هجوم دولت انگلیس به ایران بوده است. تولید سریال «بانوی سردار» درباره زندگی سردار بی بی مریم بختیاری رو به پایان است، سریالی که قهرمان واقعی دارد و زندگی اش وقف مبارزه با استبداد قاجار و پهلوی و همچنین مبارزه با هجوم دولت انگلیس به ایران بوده است. این سریال می تواند شروع خوبی برای پرداخت بیشتر به قهرمانان معاصر کشورمان باشد.
صداوسیما سال هاست که برای تولید سریال هایی با موضوع و محوریت تاریخ معاصر هزینه می کند. از سریال های بیگ پروداکشنی مانند «کلاه پهلوی» و «معمای شاه» گرفته تا مینی سریال هایی که در دهه فجر از تلویزیون پخش می شوند.
عشق های زمینی در مسیر انقلاب
سریال های دهه فجر اکثراً درام های عاشقانه ای هستند که حادثه آن در بطن انقلاب رخ می دهد و یک یا هر دو طرف این رابطه عاشقانه در انقلاب یا مبارزه است، یا بعدها به واسطه عشق زمینی اش به انقلاب می پیوندد!
مانند اتفاقی که برای عزت شاهی، مبارز سرشناس دوران انقلاب اسلامی، رخ داد و حسابی از دست سازندگان سریال زندگی اش، عصبانی شد. عزت شاهی با انتقاد از سریال های ساخته شده در تلویزیون درباره انقلاب اسلامی، می گوید: برخی سریال های تلویزیونی صرفاً جنبه سرگرمی دارند و خالی از تاریخ نگاری هستند. عزت شاهی درباره سریالی که قرار بود بر اساس خاطرات وی ساخته شود، می گوید: هشت قسمت فیلمنامه را خواندم و دیدم تنها چیزی که در آن مطرح نیست، مسائل انقلاب است. در این فیلمنامه نوشته بودند که من با خانمی در پارک و خانه تیمی و... قرار دارم و درگیر ماجراهای عاشقانه می شوم، به همین دلیل اعتراض کردم، گفتم این خاطرات من نیست، گفتند این ذهنیات شماست! گفتم در ذهنیات من این مزخرفات مطرح نیست! نهایتاً مدیر شبکه گفت ما اصلاً دوست داریم هر طور می خواهیم سریال را بسازیم! من هم گفتم هنوز زنده هستم و اگر بسازید، آن را تکذیب می کنم! درباره کتاب ها هم برخی از آنها دارای قهرمان سازی های الکی و بت سازی های آبکی است. مجموعه های داستانی مرتبط با انقلاب اسلامی در تلویزیون یک خط روایتی اصلی دارند و آن نشان دادن ظلم و فساد حکومت پهلوی و همچنین مبارزه مردمی علیه پهلوی تا رسیدن به پیروزی انقلاب اسلامی است. این مجموعه ها قرار است برای نسلی که در انقلاب حضور نداشته، روایتی از تاریخ معاصر داشته باشد. اقدامی که در صورت موفقیت می تواند جریان فرهنگی انقلاب اسلامی را تداوم بخشد و از گسست میان نسل ها جلوگیری کند اما در عمل چقدر این سریال سازی موفق بوده است؟
انقلاب در حد چند ساواکی
محمدحسین نیرومند، مدیر سابق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، به «کیهان» می گوید: «چرا برخی از مردم و جوانان ما تصور دقیقی از انقلاب اسلامی ندارند؟ چون عظمت این انقلاب را توسط رسانه در قالب های مختلف مطرح نکرده ایم. تعداد اندک سریال های ساخته شده درباره این موضوع نیز نتوانسته اند حتی بخشی از عظمت انقلاب اسلامی که تاریخ را متحول کرد به نمایش بگذارند. اشکال کار این است که اصولاً رسانه ملی ظاهراً متوجه عظمت انقلاب اسلامی نیست که اگر باشد به این انقلاب به گونه ای دیگر نگاه می کند. توجه داشته باشید که وقتی موضوعی مهم و بزرگ را در یک کار کوچک ارائه می دهیم، نتیجه اش کوچک جلوه یافتن آن موضوع است. وقتی موضوع سریال های تلویزیونی ما درباره انقلاب به یک ساواکی یا افسر بدجنس تقلیل پیدا می کند، یعنی تلویزیون قدر چنین موضوعی را نمی داند! »
سعید مستغاثی منتقد سینما و تلویزیون نیز در گفت وگو با همین روزنامه تأکید می کند: در بیشتر سریال ها یک عده مبارز و در مقابل آنها یک سری ساواکی و افسر رژیم شاه را می بینیم اما مشکل این است که اغلب مبارزان در سریال های ما هویتی ندارند. به بیان صریح تر، در غالب سریال هایی که با موضوع انقلاب ساخته شده است هویت حقیقی انقلاب اسلامی دیده نمی شود. یعنی در کمتر سریالی ما می بینیم که انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی(ره) و هدایت روحانیت مبارز و حضور گسترده مردم به نمایش دربیاید؛ به جای چنین واقعیتی، این سریال ها به نمایش گروهک هایی جدا از مردم و با مشی چریکی و تفکر چپ تقلیل پیدا کرده است. سریال هایی که برای نسل امروز روشنگر و آگاهی بخش باشند و شبهاتی که راجع به رضاشاه و محمدرضاشاه مطرح می شود را پاسخ دهند، ساخته نمی شود. به طور خیلی دست و پاشکسته فقط سریال «معمای شاه» ساخته شد که آن هم سریال دراماتیک به معنای واقعی نبود، بلکه درواقع فتوتاریخ بود. »
نقطه کمرنگ انقلاب در سریال ها
تلویزیون علاقه وافری به نمایش مبارزات چریکی با حکومت پهلوی دارد. مبارزاتی که پایه و اساس آنها در سریال های تلویزیونی اغلب گروه های چپ هستند و اعتقادی نیز به اصول و مبانی اسلام ندارند اما در طول سریال از این چهره های کمونیست، غالباً قهرمانانی ساخته می شود که برای نجات خلق خود را آماج گلوله های ساواکی ها می کنند. متأسفانه نقص های سریال های تاریخی صرفاً به بیان الکن تاریخ انقلاب منحصر نمی شود و گاهی سریال سازهای تلویزیونی پا را از این موضوع فراتر گذاشته و به سمت تحریف تاریخ پیش می روند. ضعف شدید سواد تاریخی در سریال سازی تلویزیونی تا آنجا پیش رفته که محمدرضا ورزی کارگردانی که صرفاً کارهای تاریخی می سازد نیز از نقد و نظر کارشناسان تاریخ در امان نمانده و ضعف های آشکار سریال هایش داد منتقدان را درآورده است. دکتر محمدصادق کوشکی معتقد است ورزی فقط تاریخ را تحریف می کند. وی درباره سریال معمای شاه که پرحرف و حدیث ترین سریال تاریخ معاصر تلویزیون به شمار می رود، گفته است: سریال پرهزینه «معمای شاه» که در مورد پیروزی انقلاب اسلامی توسط آقای ورزی ساخته شده، تحریف ها و نواقصی داشت و انقلاب اسلامی را در حد یک حرکت ملی گرایانه و دارای گرایشات روشنفکری نشان داده است و برخلاف تأکیدات و تصریحات حضرت امام که انقلاب اسلامی را محصول حرکت پابرهنه ها و مستضعفین می دانستند، قهرمان سریال معمای شاه یک خانواده ثروتمند و اشرافی است.
شخصیت های واقعی مغفول مانده
اگر از مورد تحریف تاریخ زندگی عزت الله شاهی، صرف نظر شود، بسیاری از چهره های تاریخ انقلاب اسلامی هستند که زندگی پرتلاطم آنها می تواند دستمایه ساخت سریال های تلویزیونی باشد. صداوسیما به تازگی ساخت سریال «بانوی سردار» را با موضوع زندگی و مبارزات سردار بی بی مریم بختیاری، آغاز کرده است. این بانوی مبارز در دوره مشروطیت جزو پرچمداران مبارزه با استبداد قاجار بوده و بعد از آن در طول جنگ جهانی اول با انگلیسی های متجاوز می جنگد، سپس در مقابل ظلم رضاخانی می ایستد. تنها پرداختن به زندگی این بانو می تواند دستمایه ساخت چندین اثر فاخر تلویزیونی باشد، اما صداوسیما به جای آنکه در طول سال های گذشته توجه خود را معطوف به زندگی قهرمانان ملی کند، بودجه های محدود سریال سازی را در اختیار فیلمنامه هایی قرار داده است که صرفاً حوادث آنها برداشتی آزاد از انقلاب است و سندیت تاریخی ندارد. مرتضی میرباقری معاون سیما اعلام کرد به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۷ سریال با محوریت انقلاب ساخته خواهد شد. اگرچه درباره اینکه این سریال ها چه بازه زمانی ساخته می شوند و چه موضوعاتی دارند اطلاع رسانی نشده است، ولی می شود امیدوار بود به اینکه مانند پروژه «بانوی سردار»، نگاه صداوسیما به جای آنکه به سمت درام های عاشقانه و دم دستی معطوف باشد، متوجه ساخت سریال هایی در ژانر بیوگرافیک بر اساس زندگی قهرمانان معاصر کشورمان شود. افرادی که نقش تعیین کننده ای در پیروزی انقلاب اسلامی داشته اند.* روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97949/اقتدار-بانوی-سردار-به-جای-ماجراهای-عشقی-جوجه-کمونیست-ها




اکران فیلم سینمایی «در وجه حامل» از عید فطر

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: اکران فیلم سینمایی «در وجه حامل» به کارگردانی بهمن کامیار از عید فطر با سرگروهی سینما جوان در سینماهای تهران و شهرستان ها آغاز می شود. به گزارش سینماپرس، اکران فیلم سینمایی «در وجه حامل» که دومین اثر بلند بهمن کامیار در مقام کارگردان محسوب می شود از عید فطر با سرگروهی سینما جوان در سینماهای تهران و شهرستان ها آغاز می شود. پخش این فیلم را خانه فیلم به مدیریت سعید خانی بر عهده دارد.«در وجه حامل» اثری اجتماعی است که فیلمنامه آن را نیز کامیار به نگارش درآورده و داستان آن روایتگر زندگی زنی به نام مهری است که ناخواسته درگیر ماجرایی مجهول می شود و در پی حل آن است.ژاله صامتی، محمدرضا غفاری، ایرج سنجری، احسان امانی، رویا جاوید نیا، معصومه رحمانی، بابک بهشاد، جواد زیتونی، بیژن افشار، میثاق جمشیدی، مژده دایی، سید وحید منافی، مهدی میری، پاوان افسر، اکبر مددی مهر، غلامحسین عباسی، مهران آتش زا، فرزاد سینا، شهرزاد بخشی، مهران فراهانی، فاطمه بابایی، رضوان جعفری، حمیدرضا خسرویون، محسن کیایی و رعنا آزادی ور در این اثر به ایفای نقش پرداخته اند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97917/اکران-فیلم-سینمایی-در-وجه-حامل-از-عید-فطر




اخبار سینمای ایران و جهان - سینماپرس

درخواست حذف اطلاعات
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۳سینماپرس : نشست خبری سازندگان و عوامل تولید مستند مسابقه «فرمانده» با حضور آرشا اقدسی، یوسف کرمی امروز سه شنبه یکم خرداد ماه در محل نخلستان اوج برگزار شد.



منبع : http://cinemapress.ir/photo/97920/عکس-نشست-خبری-مستند-مسابقه-فرمانده




صداوسیما به غیر از حوزه داستانی در حوزه های دیگر سرمایه گذاری نمی کند / به زودی بازی اندروید «فرمانده» عرضه می شود

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «حسین افشار» تهیه کننده در نشست مستندمسابقه «فرمانده» بیان کرد: به زودی بازی اندروید این مسابقه عرضه می شود و همچنین بازی برد گیم یا بازی رومیزی را نیز در دست تولید داریم. به گزارش سینماپرس، نشست خبری سازندگان و عوامل تولید مستند مسابقه «فرمانده» با حضور آرشا اقدسی، یوسف کرمی امروز سه شنبه یکم خرداد ماه در محل نخلستان اوج برگزار شد.افشار تهیه کننده مستند مسابقه «فرمانده» در ابتدای این نشست در توضیحاتی درباره شکل گیری این برنامه عنوان کرد: مستندمسابقه «فرمانده» اولین تجربه خانه مستند و سازمان اوج است و ما در سال های ۸۷ که به دنبال تصویب طرح این مسابقه بودیم مشکلاتی داشتیم چون رئالیتی شوها هنوز در سازمان صداوسیما جا نیفتاده بودند هر جا می رفتیم طرح ما رد می شد اما خوشبختانه اکنون مستند مسابقه های مختلفی در تلویزیون ساخته می شود.وی با اشاره به پروسه پخش این مستندمسابقه اظهار کرد: فصل دوم «فرمانده» به دلیل حضور سردار حاج محمد ناظری مورد استقبال فراوانی قرار گرفت و او خودش در واقعیت یک قهرمان بود که بسیاری از جوانان و دیگر اقشار را جذب می کرد. شهادت او هم به نوعی برای ما پایان کار بود و علی رغم فیدبک ها قصد ادامه دادن این مجموعه را نداشتیم و پیشنهاد سردار محمد پاکپور باعث تولد دوباره «فرمانده» شد. بعد از شهادت سردار ناظری، او ما را صدا زد و پیشنهاد داد که با یک نفر دیگر کار را پیش ببریم. ما هم بنا به پیشنهاد او به سیستان و بلوچستان رفتیم و کار را در آنجا ضبط کردیم.افشار با اشاره به فضای این استان عنوان کرد: ما تصور می کردیم این استان امنیت لازم را ندارد و نمی توان در آن راه رفت چه برسد به اینکه برنامه ضبط کنیم اما با تولید برنامه در آنجا تصورهای ذهنی مان به هم ریخت و دیدیم این استان از امنیت کافی، طبیعت زیبا و مردمان پرتلاشی برخوردار است.مدیر خانه مستند انقلاب اسلامی عنوان کرد: مسابقه «فرمانده» می تواند برای نسل های مختلف بعد از انقلاب جذاب باشد و ما فیدبک هایی دریافت کردیم که برای خودمان هم عجیب بود.فرمانده بزرگترین کار گروهی تلویزیون استوی درباره پروداکشن بزرگ این کار نیز تصریح کرد: به نظرم «فرمانده» بزرگترین کار گروهی تلویزیون است و فقط ۱۰۰ نفر عوامل این کار هستند و با محوریت نیروی زمینی سپاه و مشارکت نیروی دریایی و هوافضای سپاه تولید شده است. درواقع حدود ۴۰۰ نفر در ساخت آن همراه ما بودند. اگر قرارگاه قدس با ما همکاری و تعامل نداشت ساخت این مسابقه ممکن نبود. همچنین ساخت این مجموعه با یک کارگردان ممکن نبود و سه کارگردان با یک نوع تفکر مسابقه را پیش بردند.افشار همچنین درباره نبود سلبریتی ها در این مستندمسابقه عنوان کرد: بسیاری به من می گویند که چرا از سلبریتی ها در این مسابقه استفاده نشده است در حالی که در رئالیتی شو خود شرکت کننده ها باید قهرمان شوند و استفاده از چهره های محبوب یک راه میانبر است.امین کفاش یکی از کارگردانان «فرمانده» در این نشست بیان کرد: تصویری که از «فرمانده» در ذهن من است مثلثی است که بخشی از آن هنرمندان و تیم تولید هستند، بخشی افراد نظامی و بخشی هم شرکت کننده ها. تصویربردار در این مسابقه به جای اینکه در استودیو زیر کولر باشد ساعت ها باید در بیابان و یا قایق مشغول به کار باشد.مهدی ماهان دیگر کارگردان این مجموعه عنوان کرد: ضرورت ساخت چنین برنامه هایی در تلویزیون احساس می شود تا با آنها قالب کلیشه های ذهنی جوانان را بشکنیم و آنها را در موقعیت هایی سخت قرار دهیم. بسیاری از شرکت کننده های ما در پایان مسابقه می گفتند، فکرش را نمی کرند که بتوانند از پس انجام چنین کارهایی در مسابقه بربیایند.این مسابقه یاد داد که همه ما می توانیم جمله «من می توانم» را پیاده کنیمیوسف کرمی تکواندوکار کشور که به عنوان کارشناس در این نشست حضور داشت نیز در سخنانی اظهار کرد: این مسابقه یاد داد که همه ما می توانیم جمله «من می توانم» را پیاده کنیم. من باخت را زیاد تجربه کردم و در این مسابقه هم شرکت کنندگانی را دیدم که چطور توانمندی های خود را نمایش دادند. این مسابقه نشان داد هیچ گاه نباید ناامید شد خداوند به ما توانمندی هایی داده است که می توانیم کوه را هم جابه جا کنیم.ارشا اقدسی نیز به عنوان کارشناس فنی در این نشست بیان کرد: دنیا را آدم های معمولی نجات می دهند پس مهم است که این آدم های معمولی را جمع می کنید و از آنها قهرمان می سازید. ممنون از عوامل این برنامه که به مخاطبان احترام گداشتند و اجازه دادند ما هم سطح بالای کیفیت را در این برنامه ببینیم.مهدی جبین شناس دیگر کارگردان «فرمانده» نیز در ادامه عنوان کرد: در این مسابقه هرکسی از عوامل و شرکت کننده ها به اندازه خودشان می جنگیدند و تلاش می کردند.ساخت بازی اندرویدی «فرمانده»در بخش دیگر این نشست افشار از تولیدی یک بازی سخن گفت و توضیح داد: ما در حال تولید یک بازی اندرویدی هستیم که حدود یک سال تولید آن طول کشیده و به زودی عرضه می شود همچنین بازی برد گیم یا بازی رومیزی را نیز در دست تولید داریم.وی در پاسخ به پرسشی درباره حضور خانم ها در این مسابقه بیان کرد: شاید خانم ها نتوانند در این مسابقه حضور داشته باشند چون در تلویزیون حتی ورزش خانم ها هم نمی تواند، پخش شود. از طرف دیگر کاراکتر دخترها به کماندو نمی خورد و شاید ورزش ها و برنامه های دیگری با حضور آنها بتواند رقم بخورد.صداوسیما هنوز به غیر از حوزه داستانی در حوزه های دیگر سرمایه گذاری نمی کندوی در پایان درباره توجه به ژانرهای دیگر در تلویزیون گفت: صداوسیما هنوز به غیر از حوزه داستانی در حوزه های دیگر سرمایه گذاری نمی کند به طور مثال شبکه مستند جزو شبکه های پرمخاطب تلویزیون است ولی هنوز قالب مستند جزو قالب های مهجور است.مدیر خانه مستند انقلاب اسلامی در پایان درباره حمایت سپاه و امکانات و تجهیزاتی که در اختیارشان گذاشته شده، اظهار کرد: اگر سپاه نبود نمی توانستیم این مستندمسابقه را بسازیم. امکانات سپاه به راحتی در اختیار ما قرار گرفت و ما فقط تلاش کردیم تا این امکانات را مدیریت کنیم.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97921/صداوسیما-به-غیر-از-حوزه-داستانی-در-حوزه-های-دیگر-سرمایه-گذاری




مدیران دوتابعیتی شاغل در سازمان صدا و سیما شناسایی و حذف شوند

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: بسیج دانشجویی دانشگاه صداوسیما در نامه ای به رییس رسانه ملی خواستار شناسایی و حذف مدیران دوتابعیتی از این سازمان شد. به گزارش سینماپرس، بسیج دانشجویی دانشگاه صداوسیما در نامه ای به عبدالعلی علی عسکری رییس رسانه ملی خواستار شناسایی و حذف مدیران دوتابعیتی از این سازمان شد.متن این نامه را در زیر می خوانید:«بسمه تعالیوَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لاتَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْء فی سَبیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاتُظْلَمُونَ. (انفال آیه ۶۰)ریاست محترم سازمان صدا و سیماجناب آقای دکتر عبدالعلی علی عسکریبا سلام و احترامبا آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضاندشمنان جمهوری اسلامی ایران امروزه از راه های مختلفی در صدد ضربه زدن به امت و انقلاب اسلامی هستند، یکی از این راه ها نفوذ بر افراد و نهادهای مهم کشور است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) که ساده ترین شکل نفوذ همین نفوذ موردی می باشد که در آن دشمن جاسوس یا جاسوسانی را در لباس دوست وارد دستگاه مورد نظر می کند تا از طریق آنها به اهداف خود برسد.از طرفی ایشان در باب اهمیت و جایگاه دستگاه رسانه ملی فرموده اند: صداوسیما قرارگاه مقدم و فعال مقابله با جنگ نرم است و مدیران و کارکنان رسانه ملی، سرداران و سربازان این جنگ نرم هستند.چنانچه مستحضرید موضوع مدیران دو تابعیتی شاغل در دستگاه های دولتی که از مصادیق نفوذ فردی می باشد طی ماه های گذشته حواشی زیادی را ایجاد نموده است. کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی نیز گزارش خود را در این خصوص ارائه کرده است. ظواهر و شواهد امر حاکی از آن است که برخی از این مدیران دو تابعیتی در رسانه ملی مشغول به فعالیت می باشند. بسیج دانشجویی دانشگاه صدا و سیما از جنابعالی درخواست شناسایی و برکناری مدیران دوتابعیتی شاغل در سازمان صدا و سیما مطابق ماده ۹۸۹ قانون مدنی کشور را دارد. امید است که این تلاش در راستای حفظ امانت صدا و سیمای نظام اسلامی با عنایت به جایگاه راهبردی این نهاد فرهنگی در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی مورد قبول درگاه حق واقع گردد.و من الله التوفیق»



منبع : http://cinemapress.ir/news/97929/مدیران-دوتابعیتی-شاغل-در-سازمان-صدا-و-سیما-شناسایی-و-حذف-شوند




توجه بیشتر به مردم رویکرد اصلی جشنواره «هنر مقاومت»

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: مدیر گروه هنرهای تجسمی بنیاد فرهنگی روایت فتح از توجه بیشتر به مردم در جشنواره «هنر مقاومت» در نتیجه تاکید این گروه و شورای سیاستگذاری جشنواره خبر داد. به گزارش سینماپرس، مسعود نجابتی مدیر گروه هنرهای تجسمی بنیاد فرهنگی روایت فتح درباره برنامه های سال ۹۷ این گروه به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی در گفتگو با یک خبرگزاری بیان کرد: این گروه قبلا تحت عنوان انجمن هنر انقلاب و دفاع مقدس فعالیت می کرد و به تازگی با تغییر ساختار با عنوان گروه تجسمی بنیاد فرهنگی روایت فتح فعالیت می کند.وی افزود: سیاست این گروه بر این است که از گروه های هنری فعال در جبهه فرهنگی انقلاب در سراسر کشور حتی در مناطق محروم حمایت کند و این حمایت در قالب کارگروه ها و تشکل های مردمی در قالب برون سپاری انجام می گیرد. این فعالیت ها معمولاً به صورت جشنواره های منطقه ای و استانی و بعضاً سفارشات مشخص و پروژه هایی به گروه ها سپرده و در نهایت نتیجه این فعالیت ها در سراسر کشور به نمایش گذاشته می شود.نجابتی با اشاره به اینکه جلوه آثار گروه تجسمی بنیاد فرهنگی روایت فتح در فضای عمومی است، گفت: به دلیل اینکه فاقد فضای موزه ای و گالری مشخصی هستیم آثار ما و آرشیوی که در محل گروه تجسمی داریم در فضای عمومی و شهری به نمایش در می آید. از جمله این تولیدات و فعالیت ها می توان به آثاری که سال گذشته در برنامه هفته دفاع مقدس با عنوان «آن دقایق آبی» تولید شد و نمایش خاص هم داشتیم، اشاره کرد که عمده آثار با همکاری سازمان زیباسازی شهرداری تهران در فضای شهری به نمایش گذاشته شد.وی در مورد جشنواره «هنر مقاومت» که سال هاست توسط بنیاد روایت فتح برگزار می شود نیز توضیح داد: امسال در پنجمین جشنواره «هنر مقاومت» قصد داریم تا فعالیت هایمان را مردمی تر انجام دهیم. بر این اساس شورای سیاستگذاری جشنواره معتقد است آثار باید در دل جامعه به نمایش درآیند نه اینکه فقط در فضاهایی خاص به نمایش گذاشته شوند. این تصمیم به این دلیل گرفته شده است که مردم در اولویت هستند؛ مردمی که ممکن است امکان حضور در فضاهای نمایشگاهی را نداشته باشند.مدیر گروه هنرهای تجسمی بنیاد فرهنگی روایت فتح در پایان گفت: جزییات فعالیت ها و برنامه های پنجمین جشنواره «هنر مقاومت» در نشست خبری جشنواره تشریح خواهد شد.پنجمین جشنواره «هنر مقاومت» به دبیری مسعود نجابتی در سال ۹۷ همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی برگزار خواهد شد.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97926/توجه-بیشتر-به-مردم-رویکرد-اصلی-جشنواره-هنر-مقاومت




پوشش سراسری جام جهانی در تمام کشور/ اجرای گلزار در شبکه سه سیما / سریال ۹۰ شبی مهران مدیری

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: معاون سیما درباره آخرین وضعیت خرید بازی های جام جهانی، ساخت یک برنامه جدید با اجرای محمدرضا گلزار، ساخت سریال ۹۰ قسمتی مهران مدیری، آخرین وضعیت ساخت برنامه «هفت» و همچنین جوان گرایی در تلویزیون و دوری از بی ثباتی مدیریتی نکاتی را مطرح کرد. به گزارش سینماپرس، مرتضی میرباقری درباره پخش بازی های جام جهانی و اینکه آیا برای برخی نقاط کشور که از دریافت شبکه های دیجیتال و دیدن فوتبال محروم هستند، تمهیداتی اندیشیده شده است، اظهار کرد: ما در هر صورت تدابیری برای پخش بازی های جام جهانی داریم که بخشی از آن عبارت از این است که با طرف های خودمان مذاکراتی داشته باشیم که امکان صد درصد پخش بازی ها فراهم شود.معاون سیما در ادامه تاکید کرد: بازی های جام جهانی صد درصد در ایران به بهترین نحو پخش می شود و ما دغدغه ای برای پخش بازی های جام جهانی نداریم.۱۰۰ درصد تصویر را به کل مناطق کشور می رسانیممعاون سیما در ادامه درباره پوشش سراسری مسابقات جام جهانی نیز اظهار کرد: در نقاطی که از دیدن بازی ها از طریق سیستم دیجیتال محروم هستند، دستوری به ما داده شده است. تقریبا ۱۰ درصد از جغرافیای کشورما تحت پوشش نیست و قرار است تمهیداتی فراهم شود که آن نقاط به صفر نزدیک شوند. در این چند ماهی که به صورت ویژه بر روی این نقاط کار می شود، قرار است همزمان با آغاز بازی ها، به این نقاط تصویر برسد. ما برخی از نقاط را داریم که تصویر به آنها نمی رسد. اگر بتوانیم ارتقاء کیفیت انجام دهیم، اعمال می کنیم، اما اگر نشد صد درصد تصویر را می رسانیم.او در عین حال اذعان کرد: یکسری از نقاط کشور هنوز آنالوگ هم دریافت نمی کنند و معمولا وقتی یک مطالبه عمومی وجود دارد، درصدی که تصویر ندارند، بیشتر خودش را نشان می دهد.میرباقری تاکید کرد: مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه را بخش عمده کشورمان می بینند آن بخش هم که نمی بینند بازی ها را خواهند دید. تلاش عمده ما در راستای توسعه دیجیتال در سراسر کشور است.محدودیتی برای اجرای هفت نداریموی در بخش دیگری از این گفت وگو، درباره ی آخرین وضعیت برنامه «هفت» نیز گفت: «هفت» جزو برنامه های شبکه سه سیماست و دوستان برای ادامه آن تلاش می کنند و از نظر ما محدودیتی برای اجرای هفت نیست. علی القاعده با تغییر مدیریتی که ایجاد شد، تمهیدات فراهم شده است هر زمانی که تشخیص بدهند برنامه هفت شروع خواهد شد.تغییر در مدیریت های تلویزیون تغییرات خامی نیستمیرباقری در پاسخ به این پرسش که جوان گرایی در مدیریت های تلویزیون آیا قرار است ادامه داشته باشد و تلویزیون برای ثبات مدیریتی چه تمهیداتی اندیشیده است؟ گفت: ما در صداوسیما سیاست اصلی مان در جوان گرایی در حوزه ی برنامه سازی است؛ یعنی برنامه سازان ما باید نیروهای جوان باشند. سیاست جدی ما عبارت از این است که دوستان با انرژی، بااخلاق و مبتکر جوان در این عرصه قرار بگیرند و بدترین شیوه را این می دانیم که جوان گرایی را از مدیران ارشد مجرب بخواهیم شروع کنیم.وی ادامه داد: چیزی که هست خلاقیت و انرژی جوانی در عرصه تولید باید خودش را نشان دهد تا این که در رده های کماکان مدیریتی هم قرار بگیرد نه این که آنجا مورد عنایت نباشد اما ایستگاه بعدی ماست. یعنی اگر بخواهیم سلسله مراتب را ذکر کنیم اول برنامه سازی است، پس از آن برنامه ریزی، پس از آن مدیریت گروه ها و سپس مدیر شبکه هاست. ما در یکسری زمینه هایی که شرایط وجود داشته باشد در سطح شبکه ها یقیقا این کار را انجام خواهیم داد ولی آنچه راهبرد ماست در سطح برنامه سازی و برنامه ریزی است؛ لذا این مطالبی که در رابطه با تغییرات شبکه ها گفته می شود و ذکر می شود مصادیق در حد توهم است.معاون سیما با اشاره به تغییرات مدیریتی اخیر در تلویزیون یادآور شد: شما زمانی که ما در شبکه سه یا چهار می خواستیم تغییر انجام دهیم آیا این زمینه سازی و فضاسازی را مشاهده کرده بودید؟ اصلا کسی منتظر چنین کاری بود؟ یقیقا ما زمانی تغییرات خودمان را انجام می دهیم که به بلوغ لازم رسیده باشیم. ما چه بسا یکی دو سال بررسی می کنیم و اصلا نمی توانیم مدیریتی را برای شبکه انتخاب کنیم که آن فرد مدیریت و سرعت لازم را نداشته باشد. انتظار است این تغییرات تغییرات خامی نباشد.میرباقری درباره لزوم دوری از غم در تلویزیون در ایام رمضان و همچنین تبدیل برنامه های مناسبتی به یک جشن نیز گفت: در ارتباط با پخش سریال ها در این ایام تنظیماتمان بر این اساس بوده است که فضای سریال هایمان با یکدیگر همخوانی نداشته باشد و تغییر سریال «پدر» نیز بر اساس همین رویکرد بود. ما در ایام رمضان به دلیل این که مصادف با ۱۴ و ۱۵ خرداد خواهیم بود واقعا دیگر نمی توانستیم سریال طنز خالص داشته باشیم؛ سال آینده نیز نمی توانیم داشته باشیم.وی سپس گفت: ما تقریبا در همه شبکه ها برنامه جشن داریم اما ماه مبارک رمضان یک ترکیب معنوی و فضای مذهبی دارد از طرفی ما فقط برای یک ماه برنامه ریزی نمی کنیم. فواصل مختلف بهار و تابستان و اعیاد را داریم و برای مناسب های مختلف برنامه ریزی می کنیم. در هر صورت سریال های ماه مبارک رمضان باید پیام های معنوی داشته باشند.او سپس درباره ی تغییر فضای شبکه سه سیما که بیشتر چهره مذهبی و معنوی به خود گرفته است، اظهار کرد: مدیر شبکه سه سیما در حال حاضر به مدت یک ماه است که به این شبکه آمده و هنوز اقدامی نکرده است. در حال حاضر هیچکدام از برنامه های آنتن شبکه سه برنامه جدید مدیر شبکه نیست. از این پس نیز با آغاز بازی های جام جهانی فوتبال و مسابقات والیبال، ورزش روی پیک شبکه سه سیما خواهد رفت.میرباقری در ادامه از تولید ویژه برنامه جام جهانی تلویزیون توسط عادل فردوسی پور یاد کرد و گفت: اگر استودیو فردوسی پور را ببینید شاهکاری را انجام می دهد که تا یک ماه دیگر شما این شادی را از این شبکه به وضوح خواهید دید.جزئیات سریال مدیری و برنامه محمدرضا گلزار در تلویزیونمعاون سیما در بخش پایانی گفت وگوی خود از ساخت برنامه جدید در شبکه سه سیما با اجرای محمدرضا گلزار خبر داد و گفت: در حال حاضر آقای فروغی مدیر شبکه سه سیما کاری را با حضور محمدرضا گلزار انجام می دهند که جزییات آن در آینده اعلام می شود.او از بازگشت مهران مدیری به تلویزیونی با یک سریال ۹۰ شبی خبر داد و گفت: مهران مدیریتی علاقه مند به ساخت سریالی پس از دورهمی است. مذاکراتی انجام شده است و متون آن در حال نگارش است. مسؤولیت این کار بر عهده سیما فیلم است و امیدواریم سریال ۹۰ قسمتی را داشته باشیم.*ایسنا



منبع : http://cinemapress.ir/news/97933/پوشش-سراسری-جام-جهانی-در-تمام-کشور-اجرای-گلزار-در-شبکه-سه-سیما




نظرات موافق و مخالف پخش فوتبال در سینما

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: پخش بازی های جام جهانی در سینماها، مساله ای است که مخالفان و موافقان خود را دارد، عده ای معتقد هستند در راستای رونق سینماها، اتفاق خوشایندی است و در مقابل عده ای دیگر معتقدند که فضای اکران را اشغال می کند. به گزارش سینماپرس، در پی مصوبه ی اخیر شورای صنفی نمایش مبنی بر اینکه مسابقات جام جهانی فوتبال در سینماها اجازه پخش داشته باشند، تعدادی از پخش کنندگان و سینماداران این روند را ارزیابی کردند.راهی برای آشتی دادن مردم برای سینماهمایون امکانیان پخش کننده فیلم های سینمایی درباره ارزیابی اش از طرح پخش بازی های جام جهانی در سینماها گفت: بازی های جام جهانی اگر جذاب تر از فیلم های سینمایی نباشد کمتر از آن هم نیست و همیشه مخاطبان زیادی را به خود جلب می کند، اما اینکه این طرح چقدر می تواند بر روی جذاب مخاطب در سینماها تاثیر داشته باشد به زمان نیاز دارد.او ادامه داد: به تعبیری می توان گفت که این طرح می تواند باعث رونق سینماها شود، زیرا چند وقت اخیر با توجه به مسائل سیاسی، ارز و همچنین رسیدن ماه مبارک رمضان افت چشمگیری در فروش فیلم های سینمایی داشته ایم. این اتفاق تا جایی پیش رفته است که فروش برخی سینماها و حتی پردیس های سینمایی نصف و یا کمتر از آن شده است و این موضوع به جذابیت فیلم ها ربطی نداشته است بلکه تحت تأثیر اتفاقات بیرونی بوده است.این پخش کننده با بیان اینکه "اکنون همه سعی می کنند راهی را انتخاب کنند که تماشاچی را با سینما آشتی دهند" اظهار کرد: با اینکه این طرح پیش از این به این گستردگی تجربه نشده است و نمی دانیم عواقب آن چه خواهد بود، اما اکنون همه به دنبال این هستند که رونق را به سالن های سینما برگردانند. نکته دیگری که وجود دارد این است که نمایش بازی ها در جایی مثل سینما امکانی را بوجود می آورد که خانواده ها بتوانند در کنار هم بازی را ببینند و این کمکی است به محدودیت های اجتماعی که در جامعه وجود دارد.وی افزود: بعدازظهرها که زمان مهمی برای اکران فیلم ها در سینماها است، اگر بازی در این ساعات برگزار شود طبیعی است که بر روی فروش فیلم ها تأثیرگذار خواهد بود. با این حال ما در شرایطی هستیم که نمی توانیم سالن های نمایش را از مخاطبان پُر کنیم بنابراین اگر مدیریت و برنامه ریزی درستی صورت بگیرد و بشود از ظرفیتی که جام جهانی اشغال کرده است برای رونق سینماها کمک بگیریم اتفاق مهمی رخ داده است.امکانیان در پایان گفت: اگر این طرح در زمانی اجرا می شد که مانند ایام نوروز تمامی سالن های نمایش با ظرفیت کامل فیلم هایشان را پخش می کردند، جای بحث داشت، زیرا به فروش فیلم ها لطمه وارد می شد، اما اکنون که در شرایطی هستیم که سینما مخاطب کمی دارد بنابر این اجرای این طرح می تواند مفید باشد و حتی صاحبان فیلم هم می توانند نسبت به این اتفاق خوشحال باشند، زیرا شرایطی است که امکان تبلیغات برای فیلم هایشان نیز بوجود می آید.آسیب به اموال سینماعلی هیربد مدیر سینما «فرهنگ» در ارزیابی پخش بازی های جام جهانی در سینماها معتقد است: پخش بازی های جام جهانی در سینما می تواند جنبه منفی برای خود سینما داشته باشد، زیرا پخش بازی های حساسی مثل بازی های ایران باعث ایجاد هیجانات زیادی در تماشاچی می شود و گاهی این هیجانات قابل کنترل نیست و به اموال سینما صدمه وارد می شود.او در ادامه اظهار کرد: به نظر من پخش بازی ها در سالن سینما مناسب نیست و شاید اگر نمایش این بازی ها در محوطه های باز مثل پارک ها و یا حتی پارکینگ سینماها صورت بگیرد، بهتر است. با این حال پخش این بازی ها می تواند درآمد بسیار مناسبی برای سینماها به دنبال داشته باشد. در دوره قبل جام جهانی نیز چند بازی فوتبال را در سینما «فرهنگ» پخش کردیم و یادم است که بعد از بازی صدمه زیادی به اموال سینما خورده بود و من دائم نگران بودم که به پرده نمایش نیز صدمه وارد شود.هیربد در صحبت های خود به این نکته اشاره کرد که مردم پیگیر پخش بازی ها در سالن سینماها هستند و حتی چند روز پیش یکی از مخاطبان سینما «فرهنگ» از من درباره ی این رویداد پرسش و جو کرد. با این حال نمایش هر چیزی جایگاه خود را دارد و شاید بد نباشد که جای مشخصی برای نمایش بازی های پرمخاطب و فوتبالی اختصاص پیدا کند.اختصاص مبلغی برای تهیه کننده از پخش بازی در سینمارضا سعیدی پور مدیر پردیس سینمایی «آزادی» با اشاره به اینکه " با شروع جام جهانی تمام توجهات به سمت فوتبال خواهد رفت" گفت: فوتبال می تواند وسیله ای برای آشتی مردم با سینماها باشد، بنابراین اگر مخاطبان به جای آنکه پای تلویزیون بنشینند و فوتبال ببینند به سینماها بیایند رونقی در سینماها هم ایجاد خواهد شد و به این ترتیب فیلم ها نیز معرفی می شوند.وی با بیان اینکه "در زمان پخش بازی ها مردم در خانه هایشان در حال تماشای فوتبال هستند نه در سینما"، اظهار کرد: پخش فیلم در سینماها فرصتی است که می تواند مخاطب را به این محیط بکشاند و با تبلیغاتی که انجام می دهد او را به تماشای فیلم های دیگری نیز بنشاند. ولی همین تماشاچی اگر در خانه، بازی ها را ببیند قطعا بعد از آن برای دیدن فیلم به سینما نخواهد آمد.سعیدی پور در پایان گفت: ما بحث مان معرفی سینما به مردم است و چهار سال پیش هم که این طرح را به صورت محدودی تجربه کردیم استقبال خوبی از آن شد. فقط یک بحث تهیه کننده می ماند که می توان با او هم صحبت کرد و از درآمد پخش فوتبال در سینما به صاحب آن فیلم نیز اختصاص داد.تصویت این طرح گامی رو به جلو استعلی سرتیپی سینمادار و پخش کننده فیلم های سینمایی درباره تصویب این طرح در شورای صنفی نمایش توضیح داد: این اتفاقی است که هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی. اگر در سالن های محدود و سانس های خاصی نمایش بازی ها صورت بگیرد می تواند مردم را از خانه هایشان خارج کند و فضای پرهیجان فوتبال را به سینماها هم بیاورد. ولی اگر این طرح به به درستی اجرا نشود و تمام سالن های نمایش فیلم را به خود اختصاص دهد ممکن است که در ابتدا به نفع سینماها شود، اما در نهایت فیلم ها ضرر خواهند کرد.او ادامه داد: بنابراین صورت گرفتن چنین اتفاقی باید محدود، با برنامه ریزی و حساب شده باشد که حتی بشود به نوعی با حضور مردم در سینماها از برگزای چنین رویدادی برای فروش بهتر فیلم ها و همچنین رونق سینما بهره مند شد.سرتیپی در پایان گفت: این طرح به صورت خیلی محدودی در دوره های گذشته اجرا شد و، چون شورای صنفی موافق چنین کاری نبودند اجازه آن به صورت گسترده وجود نداشت و این اتفاق که امسال رخ داده است می تواند گامی رو به جلو باشد و اگر بشود راجع به درآمد آن نیز تدبیر درستی داشت که به فروش فیلم ها لطمه ای وارد نشود می توان همه چیز مثبت باشد.دغدغه ی کمبود سالن و سینماحبیب اسماعیلی تهیه کننده و پخش کننده هم گفت: به نظر می رسد اکنون تمام کسانی که فیلم روی پرده دارند از محدودیت سانس و سالن سینمایی گله دارند، حالا می خواهد فیلم پرفروش باشد یا حتی متوسط. با این اوصاف قرار است تعدادی از سالن ها و سانس ها هم به پخش بازی ها اختصاص پیدا کند، با این حال اگر به درستی برنامه ریزی شود شاید بتواند باعث رونق سینماها شود.وی اضافه کرد: اجرای این طرح مثل «طرح افطار تا سحر» یا حتی بلیت های نیم بها در ایام ماه رمضان است که تا زمانی که برای آن تبلیغات به درستی انجام نشود به نتیجه نخواهد رسید و راه به جایی نخواهد برد. این طرح ممکن است به فیلم هایی که سالن های کمتری برای نمایش دارند هم لطمه وارد کند. در نهایت سینما باید اینقدر خود به خود جذابیت داشته باشد که خود سینمادار برای بالا بردن میزان استقبال و تماشاچی به سراغ راهایی مانند اجرای تئاتر، اکران های مردمی و یا حتی چنین طرح هایی نرود.استادیوم را هم به پخش فیلم اختصاص بدهند. اما تهیه کننده و کارگردان فیلم «چهارراه استانبول» ضمن مخالفت با پخش مسابقات جام جهانی فوتبال در سینماها، گفت: اگر قرار است این اتفاق بیفتد، پس به ما هم اجازه دهند در استادیوم آزادی فیلم نمایش دهیم.مصطفی کیایی که مدتی قبل هم بابت وضعیت اکران فیلم خود اعتراض داشت، در پاسخ به اینکه آیا با توجه به نظر شورای صنفی نمایش مبنی بر اینکه برای پخش مسابقات فوتبال در سینماها باید رضایت صاحبان فیلم ها نیز گرفته شود، با چنین جریانی موافقت می کند؟ بیان کرد: من اصلا با این موضوع موافق نیستم و به نظرم کار درستی هم نیست، چون فوتبال و سینما هر کدام جای خود را دارند و قرار نیست در سالن سینما فوتبال پخش شود که اگر این طور باشد استادیوم آزادی را هم به ما بدهند تا در آن فیلم اکران کنیم.او درباره وضعیت اکران فیلم خود هم گفت: هنوز تعداد سالن ها و سانس های فیلم «چهارراه استانبول» به طرز عجیبی کم است و نمی دانم برای این فیلم با حدود ۴۷ سالن در مقابل بیش از ۱۷۰ سالن فیلم های دیگر باید چه کرد!وی درباره اینکه بخشی از زمان اکران فیلم اش با ماه رمضان و نیز مسابقات جام جهانی همراه خواهد بود و ۱۰ هفته نمایش فیلم های اکران اول نوروز هم هنوز به پایان نرسیده است، ادامه داد: واقعا برای فیلم های اکران دوم نوروز باید فکری اساسی کرد، چون به نظرم اتفاق بدی رخ داد و همه فیلم ها در هم گره خورده اند و فیلم های گروه اول هم حاضر نیستند سالن ها را ترک کنند، هرچند ما به هر شکلی باشد سینماهای تهران را سروسامان می دهیم، اما اتفاق بدتر در شهرستان ها رخ می دهد چرا که اکران در آنجا به شوخی تبدیل شده است.کیایی گفت: در استان بزرگی مثل فارس فیلم «چهارراه استانبول» فقط پنج سانس و در اصفهان فقط شش سانس نمایش دارد و در بقیه سالن ها و سانس ها هم فیلم های اکران اول نوروز نمایش داده می شوند. پیگیری هایی هم که در کمیته تخلفات شورای صنفی نمایش انجام دادیم چندان به نتیجه نرسید، چون شهرستان ها از شورای صنفی نمایش تبعیت نمی کنند و بیشتر سالن های شهرستان ها در اختیار حوزه هنری است و امیدواریم لااقل آن ها به وضعیت اکران این فیلم ها کمکی کنند.*ایسنا



منبع : http://cinemapress.ir/news/97944/نظرات-موافق-و-مخالف-پخش-فوتبال-در-سینما




گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر در رادیو/ پخش ۲ هزار دقیقه برنامه

درخواست حذف اطلاعات
به گزارش سینماپرس، همزمان با سالروز آزادسازی خرمهشر و روز مقاومت، شبکه های مختلف رادیویی با پخش گفتگو، نمایش و بیان خاطرات رزمندگان در آن دوران، بررسی قدرت دفاعی و نظامی کشور به مناسبت سوم خرداد، موسیقی های حماسی و موضوعات متنوع دیگر مخاطبان را همراه می کنند.بر این اساس گزیده برنامه های این روز که توسط شبکه های رادیویی روی آنتن می روند به شرح ذیل است:رادیو ایرانبرنامه «فتح نامه خرمشهر» ساعت ۱۱:۱۵ سوم خرداد با موضوع پاسداشت روز فتح خرمشهر یادآوری اهمیت این فتح و ایجاد فضای جشن و شادمانی به مناسبت این روز است. همچنین برنامه «پلاک هشت» از ساعت ۱۳:۳۰ دوم خرداد و با موضوع بررسی ابعاد واقعه فتح خرمشهر از رادیو ایران روی آنتن می رود.رادیو فرهنگبرنامه «صبح به وقت فرهنگ» ساعت ۱۰:۳۰ سوم خرداد با رویکرد فرهنگی مرتبط با موضوع آزادسازی خرمشهر و برنامه «رادیو کتاب» ساعت ۱۹:۳۰ همان روز با موضوع بررسی تازه های نشر در حوزه دفاع مقدس و سوم خرداد از این شبکه پخش می شوند.رادیو قرآنبرنامه «صفحه تقویم» ساعت ۸:۱۰ سوم خرداد با موضوع بررسی روزنگار فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس و برنامه «اشاره» ساعت ۱۴:۳۰ با محوریت معرفی کتاب با موضوع سوم خرداد پخش می شود.رادیو تهرانبرنامه «صبح تهران» ساعت ۶:۳۵ سوم خرداد این سوال را مطرح می کند که «خرمشهر شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ » و همچنین ویژه برنامه «خرمشهر» ساعت ۹ صبح همان روز با موضوع بررسی ابعاد مختلف آزادسازی خرمشهر از این شبکه پخش می شود.رادیو پیامویژه برنامه «فتح خرمشهر» روز سوم خرداد و در فواصل مختلف پخش با بررسی و اهمیت عزم رهبری و امام خمینی (ره)، توجه به یاد و خاطره دلاوری های رزمندگان و شهدای جنگ تحمیلی در آزادسازی خرمشهر و بعد تاریخی و اهمیت آزادسازی خرمشهر از نظر اعتقادی و نظامی (بصورت اشاره در فواصل پخش) و با پخش موسیقی مربوطه مخاطبان را همراه می کند.رادیو معارفبرنامه «حماسه آسمانی» ساعت ۱۰:۱۵ روز سوم خرداد با رویکرد بازخوانی تحلیلی فتح خرمشهر، نقش توکل به خدا و اتکا به ظرفیت های داخلی در پیروزی ها و تکلیف جوانان امروز برای دفاع از ارزش های دفاع مقدس و برنامه «پیام ولایت» ساعت ۱۳:۵۰ همان روز و با موضوع اهمیت فتح خرمشهر در روحیه رزمندگان، نقش جوانان در فتح خرمشهر پخش می شود.رادیو جوانبرنامه «موج جوونی» ساعت ۲۱ روز سوم خرداد با موضوع گرامیداشت یاد و خاطره حماسه سازان آزادسازی خرمشهر و همچنین برنامه «ارمغان» ساعت ۱۹:۳۰ همان روز با رویکرد بررسی جنبه های مختلف آزادسازی خرمشهر از رادیو جوان روی آنتن می رود.رادیو ورزشبرنامه «صبح و ورزش» ساعت ۷:۱۰ سوم خرداد با موضوع گفتگو با ایثارگران ورزشی حاضر در حماسه فتح خرمشهر و برنامه «فرهنگ و ورزش» ساعت ۱۲:۱۵ همان روز با رویکرد بازخوانی و تکست خوانی تاریخی رویدادها مخاطبان را همراه می کند.رادیو سلامتبرنامه «یاد یاران» ساعت ۱۲:۳۰ سوم خرداد با رویکرد گزارش از شهدای فتح خرمشهر و عملیات بیت المقدس و همچنین برنامه «به رنگ زندگی» ساعت ۱۷ روز دوم خرداد با رویکرد از خودگذشتگی همسران جانبازان و ایثارگران از رادیو سلامت روی آنتن می رود.رادیو گفتگوبرنامه «ماه ترین ماه» ساعت ۲۲ روز دوم خرداد با موضوع ویژه برنامه سالروز آزادسازی خرمشهر و روز دزفول به بررسی دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، بررسی راه های تقویت فرهنگ مقاومت و ایثار در جامعه، ناگفته های فتح خرمشهر از زبان رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس و همچنین برنامه «گفتگوی سیاسی» ساعت ۱۷:۳۰ همان روز با رویکرد بررسی قدرت دفاعی و نظامی ایران به بهانه سالروز آزادسازی خرمشهر از رادیو گفتگو پخش می شود.رادیو اقتصادبرنامه «روز از نو» ساعت۶:۳۰ سوم خرداد با رویکرد آثار و برکات مقاومت اقتصادی در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی پخش می شود.رادیو نمایشنمایش رادیویی «پیراهن یوسف» ساعت۹:۱۵ روز سوم خرداد روی آنتن می رود، خلاصه داستان این نمایش درباره زن و مردی است که پسرشان در جبهه شهید شده است و آنها بعد از پایان جنگ هنوز هم با افکار زمان جنگ و حال و هوای خرمشهر زندگی می کنند.همچنین نمایش رادیویی «سیفو» که ساعت ۹:۱۵ روز چهارم خرداد روی آنتن می رود و داستان آن درباره مردی به نام سیفو رزمنده خرمشهری است که در طول عملیات رمضان به تنهایی، گروهی از سربازان عراقی را به اسارت می گیرد.رادیو صباشبکه رادیویی صبا نیز در فواصل متناوب پخش و در روز سوم خرداد با پخش متن خوانی های مرتبط و آنونس درباره سالروز آزادی خرمهشر مخاطبان را همراه می کند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97897/گرامیداشت-سالروز-آزادسازی-خرمشهر-در-رادیو-پخش-۲-هزار-دقیقه-برنامه




فیلم/ جدیدترین تیزر فیلم سینمایی «رفتن»

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: جدیدترین تیزر فیلم سینمایی «رفتن» به کارگردانی نوید محمودی همزمان با آغاز پخش از تلویزیون رونمایی شد. به گزارش سینماپرس، جدیدترین تیزر فیلم سینمایی «رفتن» کاری از برادران محمودی که توسط میثم میرزایی ساخته شده است، رونمایی و منتشر شد.همچنین قرار است با هماهنگی های صورت گرفته این تیزر از امروز سه شنبه اول خرداد ماه از شبکه های سراسری تلویزیون پخش شود.«رفتن» به کارگردانی نوید محمودی و تهیه کنندگی جمشید محمودی جوایز بین المللی بسیاری همچون جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره بوسان، جایزه ویژه هیات داوران نوزدهمین جشنواره بین المللی سوچی روسیه، جایزه بهترین فیلم از فستیوال بین المللی تریپولی (لبنان)، بهترین بازیگری زن برای فرشته حسینی از جشنواره بین المللی فیلم مراکش، تندیس بهترین فیلم از فستیوال فیلم افغانستان در سوئد، تندیس غزال طلایی جشنواره جهانی فیلم پارسی استرالیا، تحسین منتقدان در جشنواره بین المللی فیلم مونیخ آلمان، انتخاب فیلم مراسم اختتامیه فستیوال دانشگاه «ucla» در کالیفرنیا آمریکا، بهترین فیلم در بین المللی فیلم گواتی و … را دریافت کرده است.فیلم سینمایی «رفتن» برادران محمودی بعنوان نمیانده اسکار از کشور افغانستان به آکادمی اسکار معرفی شده است.پخش بین المللی فیلم سینمایی «رفتن» بر عهده شرکت فرانسوی دریم لب فیلم به مدیرت نسرین میرشب است که تا امروز فیلم را در چند کشور از جمله آمریکا، ترکیه، بلژیک، افغانستان، مالزی و … اکران کرده است .مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4«رفتن» روایتگر داستان عشقی است که در پیچ و تاب رسیدن و نرسیدن در غبار گم می شود، قصه عشقی که از همه چیز غیر از معشوق رنج می بیند، رفتن قصه درد است، درد خانه به دوشی، درد مهاجرت.رضا احمدی، فرشته حسینی، بهرنگ علوی، نازنین بیاتی، مسعود میرطاهری، سینا سهیلی، محفوظ محمودی، افشین اخلاقی، بشیر احمد نیکزاد، امیر حسین بابائیان، محمد امین صاحب زاده، کاظم علیزاده و با حضور شمس لنگرودی در این فیلم نقش آفرینی دارند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97901/فیلم-جدیدترین-تیزر-فیلم-سینمایی-رفتن




عملکرد ما شایسته مناسبت های مذهبی نیست/ برنامه های سحرگاهی یکی از سخت ترین برنامه های رسانه ملی است

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: مجری پیشکسوت صدا و سیما از معضلات ساخت برنامه های معارفی و لزوم برنامه ریزی سالیانه برای ساخت این گونه برنامه ها می گوید. حسن سلطانی از مجریان پیشکسوت صدا و سیماست که کنار اجرای برنامه های خبری در حوزه معارف و برنامه های با موضوع معارف هم فعالیت جدی دارد. وی که از سال ۵۸ وارد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شده است به واسطهٔ مجری گری در برنامهٔ انتخابات ریاست جمهوری از شهرت بیشتری برخوردار شد و مخاطبان سالهای زیادی با برنامه سحرگاهی او ماه مبارک رمضان را آغاز می کردند. در رابطه با مشخصات برنامه های معارفی و معضلات و آسیبهای ساخت این گونه برنامه ها با او به گفت وگو نشستیم.با این تعاریفی که برای ساخت و تهیه برنامه های معارفی به صورت ایده آل وجود دارد، آیا برنامه ای که حداقل پنجاه درصد این استانداردها را داشته باشد تولید می شود؟ من چون خودم دستم در کار هست نمی توانم نام ببرم همه آنها دوستان من هستند و برنامه های خوبی هم هست و زحمت می کشند نباید از حق بگذریم هیچ کسی نمی خواهد برنامه اش بد باشد آنها همه زحمت کشیدند اما به نظر من برنامه آفتاب شرقی که خیلی روزها معلوم است که زحمت می کشند و تلاش می کنند که خیلی خوب شود اما روزهای آن متفاوت است یعنی بعضی روزها خیلی خوب است و بعضی روزها متوسط است سمت خدا هر روز است اما مخاطب خودش را دارد و تاثیر خودش را دارد و توانسته جای خودش را باز کند ولی به نظرم آرام آرام نیازمند این است که یک تجدید نظری در روند اجرای آن اتفاق بیفتد.البته بعضی وقت ها تکرار دل آزار نیست محتوای سمت خدا محتوای خوبی است اما در این محتوا باید یک تجدید نظری بکنند به نظر من حالا که این مخاطب، مخاطب خوب و قابل توجهی است و این برنامه ها هم در جشنواره ها برگزیده می شود جایزه می گیرد قابل تقدیر است و خیلی کار است که هر روز برنامه داشته باشی و هر روز مهمان داشته باشی و مهمان هایت هم باید مهمان های قابلی باشند الحق و والانصاف کارشناس هایی که می آیند کارشناس های بسیار خوبی هستند. اما به نظر من باید مقداری از این یک سویه بودن خارج بشویم یعنی بیشتر نیازهای مخاطب را مطرح کنیم و بیان کنیم و از یک طرفه بودن قدری خارج شویم وقتی خارج شدیم جذابیت بیشتری پیدا می کند و شبکه چهار برنامه هایی که گفت و گو محور است برای کسانی که مشتری برنامه های گفت و گو محور هستند آنها شبکه چهار را شبکه خیلی دلنشین و خوب می دانند برنامه تا نیایش دوست بسیار خوبم مجید یراقبافان که جنسش جنس معارفی است و می دانم که زحمت می کشد و سعی می کند با دست پر سر برنامه بیاید برنامه آنها هم برنامه خوبی است مناسبتی هایمان چنگی به دل نمی زندمثلا در حوزه سرگرمی مثلا ماه عسل که می آید می دانند که فول تایم باید پخش بشود و ما عادت کردیم اما در حوزه معارفی سیاست هایشان را عوض می کنند نمی گذارند یک امضایی بماند برای برنامه خاصی. در بحث مناسبتی این پدیده وجود ندارد دهه فجرمان هم این آفت را دارد ایام نوروزمان هم این مشکل را دارد فقط برای سریال ها چون زمان می برد حواسمان است که از شش ماه قبل از یک سال قبل سفارش بدهیم یا برخی برنامه ها مثلا ماه عسل وقتی می خواهد مهمان هایش را انتخاب کند چون باید بگردد و پیدا کند موضوعات مختلف را و انقدر باید زیاد باشد که از آنها انتخاب کند در نتیجه یک سال درگیر می شود در حالی که از الان می شود برای پنج سال آینده برنامه ریزی کرد که شهادت امام هادی این موقع است شهادت امام باقر این موقع است میلاد ائمه در تقویم مشخص است.الان معضل بزرگ رسانه ملی و مشکلی دست و بال رسانه را در خیلی از جاها می بندد مسائل مالی است و این برای امسال و پارسال نیست ما الان چند سال است با این مشکل مواجه هستیم و هر سال که می گذرد وعده سال بعد را می دهند دولت محترم ولی هرسال دریغ از پارسال. برای رسانه دارد عینیت پیدا می کند و هر سال که می گذرد واقعا برخی از مدیران سازمان شاید گزاف نباشد که بگوییم برای سر برج رساندن هزینه های جاری واقعا پیر می شوند. از آن طرف کار ما و حرفه ما طوری است که آنتن خالی برود و نمی شود که تکراری پخش کنی و مخاطب از شما انتظار دارد و توقعاتش را باید برآورده کنی می دانم که چقدر سختی می کشند از ریاست سازمان، مدیران، معاونین مدیران شبکه ها مدیران گروه ها بویژه معاونت های مالی و اداری اینها با سختی فراوان نیازمندی های سازمان را برطرف می کنند و تازه وقتی اینها را فراهم می کنند و تامین می کنند تازه باید به هزینه های جاری بپردازند حرفه ما و سازمان ما سازمانی است که درآمدزا نیست انقدر نمی تواند پول در بیاورد ممکن است برخی از کسانی که مطلع نیستند بگویند این همه تبلیغات از شبکه های مختلف سازمان پخش می شود اما باور کنید آن چیزی که دریافتی سازمان است با هزینه هایی که می کند اصلا در خور و قابل توجه نیست که بگوییم همپوشانی می کنند همدیگر را اصلا اینطور نیست از آن طرف اگر ما توقع برنامه های فاخر داریم و برنامه هایی که یک سرو گردن از برنامه های تلویزیونی منطقه بالاتر باشد انصافا باید به سازمان کمک کنیم و پول و بودجه ای که نیاز دارد در اختیارش قرار بدهیم.امروز برنامه سازی بسیار سخت شده خیلی از تهیه کننده های ما خیلی از کارگردان های ما امسال کار می کنند و یک سال دیگر دستمزدشان را دریافت می کنند خیلی از بچه های ما شب عید مشکل داشتند و دست خالی رفتند خانه شان رئیس سازمان این را می داند معاونین هم این را می دانند کلی زحمت می کشند تا حقوق و دستمزد زمین نماند اما موقع عید که می شود سریال های نو و فیلم سینمایی نو اینها را تامین می کنند و متحمل سختی های فراوانی می شوند یک روزی در این سازمان یک شبکه یک بود و یک شبکه دو اما الان بیش از پنجاه شبکه رادیویی و تلویزیونی و صفحات مجازی و بین المللی و برون مرزی و درون مرزی دارید و بودجه ای که دریافت می کنید با کاری که از ما انتظار می رود اصلا همخوانی ندارد.به هر حال باید راهکارهایی برای رفع مشکلات بودجه ای در سازمان وجود داشته باشد. در وهله اول باید دست نیاز دست یاری و کمک به جانب دولت دراز کنیم و بگوییم که سازمان تنها رسانه ای است که در این کشور دارد به صورت ابر رسانه کار فرهنگی می کند و باید به تناسب نیازمندی ها و به تناسب توقع مندی هایی که داریم آن را کمک کنیم و بی پرده عرض می کنم که از مشاجره های عملی سیاسی و دعواهای جناحی رسانه را دور بداریم و رسانه هم تمام سعی و تلاشش را صرف می کند در جهت تحکیم وحدت ملی برای رسانه گروه ها و جناح ها و گرایش های مختلف به نظرم یکسان می نمایاند و به نظرم باید کمک کنیم که رسانه در جهت وفاق و در جهت وحدت ملی در جهت بالابردن بینش و دانش و سطح فرهنگی عمومی جامعه کمک کند و بتواند به آن وظیفه اصلی خودش هم در نهاد انقلاب اسلامی و هم در قانون اساسی و هم در آن گوهره وجودی رسانه بتواند در آن تعریفی که در انجام آن ماموریت محول است موفق باشد.مشخصا با تمام مشکلاتی که ذکر شد برای بهبود وضعیت ساخت برنامه های معارفی چه تدابیری باید اندیشیده شود؟ از بحث مالی که بگذریم بخش دیگرش برمی گردد به جنس مدیریت. باید از کسانی استفاده شود که واقعا وجوهات معارفی داشته باشند. ارسطو در آن مدرسه ای که فلسفه درس می داد یک تابلویی نوشته بود «آن کس که عاشقی نمی داند نیاید» من در یک گفت و گویی گفتم که من اگر یک روزی حرفم تاثیر داشت در تصمیم گیران رسانه می گفتم که یک تابلوی بزرگ با یک خط زیبا بنویسند هر کسی که عاشق کار در رسانه نیست نیاید و کسی که عاشق کار در رادیو و تلویزیون نباشد یعنی اگر به او بگویند که اول خانه شما بعد تلویزیون اگر بگوید اول خانه مان من می گویم که نیاید تلویزیون من می گویم اول بگوید تلویزیون بعد بگوید خانه مان چون کار ما نشان نمی دهد کار ما شب، صبح، محرم، عید نوروز و روز طبیعت ندارد در روزی که همه به فراغت می پردازند کار ما زیادتر می شود در روزی که همه دلشان می خواهد بروند در مجالس عزاداری اهل بیت شرکت کنند و فیض ببرند کار ما بیشتر می شود باید بیاییم یک کاری را انجام بدهیم اگر باور نداشته باشیم که این در محضر پروردگار است اگر باور نداشته باشیم که این کار عقیدتی است و به عنوان یک کار انقلابی داریم این کار را انجام می دهیم ضرر کردیم و نمی توانیم آن طور که باید و شاید عمل کنیم.من بعد از سی وهفت سال کار کردن در تلویزیون هنوز کار کردن در تلویزیون را به عنوان یک وظیفه به عنوان یک ماموریت انقلاب اسلامی و به عنوان یک کار فریضه ای بر خودم واجب می دانم تا وقتی که به من نگویند که ما لازم نداریم و دیگر نمی خواهیم تا آن موقع بر شانه خودم این ماموریت را حس می کنم و هر زمانی که کاری به من بگویند بدون هیچ انتظار انتفاعی نمی گویم دستمزد و حقوق نمی گیرم چرا دستمزد می گیرم خوب هم دستمزد می گیرم و زندگی خود را اداره می کنم اما از آن منظر به آن نگاه نمی کنم به عنوان یک وظیفه و به عنوان یک فریضه هم دینی و هم انقلابی به آن نگاه می کنم و می گویم تا زمانی که کاری از دست من برمی آید موظف هستم در خدمت رسانه و به عنوان یک کار فرهنگی در خدمت رادیو تلویزیون باشم چون رادیو و تلویزیون انقلاب اسلامی است چون رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران است سوای مخاطب ها فردا ما در مقابل شهدا باید پاسخگو باشیم در مقابل آنهایی که برای ما زحمت کشیدند و از دنیا رفتند آنها به ما خواهند گفت که ما که رفتیم شما چه کار کردید اگر یک روز به خاطر کم و زیاد شدن پول به خاطر بالا پایین شدن آن چیزهایی که ما می خواستیم برایمان تامین نکردند کار را بگذاریم زمین فردا در مقابل آنهایی که جوانی و عمر و زندگیشان را به خاطر انقلاب به خاطر دفاع مقدس به خاطر ارزش های انقلابی فدا کردند و رفتند آن موقع پاسخی نخواهیم داشت اما اگر آن کاری که از دستمان برمی آید را انجام بدهیم شاید توانسته باشیم بگوییم که بخشی از وظیفه ای که برعهده ما گذاشته بود را انجام دادیم.به نظر من در مناسبت ها آنگونه که شایسته و بایسته است عمل نمی کنیم خیلی از مخاطب ها این گله را دارند که ما در ایام عزاداری به شدت پرشور رسانه عمل می کند اما در ایام میلاد و جشن و شادی اهل بیت تلویزیون حضورش در حوزه معارفی خیلی کم است اکتفا می کنیم به پخش کردن یک فیلم طنز اکتفا می کنیم به دعوت از خوانندگان و هنرمندان اما این یعنی چه یعنی ما حرف برای زدن نداریم در ایام میلاد حضارت معصومین چرا حرف داریم هنر گفتن آن را بلد نیستیم فرمود شیعیان ما در ایام شادی ما مسرور هستند در ایام حزن ما محزون هستند این علامت شیعه است علامت مسلمانی است اما اگر ما بحث عزاداری را به شدت پررنگ عمل کنیم اما بحث سرور اهل بیت را پررنگ عمل نکنیم معلوم است از این دو بال یک طرفش می لنگد نگاه کنید ما از ۱۳ رجب تا ۲۷ رجب یعنی دو هفته ایام سرور و شادی امامت و نبوت را دارید از میلاد امیرالمومنین تا شب مبعث پیامبر چرا ما این دو هفته را برنامه ای عشقی و سرور و معرفتی و شادی و نشاط اهل بیت را پخش نمی کنیم چرا جریان سازی نمی کنیم از روز سوم شعبان تا نیمه شعبان اعیاد شعبانیه است اصلا فضای کشور می تواند تغییر کند هیچ کاری نمی کنیم هنوز ایام عید غدیر است ما محرم را اعلام می کنیم می گوییم غدیر بالاترین و والاترین عید شیعی است شما چرا کام مردم را حزن آلود می کنید دو روز مانده به محرم خیمه ها را دایر کن ما که مخالف محرم نیستیم اما مخالف این هستیم که اوقات شیرینی و اوقات سرور و نشاط ولادت امیرالمومنین را کوتاه کنید کوتاه نکنید این ایامی که هست آن خدای غدیر علیمی که در این ایام انسان ها را خلق کرده اگر بدانی می توانی در آن تکوینی که در این عالم هست براساس آن تکوین حیات بیابید براساس آن برنامه ریزی کنید ۱۳ رجب تا ۲۷ رجب دو هفته هم فضا داری و هم بساطش را گسترده کردی ایام عید قربان تا عید غدیر کلی می توانی برنامه معارفی خوبی بروی تاریخ بگویی حکایت بگویی اتفاقاتی که افتاده را بگویی بزرگان دین را بگویی شما استفاده نمی کنی می بینی که غدیر آمد چند دفعه می خواهی برنامه سال گذشته را بروی حالا آنهایی که غدیر را خوب می شناسند خوب حرف می زنند شیرین حرف می زنند از آن استفاده کنیم می توانی از آنها بهره مند بشوی به نظرم در برنامه های مناسبتی مقداری شتابزده و دیرهنگام عمل می کنیم در حالیکه اگر فرصت بیشتری بدهیم در حالیکه اگر با یک مجال فاصله بیشتری به عوامل برنامه سازمان اعلام کنیم که سه ماه آینده ما چنین برنامه ای را می خواهیم استفاده کنیم به نظرم هم می رسند و کارهای قابل و فاخری می توانند انجام بدهند اما از آن طرف هم ما در برنامه معارفی در برنامه دکور نور موسیقی ضعیف هستیم در این میان برنامه ها در این فرصتی که ندارند وله هایی که می خواهیم کار کنیم به دلیل فرصت اندکی که در اختیارشان هست آنگونه که شایسته و بایسته برنامه معارفی هست را نمی رسیم انجام بدهیم یا اینکه مثلا در برنامه هایی که در عتاب مقدسه ضبط می کنیم مهمان هایی که دعوت می کنیم یا افرادی که می فرستیم که این برنامه ها را بروند باید بیشتر دقت کنیم که خیلی بهتر شود.در مورد برنامه های سحر هم بفرمایید. برنامه های سحر چون من خودم هفت سال توفیق داشتم تا به امروز که در برنامه سحر باشم خیلی نمی خواهم بگویم که برنامه سحر چنین و چنان است اما اگر سوالاتی راجع به برنامه های سحر داشته باشید می توانم پاسخ بدهم اما برنامه سحر به نظر من به شدت تخصصی است برنامه ای است که باید آدمهایی که در آن هستند آدمهای مجرب این حوزه باشند برنامه ای است که مخاطب آن واقعا مخاطب خاص است. وقتی در طول روز و شب برنامه تلویزیونی پخش می شود عموم مردم نگاه می کنند با گرایش ها و سلیقه های مختلف اما وقتی شب خوابیدند و نیمه شب بلند می شوند و تلویزیون را نگاه می کنند کسانی بلند می شوند که برای آن منظور بیدار شدند یعنی برای ماه مبارک رمضان بیدار شدند. بنابراین این آدم آدم خاص است در نتیجه برنامه ای را که نگاه می کند باید به تناسب تقاضای این آدم برنامه برایش تدارک ببینی.در نهاد دعاهای ما وقتی مفاتیح را نگاه می کنید یا ادعیه ائمه را نگاه می کنید که می گفتند در سحر ماه مبارک امام سجاد این دعا را می خواند امیرالمومنین این دعا را می خواندند پیامبر این مناجات را می خواندند به ما می گوید که سحر ماه مبارک رمضان چندتا چیز می خواهیم یکی دعاست یکی مناجات است یکی نیایش است یکی بستر فراهم کردن برای این است من می گویم برنامه سحر یکی از سخت ترین برنامه های رسانه است چون برخی از مخاطب ها بیدار شدند اول تلویزیون را روشن می کنند بعضی از مخاطبان بیدار شده اما صدای تلویزیون را کم می کند تو باید هنر داشته باشی که او صدای تلویزیون را زیاد کند بعضی از مخاطب ها در حال آمد و شد هستند شما باید برنامه هایت کوتاه توجه آنها را به خودت جلب کنی بعضی ها سفره سحری انداختند و نشستند و تلویزیون روشن است برای اینکه ببیند چقدر مانده تا اذان صبح تو باید کاری کنی که او ضمن اینکه می خواهد بداند چقدر مانده تا اذان صبح یک گوشه چشمی هم به برنامه تو داشته باشد پس تو باید به چندین هنر آراسته باشی که برنامه ات موفق بشود بعد وقتی که اعلام می کنی که به ما پیامک بزنید نظراتتان را بگویید می بینید که چقدر پیامک می آید در حالیکه آن ساعت از شب و سحر اصلا وقت پیامک زدن نیست اصلا جنس آن آدمها اینطور نیست اصلا وقت پیامک زدن ندارند وقتی در آن ساعت سه هزارتا پیامک می آید یعنی برای آن برنامه ساعت ده شب صد هزارتا پیامک آمده نمی توانی این برنامه را برنامه ای که ساعت ده شب پخش شده مقایسه کنید نمی توانی این برنامه را با برنامه افطار مقایسه کنی برنامه سحر سنجشش در ترازوی مقیاس و میزان گذاشتن برای اینکه با کدام برنامه این را مقایسه کنیم آن دستگاهی که می خواهد آن را بسنجد باید متفاوت باشد با برنامه ای که عصر را می سنجد چون عصر عصر است سحر سحر است ثانیا اینکه در سحر باید از آواهای خوش مناجات های خوش، اولین باری که من را دعوت کردند برای برنامه سحر در سال ۹۰ در شبکه قرآن خدا سلامت بدهد به آقای گروسی و قبل از ایشان گفتم من شراط دارم و شرطم این است که یکی باید بیاید مناجات خوانی کند در سحرهای ماه مبارک و من برای اولین بار سی شب متوالی آقای کریم خانی را آوردم بعد می گفتند چرا فقط آقای کریم خانی گفتم برای اینکه جا بیفتد و بعدا می شود افراد دیگری هم آورد و سی شب آمد و دیدند عجب ماه رمضان خوبی شد.شما در برنامه هایی که به خصوص در ایام سحر تولید می شد توجه زیادی به اجراهای زنده و حضور فضای اجرای برنامه داشتید. آیا دلیل خاصی داشته است؟ شما وقتی سحر به حرم حضرت رضا (ع) می روید قبل از اذان صبح مناجات خوانی از گلدسته های حرم پخش می شود خیلی وقت ها دیدم که افراد می ایستند و به مناجات خوانی گوش می دهد و این حالش عوض می شود ما نمی توانیم مناجات خوانی را تفکیک کنیم ممکن است کسانی که این گفت و گو را می بینند بگویند که اصلا این طور نیست و حاج آقا دارد اشتباه می کند می گویم شما پلی بک پخش می کنید نوار پخش می کنید آن هم دارد اما آن کسی که می آید در استودیو زنده می خواند و بیننده و مخاطب با آن ارتباط برقرار می کند اگر خوب نبود که هیچ برنامه زنده ای روی آنتن نمی رفت.من فوتبال رئال مادرید و آرسنال را امشب زنده ببینم یا ضبط شده آن را ببینم شما این همه هزینه می کنی که زنده پخش شود آن چیزی که اتفاق می افتد را ببینید اما وقتی بلند می شود وقت می گذارد خودش را برای آن ساعت آماده می کند اما شما وقتی برای خواندن در مجلسی می روید برای آن مجلس خوانده برای تلویزیون نخوانده اما وقتی می آید تلویزیون آمده برای بیننده ها بخواند با این حس و حال که بیننده ها در خانه نشستند و خودش در آن حال می خواند حس و حالش تغییر می کند این را باید متوجه بشویم و اگر آن را حذف کنیم مشکل می شود اما از طرف دیگر یکی از برنامه های سخت برنامه سحر ماه مبارک است برای تهیه کننده برای مجری برای آن مهمان ولی این سخت شیرین است و شیرین سخت است این سختی است که شما از خدا تقاضا می کنی که خدایا دوباره در رزق من قرار بده من جزو خدمتگزاران سفره مهمانی تو باشم.ضیافت الله است یعنی سفره مهمانی حضرت حق گسترده است در مهمانی چه کسانی به میزبان نزدیک هستند آنهایی که سر سفره دارند خدمت می کنند مهمان ها که می خورند و می روند اما بعد از اینکه مهمان ها رفتند میزبان می گوید همه آنهایی که خدمت می کردند بیایند بنشینند همه دلخوشی من به سحر ماه مبارک رمضان این است که به این عنوان برسم که تو از زمره خدمتگزاران سفره رمضان بودی اگر این را بفهمم که نصیبم شده کلاهم را می اندازم هوا گفت «روزی که کند دوست قبولم به غلامی آن روز کنم سلطنت روی زمین را» به این درجه و جایی برسی که تو آمدی دست به سینه به قول آقای محمد صالح علاء خدمتگزار سحر خیزها شدی این خیلی مبارک و قیمتی است خیلی ارزش دارد به همین دلیل من یک سال با این نگرش به حرف ها به مطلب ها و به برنامه ها جایی رفتم ختم طرف سخنران ختم است اما سخنرانی ختم را گوش می کنم می بینم یک تکه عرفانی گفت می گویم این به درد شب دهم ماه مبارک می خورد مثلا من در سحر ماه مبارک رمضان روی چهار شب برنامه و یک هفته برنامه خیلی حساس هستم یکی شب دهم و شام دهم ماه مبارک است یعنی شب رحلت ام المومنین حضرت خدیجه کبری (س) من از بسم الله الرحمن الرحیم تا خداحافظی راجع به حضرت خدیجه صحبت می کنم هر چه نوشتم راجع به حضرت خدیجه است می دانید که منابع حضرت خدیجه هم خیلی کم است هم شب رحلت بی بی هم شب دهم و هم شب یازدهم چون در طول سال خیلی کم راجع به حضرت خدیجه می شنوید دیگری شب تولد امام حسن و شام تولد امام حسن این دو شب را هم هرچه بگویم از بسم الله الرحمن الرحیم تا خداحافظ سحرخیزان ارجمند راجع به امام حسن صحبت می کنم هر چه نوشته باشم راجع به امام حسن است و از شب تقریبا هفدهم که تقریبا شب عملیات بدر است تا شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان سعی می کنم فضائل * مدایح و مراثی امیرالمومنین را عرض کنم این را برای خودم افتخار می دانم برای خودم توفیق می دانم و شکر می کنم که خداوند عالم را که در این چند سال این توفیق را به من داده از یک تریبونی راجع به محمد و آل محمد صحبت کنم.به قول شیخ عجل «هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم سعدیا بی حضور حضرت دوست همه عالم به هیچ نستانیم» همه دلخوشی من این است که یک روزی یکی از این مطلب ها را آنها بخرند گفت اگر از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان باشد که از آن کرانه یکی کارگر شود در این سالها یک شب را بخرند درست می شود به هر حال خیلی برنامه مبارکی است خیلی برنامه خوبی است اما می دانم که هم من و هم همکارانم آنچه که تقدیم شده آن چیزی نیست که شایسته ماه مبارک رمضان باشد آنی نبوده که در خور شان و وجاهت مخاطبان باشد اما گفت برگ سبزی است تحفه درویش چه کند بینوا همین دارد.*تسنیم



منبع : http://cinemapress.ir/news/97903/عملکرد-ما-شایسته-مناسبت-های-مذهبی-نیست-برنامه-های-سحرگاهی-یکی




ماجرای دوبله فیلم های غیرمجاز در یک سایت غیر مجاز/ خواندنی درباره دوبله فیلم در لنز ایرانسل

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «امیر هوشنگ زند» گفت: وقتی gem کارهایش را به مالزی منتقل کرد، تعدادی از جوانانی که جزء انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بودند جذب این شبکه شدند و رفتند. امیر هوشنگ زند از هشت سالگی و از سال ۱۳۴۰ وارد حرفه دوبله شد. او در دوبله نخستین انیمیشن، پسر دریا حضور داشت. زند فارغ التحصیل مدرسه لندن و هم چنین مدرک فیلمسازی اش را از انستیتوی هنر سان فرانسیسکو دریافت کرده است. به زعم بسیاری از کارشناسان، دوبله فیلم «پالپ فیلکشن» به کارگردانی کوئینتین تارانتینو، یکی از ده شاهکار تاریخ دوبله ایران است که مدیریت دوبلاژ آن به عهده امیر زند بود. او در مقام مدیر دوبلاژ سریال ها متفاوتی را با کیفیتی قابل اعتنایی نظیر خانه پوشانی، لیست سیاه و بریکینگ بد را در شبکه نمایش خانگی دوبله کرد. بخش نخست گفتگو با زند به حواشی جدایی او از انجمن گویندگان جوان و همکاری با گویندگانی که در تهران با شبکه gem همکاری می کردند اختصاص داشت و در بخش دوم درخواهیم یافت دوبله درجه یک ایرانی، چرا در احتضار به سر می برد. این مصاحبه بی تردید بدون سانسورترین گفتگوی امیر زند است.*یکی از دلایل انشعاب شما از انجمن به مسئله سینا زند مربوط نمی شود؟ چون در دوبله نوجوان­ گو نداریم اما سینا نوجوان گوی فوق العاده ای است و به عنوان یک گوینده جوان بارها نادیده گرفته شد. کودک گو هم نداریم، تمام خانم­ ها هستند که دارند جای پسر بچه ها حرف می زنند. سینا آخرین کودکی بود که از ۷ سالگی وارد این حرفه شد، یعنی به محض اینکه مقطع اول دبستان را تمام کردم او را آوردم که شغل پدرش را یاد بگیرد که به دردش هم خورد.* سینا سال ۹۱ از ایران خارج می­شود و به مالزی می رود با شبکه gem همکاری می­ کند، رفتن سینا برای شما گران تمام نشد؟ نه تجربۀ خوبی برای او بود، به نوعی او را تشویق هم کردم که اگر می­شود برو.*آنهایی هم که با شما کار می­­ کردند سیناهایی بودند که دلشان نمی­ خواست از ایران بروند ولی فضای کار نداشتند.قضیه سینا کاملا فرق می کند، به سینا هم به خاطر من بی­ مهری شد. حتی یک لیست زمان آقای قنبری تهیه کردند. آن زمان من با بچه ­های بیرون از انجمن کار نمی ­کردم، ولی به واسطۀ اینکه من همیشه با سیاست انجمن در قبال تلویزیون مخالف بودم، همیشه یک جبهه ­­گیری­ هایی علیه من وجود داشت که در یک دوره حتی نام من و سینا در لیست گویندگان که به آنها برای گویندگی تلفن می­ کنند، از قلم افتاده بود، دیگر از این بی­ مهری و توهین بیشتر نمی­ شد! *شما گفتید این دوبله برای کشور ما منافعی دارد، من احساس کردم بچه­ هایی که به gem می­ روند این منافع را با خودشان می ­برند. وقتی gem کارهایش را به مالزی منتقل کرد، تعدادی از جوانانی که جزء انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بودند جذب این شبکه شدند و رفتند. آقایان (علی. ع)، (م) و گوینده های دیگری رفتند و جذب آنها شدند. در صورتی که اگر شرایط مساعدتر بود، این اتفاق نمی افتاد. البته یک چیزی هم وجود دارد، کلاً در ایران دستمزدها برای دوبله خیلی خوب نیست، یعنی اصلاً قابل قیاس با سایر کشورها نیست حتی ترکیه، در صورتی که کیفیت دوبله ما خیلی بالاست. دوبله ما در دهه ۴۰ شماره ۱ دوبلۀ دنیا بود. این را ما نگفتیم و خودمان چنین لقبی به خودمان ندادیم که آقای کدخدازاده (مدیریت سابق امور دوبلاژ) دائما می گفتند که چطور شد به چنین نتیجه ای رسیدید! آقای کدخدازاده خیلی از دوبلورها خوشش نمی­ آمد. از طرفی دوبله متمرکز اصلاً چیزِ خوبی نیست اما او با چند نفر بده بستان داشت و به آنها نزدیک بود، ایشان می­ گفت اینکه گفتند دوبله دنیا شماره ۱ دنیا بود از کجا آمده!؟ من همانجا برایش توضیح دادم در آن زمان (دهه چهل و پنجاه) کمپانی­ ها در ایران نمایندگی داشتند و برای سرکشی و نظارت فیلم ­ها، گاهی می­ آمدند و اینها فقط ایران نمی ­آمدند، فرانسه و مصر و سایر کشورها هم می ­رفتند. آنها هم گفتند و آنها مقایسه می­ک ردند می ­گفتند اینها با دستگاه­ هایِ دست­ ساز خیلی بدوی، چگونه این دوبله های درخشان را انجام می ­دهند!؟ یعنی واقعاً چیزی از دنیا کم نداشتیم، ولی دستمزدها اصلاً قابل قیاس نیست، قیمتی که من برای دوبله از اسپانیا سال ۲۰۰۰ هزار داشتم، صد هزار دلار برای دوبله یک فیلم سینمایی بود.* در سال ۹۷ چقدر دوبله یک فیلم سینمایی در ایران چقدر تمام می­ شود؟ خیلی بخواهد زیاد باشد میانگین ۳۵۰۰ تا ۳۷۰۰، حالا ممکن است چند تا هنرپیشه درجه را بیاورند ممکن است به ۵، ۶ میلیون هم برسد این دیگر سطح بالای آن محسوب می شود اما با قیمت های رسمی در دوبله دنیا قابل قیاس نیست.* حقوق یک دوبلور جوان که از ۹صبح تا ۹ شب برای گفتن چند جمله در استودیو می نشیند از ۷۰ بیشتر نمی شود. این جوان باید در چند دوبله حضور داشته باشد که حقوقش به ۱ میلیون تومان برسد؟ اصلاً حرفش را نزنید، تازه کسانی که جذب تلویزیون شدند یک مدت باید برای تلویزیون بیگاری کنند. اجازه ندارند چند سال بیرون کار کنند و در تلویزیون هم حسابی از آنها کار می­ کِشند.*اگر بخواهیم مدیریت امور دوبلاژ را بعد از آقای کدخدازاده بررسی کنیم، کسانی که وارد این بخش شدند آیا واقعاً تخصص کافی در حوزۀ دوبله داشتند؟ تنها کسی که خیلی به دوبله علاقه داشت و برای پیشکسوتان دوبله خیلی احترام قائل بود آقای میلانی بود. آقای میلانی یک دوره آمد، ولی چون با مدیریت آن زمان نتوانست کنار بیاید، استعفا داد و رفت بعد دوباره سال ۸۹، ۹۰ (دقیق یادم نیست) از ایشان دعوت کردند. زمانی که او مدیریت امور دوبلاژ را بر عهده گرفتند، من با تلویزیون کار نمی­ کردم. دوران آقای بزرگی بود که به من پیشنهاد داده شد تا به یک گروه ۹، ۱۰ نفره از دانشجویان نیجریه ای که می­خواستند دوبله یاد بگیرند و آموزش ببینند، آموزش بدهم و یک مدت کوتاه برای آنها دوره آموزشی گذاشته بودند. از من دعوت کردند تا به آنها تدریس کنم. یک هفته به من وقت دادند تا یک برنامه تهیه کنم، گفتم چرا زودتر این کار را نکردید!؟ گویا ابتدا با آقای تهامی هماهنگ کرده بودند، آقای تهامی (ابولحسن) هم به دلایلی نتوانسته بودند بروند و بعد به من پیشنهاد کردند. من رفتم یک برنامۀ ۴۵ روزه هم عملی و هم تئوری برای آنها درست کردم و در برنامه شما و سیما کارِ ما با این دوستان پخش شد، چقدر بچه ­های بااستعدادی بودند و چقدر زبان­شان شیرین و خوش­ آهنگ است و خیلی کاربرد داشت و خروجی کارشان خیلی خوب انجام شد.*چرا دوبلۀ ایران دیگر بهترین دوبله نیست؟ چه بگویم؟ البته واضح است آن زمان اینقدر فیلم زیاد نبود، سریال تا این حد زیاد نبود. برای دوبلۀ فیلم وقت گذاشته می­ شد، ممکن بود هفته برای دوبله یک فیلم وقت بگذارند. آن اوایل خیلی طول می­کشید تا یک فیلم دوبله شود. به هرحال برای دوبله فیلم خیلی وقت گذاشته می­ شد. شاید یک دلیل این بوده که کیفیتِ خوبی داشته و یک دلیلش سرعت کار و حجم زیادِ فیلم است که گویندگان مرتب باید این طرف و آن طرف بروند. شاید این سرعتِ زیاد کار و عجله ­ای که در انجام کارهاست باعث شده کیفیت کار پایین باشد.* ولی باز با این حال از داخل آنها لیست سیاه درمی­ آید یک سریالی با کیفیتِ ترازِ دوبلۀ ایران. یک دلیل دیگر مدیران دوبلاژند، آنطور که باید و شاید روی دیالوگِ فیلم وقت نمی­گذارند. یادم است خدا رحمت کند آقای شرافت را، آقای شرافت هیچ وقت نمی­ گفت من باید بروم خانه سینک بزنم - سینگ زدن یعنی هماهنگ کردنِ دیالوگ ­ها و گفتار فیلم با لب، به این می­ گویند سینگ یعنی همزمان و هماهنگ کردن دیالوگ­ها- آقای شرافت می­گفتند می ­روم دیالوگ بنویسم یا مدیر دوبلاژهای خیلی قدیمی و پیشکسوت همیشه می­گفتند می­روم دیالوگ بنویسم. چون فیلم ترجمه می­شود و می ­آید زیر دست مدیر دوبلاژ. مدیر دوبلاژ موظف است روی ترجمه کار کنند. شاید یک دلیل بی­کفیت بودن دوبله­ ها این است که بعضی از مدیر دوبلاژها شاید حتی نمی­دانند موضوع فیلم چیست! همین طور دیالوگ را می­ گذارند زیر بغل­شان و ۴ تا خط هم علامتِ هماهنگی و سینگ می­زنند و فیلم را می­آورند. الان تعداد مدیر دوبلاژهای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شاید بیشتر از گویندگان است، یعنی همه مدیر دوبلاژ شدند! اما مدیر دوبلاژی یک ضوابطی دارد.* دانستن زبان انگلیسی یا زبان دیگری. در اساسنامه نیست ولی باید باشد، باید موظف شوند حداقل باید به یک زبان خارجی مسلط باشند، به یک فرهنگ خارجی آشنا باشند و آن را بشناسند اما متاسفانه اینگونه نیست. الان ما تمام امکانات را داریم که بتوانیم دوبلۀ خوب ارائه بدهیم هم دستگاه­های خوب داریم، استودیوهای خوب داریم و دیگر به لحاظ فنی بهانه نداریم، نیروی انسانی خوب داریم و می­توانیم دوبله خوب انجام بدهیم. اما مشکل دیگری که وجود دارد و می تواینم به آن اشاره کنیم، انگیزه است. بعضی­ها جذب این کار شدند ولی انگیزه و استعدادِ لازم را ندارند، بنا به دلایلی در فیلم­ ها حضور دارند و این کمی تولید اشکال می­کند.* توقف اکران فیلم خارجی در دهه ۶۰ به سینمای ما خیلی لطمه وارد کرد. خیلی.* انوار رئیس سازمان سینمایی وقت رفت پشت میزش نشست و گفت: شما کمونیست­ها می­خواهید با این فیلم­ها تبلیغ کمونیسم کنید و ما اجازه نمی­دهیم این کار را بکنید. * وقتی فیلم آمریکایی را ممنوع کردند فیلم­های سایر کشورها در دهه شصت نمایش داده می شد، ولی مدیریت وقت آن زمان با این مساله مخالف داشت، مخصوصاً آقای انوار. اصلاً یک نوع نگاهِ از بالا به پایینی به ما داشت و این نگاه اِعمال می­شد. به هر حال، کسانی، در این عرصه داشتند فعالیت می­کردند و فیلم دوبله می ­کردند. بیشتر فیلم­­های آن موقع هم کمونیستی بود که مجبور بودیم تا حدودی یک مقدار آن تندی­اش را از آن بگیریم، خیلی جاها می­گفتند مثلاً پرچم سرخ را دربیاورید. می ­گفتیم چَشم. فلان جای فیلم ستاره سرخ است سرباز و انقلابی بودند می­ جنگیدند، می­ گفتند دربیاورید. می ­گفتیم: چشم. بعد یکبار یکی از فیلم­ هایی که ما دوبله کردیم روسی بود. اصلاً آن را رد کرده بودند، هر اشکالی را که گرفته بودند برطرف کردیم، جمله ­ها را عوض کردیم، سانسورش کردیم، همه کار کردیم چون روی آن یک سرمایه ­گذاری شده بود. من خیلی به مدیر کل مراجعه کردم تا یک روز وقت گرفتم که آقای انوار را ببینم. نشسته بودم که آقای انوار وارد اتاق شد. من بلند شدم و سلام کردم. او جواب سلام من را نداد و رفت پشت میزش نشست و گفت: شما کمونیست­ها می­خواهید با این فیلم­ها تبلیغ کمونیسم کنید و ما اجازه نمی­دهیم این کار را بکنید. به من خیلی برخورد. آن زمان هم سی و یک، سی دو سال هم بیشتر سنم نبود. گفتم اولاً تو باید جواب سلام بدهی. ثانیاً تو از کجا می­دانی من کمونیستم؟ مگر می­توانیم از جای دیگر فیلم بیاوریم؟ مجبوریم همین چیزهایی که موجود است را دوبله کنیم و به شما نشان بدهیم. یک چیزی گفت و من هم یک دَری وَری گفتم و گفتم مردک حرف دهانت را بفهم... که یک آقای افضلی­ نامی بود، مردم خوبی بود، خیلی مودبانه از من خواست از اتاق بیرون بروم و از آقای انوار هم خیری به ما نرسید. خیلی اذیت شدیم، از سوی معاون وزیر آن زمان وقتی با چنین برخوردی مواجه می­شوید، کارِ دیگری نمی­توانید بکنید!*وزیر وقت ارشاد آن زمان گفتند ویدیو ام الفساد است و ممنوع است و آنجا ما اولین طعمِ ورشکستگی را چشیدیم*فیلم­ های روسی و کره شمالی در آن زمان خیلی خوب در سینما دیده می­ شد. بله دختر گل­فروش رکورد شکاند و با بلیط ۱۰ تومانی رکورد زد. فیلم سیاه و سفیدی بود و رنگی هم نبود. این فیلم را آقای اعتمادی وارد کرد. او فیلم کره ­ای از کره شمالی وارد کرد و آورد، معرفِ سینمای کره آقای اعتمادی بود. ما سالها فیلم می ­گرفتیم و می ­آوردیم دوبله می­ کردیم، یعنی آقای اعتمادی این کار را می­ کرد من هم کنارشان دوبله می­ کردم و استودیو را هم با هم ایجاد کرده بودیم. این فیلم ­ها در استودیوی ما دوبله می­ شد و بعد هم مجبور شدیم آن استودیو را با اینکه سرمایۀ زیادی صرف آن کرده بودیم بهم بزنیم، چون فیلم­ های ویدیو دوبله می­کردیم، وزیر وقت ارشاد آن زمان گفتند ویدیو ام­الفساد است و ممنوع. در آن مقطع ما اولین طعمِ ورشکستگی را چشیدیم. ولی بعد باز ادامه دادیم تا سر داریم، سر می­ شکنیم و هنوز هم داریم سر می شکنیم.* اگر اکران فیلم خارجی ادامه پیدا می ­کرد چه؟ خیلی خوب بود، اصلاً چه معنی دارد در آن زمان یک عده خیلی کوچک برای ۴۰، ۵۰ میلیون جمعیت تصمیم بگیرند از بنیاد فارابی و تهیه ­کنندگان سینمای ایران که فیلم خارجی ممنوع و در سینماها اکران نشود!؟ چرا؟ و این باعث افتِ کیفیت فیلم­ها هم شد وقتی رقابتی وجود نداشته باشد این اتفاقات می­ افتد چه بسا سیرِ صعودیِ سینمای ایران به سوی کمال. شاید اگر کنار فیلم ایرانی، فیلم خارجی هم اکران می شد، رشد سینمای ایران سریع­تر اتفاق می افتاد. متاسفانه این اتفاق نیفتاد و فرهنگ سینما رفتن از بین رفت. من یادم است حتماً پنجشنبه­ ها با دوستانم می­­ رفتیم سینما و یک فیلم خوب می ­دیدیم و این روند می توانست ادامه پیدا کند. اکران ها فیلم های خارجی حتی در دوران جنگ، بیشتر به مردم روحیه می ­داد و فیلم­ های خیلی خوبی وجود داشت و مردم استقبال می ­کردند. ولی طوری شد که مردم با سینما قهر کردند، سینما را به عنوان یک تفریحی که حتماً باید انجام بدهند دیگر نمی ­دیدند. در صورتی که خیلی سینما رفتن در آن زمان ارزان بود الان شاید برای برخی از اقشار جامعه گران باشد که با خانواده بروند فیلم ببینند.* بعد از دستگیری tinymovies دادسرای فرهنگ و رسانه با شما تماس گرفت و شما را احضار کردند، دلیلش چه بود؟ آیا شما هم با تاینی مووی همکاری داشتید؟ خیلی برای من عجیب بود که چرا من!؟ داستان tinymovies، یک چیزی شبیه gem بود. بعد از چند سال فعالیت فهمیدند، چه اتفاقی دارد می ­افتد... در صورتی که مسئولین امر حتماً می­ دانستند، این اتفاق دارد می­ افتد و این فیلم ­ها دارد در یک استودیوی بخصوصی دوبله می­ شود. این فیلم ­ها در آن استودیو دوبله می ­شود و بلافاصله در tinymovies پخش می­ شود. آن هم با دوبلۀ اختصاصی، لیستِ گویندگان آن را هم می­ نوشتند. خیلی برای من عجیب بود، این کار دو سال داشت انجام می­شد، خیلی هم با افتخار مدیر دوبلاژ و عوامل دوبله را که از اعضای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم هستند را درج می کرد. حالا چگونه ممکن است چنین داستانی دو سال ادامه پیدا کند و هیچ اتفاقی هم نیفتد!؟ می­ دانید تاینی مویی فیلم­ها را بدون سانسور پخش می­کرد و این خیلی عجیب بود، جاهایی که صحنه­دار بودند را دوبله نمی­کردند، ولی زیرنویس می­گذاشتند و همچنان با افتخار می­نوشتند دوبلۀ اختصاصی tinymovies و وقتی جلوی آن را گرفتند و باصطلاح گَندش درآمد یک عده را احضار کردند. البته ریختند داخل آن استودیو و جلوی کار آنها را گرفتند ولی ۲۴ ساعت فقط تعطیل بود و اتفاق خاصی برای کسی رخ نداد. بین کسانی که دادسرای فرهنگ و رسانه احضار کردند، یکی من بودم که نه ته پیاز بودم و نه سر پیازم. خودم اعتراضِ شدید به این موضوع داشتم و مدام اعتراضم را بیان می­ کردم؛ من برای چه؟ در خیابان جمهوری بودم و خیلی هم کار داشتم، یکدفعه از آن خط­ هایی که شماره نمی­ افتد به من زنگ زدند و با لحنی بدی از من خواستند که فردا ساعت ۱ بیایید دادگاه فرهنگ و رسانه! من خیلی پای تلفن عصبانی شدم و گفتم کاری نکردم و گفت: اگر نیایید برای شما بد می­شود. من هم گفتم طلا که پاک است چه منتش به خاک است! من فردا نمی­­ آیم، خداحافظ. بعداً فهمیدم دو تا از بچه ­های جوانی که خارج از انجمن کار می­کنند آنها را هم خواسته اند، گفتم حالا که این دو نفر را هم خواستند، نگذارم اینها تنها بروند و یک پیشکسوت هم با آنها برود و خودم هم کنجکاو شده بودم که ببینم داستان چیست. من رفتم و دو دوست جوان من هم آنجا بودند. در را باز کردم و ما رفتیم داخل نشستیم، تا ما را برای بازجویی صدا کنند، تلفن زنگ خورد آن مسئولی که آنجا نشسته بود گفت آقای زند حاج آقا با شما کار دارند؟ تلفن را گرفتم یک آقای خیلی خوش­ مشربی بود، با خنده و شوخی گفت آقای زند شما که گفتید نمی­ آیم؟ گفتم دیدم این همکاران جوانِ من هستند، من هم باشم! گفت نه نیازی نیست شما برو، اگر نیازی شد خبرت می­ کنیم. یعنی خودشان فهمیدند من اصلاً نباید آنجا حضور پیدا می­ کردم اصلاً کاری نکرده بودم.می­­ خواهم عنوان کنم استودیویی که دوبله های تاینی مووی در آنجا انجام می­ شد، نه تنها با آن برخوردی نشد، نه تنها تذکری داده نشد، بلکه عواملی که آن فیلم­ها کار کرده بودند، انگار جایزه ­شان این بود که به کارشان ادامه بدهند بدونِ حتی یک تذکر. من مانده ام با این سیاست­ های یک بام و دو هوا. اصلاً چطور می­ شود اینطوری ادامه پیدا کند!؟ یک عده از یک کارِ غیرقانونی حسابی منتفع شوند و از آنها نپرسند که چه کسی این فیلم ­ها را به شما سفارش داده است؟ tinymovies بالاخره یک عاملی داشت و گویا با آن عامل هم یک برخوردی کردند، ولی همه را رها کردند و اصلاً هیچ.اگر این طور است ما می ­توانیم برویم کار کنیم؟ اگر قرار باشد حتی تذکری هم در کار نباشد پس همه می­توانند بروند با کانال­های ماهواره­ای و شبکه­ های غیرمجاز کار کنند!؟ این واقعاً برایم سوال است.مثلاً به درستی وزارت ارشاد یک بخشنامه ­ای داده است که شرکت­های اینترنتی که فیلم و سریال دوبله می­کنند، بدون خریدِ حقِ پخش فیلم ها، اثری را دوبله نکنند. ارشاد به درستی چنین بخش­نامه­ ای داد که اینها موظف شدند حق پخش­ ها را بخرند مثلاً شرکت آینه جادو کاملاً رعایت کرده و می­ دانم و خیلی وقت است فیلم دوبله نمی ­کنند تا بتوانند از این مرحله عبور کنند و رویالیتی را بخرند. یک شرکت دیگری هم به تازگی از طرف ایرانسل وارد گود شده است، اپلیکیشنی معروف به لنز ایرانسل و دارند کار می­ کنند بدون رعایت این بخشنامه ارشاد.چپ و راست فیلم و سریال کار می ­کنند و تعدادش هم خیلی زیاد است با قیمت خیلی خیلی پایین. یعنی کاری که من در بیرون از انجمن گویندگان شروع کردم، تا جوانان بیرون کار کنند و قیمت­ها را به سطح منطقی و ایده­ آل برسانیم. تمام این سال­ها با این همکاران زحمت کشیدیم، اما اپلیکیشن لنز که متعلق به ایرانسل است، یک مناقصه برگزار کرد و در این مناقصه کمترین قیمت برنده ­شد تا فیلم­ها را دوبله کنند. آقایی که در مناقصه لنز ایرانسل برنده شد از gem به ایران برگشته است و در این مناقصه برنده شد، با قیمت بسیار پایین. اولاً من ماندم مسئولین ایرانسل و مسئولین این اپلیکیشن لنز چطور فکر کردند چنین چیزی را به مناقصه بگذارند!؟ چون کارِ دوبله مناقصه ­بردار نیست، آنها بیایند یک تحقیق کوچک بکنند می ­فهمند حداقلی یک فیلم یا سریال را می­ شود با چقدر دوبله کرد؟ یک برآورد بگیرند و سوال کنند ولی متاسفانه این آقا با کمترین قیمت در این مناقصه ظاهراً برنده شد، چون قیمت خیلی پایین است و به زحمتی که این بچه­ ها کشیدند آسیب وارد می­ کند. متاسفانه خیلی از بچه­ هایی که من با آنها کار کردم دارند با آنها کار می ­کنند، دارند این فیلم ­ها را با قیمت نازل انجام می­دهند. *سوال من از لنز و ایرانسل این است شما اصلاً یک ذره به کیفیت هم فکر می کنید؟ شاید بشود گفت نوعی خیانت به فرهنگ این مملکت است و خیانت به دوبلاژ این مملکت است که برای آن زحمت کشیده شده است، از هر کسی از سر راه می­ آید یک فیلم بدهیم دستش برود دوبله کند! سوال من از لنز و ایرانسل این است شما اصلاً یک ذره به کیفیت هم فکر می­کنید؟ این کار کیفیت می­خواهد و این کار، کارِ فرهنگی است و کاری نیست که دست هر کسی بدهیم و شما مسئولید. مگر اینکه بخواهید از یک چیزی متنفع شوید که این در یک کارِ فرهنگی درست نیست. شاید بشود گفت نوعی خیانت به فرهنگ این مملکت است و خیانت به دوبلاژ این مملکت است که برای آن زحمت کشیده شده است، از هر کسی از سر راه می­ آید یک فیلم بدهیم دستش برود دوبله کند! دیگر تا این حد نزول پیدا کرده است و این یک بَلوشویی در عرصۀ دوبلاژ کشور به وجود آورده است و هر کسی برای خودش یک سازی می­زند و هر کسی برای خودش فیلم دوبله می­ کند. یک سریال ۴ بار در جاهای مختلف دوبله می­ شود! و فکر می­کنم که ارشاد باید به این داستان ورود پیدا کند و به نظر من نوعی سوءاستفاده است که لنز دارد از این بچه­ های جوان می ­کند و سوءاستفاده افراد دیگر.*این سریال به بدترین شکل ممکن ضدآمریکایی است و رئیس­ جمهور آمریکا هیولایی است که از دستانش خون می­ چکد، پوسترش این است، می­خواهید این را چه کنید؟ چه اندیشه ­ای است که باید به این در رسانۀ ملی اضافه شود؟ * شما گفتید چند جا یک سریال دوبله می­شود به نظر شما خانه پوشالی که در شبکه نمایش خانگی با کیفیت خوبی توسط شما دوبله شد که این تایید کیفیت را همکارانی تایید می کرد که در آن سریال بودند و با شما کار کردند. بعضی از دوستان کارشناس دیگر می ­گفتند خانه پوشالی با دوبله امیر زند خیلی کیفیتِ بهتری داشت، چرا همان دوبله را تلویزیون پخش نمی­ کند و این همه تحریف در سریالی که خودش ضدآمریکایی است جای تعجب دارد. من خودم ماندم! وقتی شنیدم خانه پوشالی را تلویزیون (شبکه نمایش) می­ خواهند دوبله کند خیلی ناراحت شدم. ما دو سیزن آن را دوبله کرده بودیم با مترجمش تماس گرفتند (که برای من ترجمه کرده بودم). او از دوستان عزیزم هست، آقای امیر عزتی که در فلاند زندگی می­ کند. به او گفتند که ما می خواهیم این سریال را دوبله کنیم. لطفاً ترجمه ­ها را برای ما بفرستید، امیر عزتی با من تماس گرفت گفت جریان چیست؟ می­ خواهند دوبله کنند! گفتم: عجب! خودت می دانی، گفت: من که چنین کاری نمی­کنم یعنی حاضر بودند به او پول هم بدهند و امیر عزتی منتفع می­ شد، ولی قبول نکرد.وقتی شنیدم داستان اینگونه است، با شبکۀ موسسه هنر اول صحبت کردیم یک رایزنی کردیم که من بروم با شبکه نمایش صحبت کنم و به آنها بگویم دوبله آن وجود دارد. شما از این دوبله استفاده کنید، جاهایی که می­خواهید در دیالوگ­ ها یک ممیزی داشته باشد من آنها را برای شما انجام می­دهم، چرا می­ خواهید زیر بارِ این هزینۀ گزاف بروید؟ ضمن اینکه چه چیزی از فیلم را می­ خواهید تغییر بدهید؟ این سریال به بدترین شکل ممکن ضدآمریکایی است و رئیس­ جمهور آمریکا هیولایی است که از دستانش خون می­چکد، پوسترش این است، می­خواهید این را چه کنید؟ چه اندیشه ­ای است که باید به این در رسانۀ ملی اضافه شود؟رفتم با آقای حسام پور که رئیس تامین برنامه شبکه نمایش است صحبت کردم، گفتم می ­شود این کارها را کرد، گفت البته ما با ۴ استاد دانشگاه هماهنگ کردیم که روی دیالوگ ­های این فیلم کار کنند! ۴ تا! دکتری علوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و غیره ... گفتم آخر می ­خواهید چه چیزی از این فیلم را تغییر بدهید؟ نیازی ندارد، یک جاهایی غیراخلاقی است و باید سانسور شود. آقای حسام­پور گفت صحبت می­کنیم و خبر می­دهیم ولی نهایتاً کارِ خودشان را کردند یعنی فیلم دوبله شد و طبعاً وقتی اینقدر در آن دخل و تصرف می­شود، دوبلۀ خوبی به دست نمی­آید. ضمن اینکه در دوبلۀ ما دخل و تصرفی وجود ندارد، کلاً فیلم­هایی که من دوبله می­کنم خیلی کم مجبور می­شوم دیالوگ­ ها را دستکاری کنم و تغییر بدهیم مگر ناسزا یا دشنامی در آن باشد و خیلی کم پیش می­آید، به دلایل سیاسی یک چیزی را تغییر بدهم، در خانۀ پوشالی هم خیلی کم اتفاق افتاد. به هر حال کیفیت دوبلۀ ما به مراتب بهتر بود.* آقای طهماسب آن روزها دردوبله شما حضور پیدا کردند و در دوبله تلویزیون هم بودند، خیلی جالب است. این را از آقای طهماسب بپرسید. خیلی با او تماس گرفتم که حتماً بروند صحبت کنند نه اینکه او را تهدید کنند ولی به هر حال آدم را در رودربایستی و آمپاس قرار می ­دهند، آنقدر تماس می­ گیرند که ناچار شده است که برود ولی خودش هم اصلاً راضی نبود و خیلی ناراضی بود که اتفاق اینگونه دارد می­ افتد. دوبلۀ ما خیلی خوب بود.*حرف پایانی شما. این بَلبوشویی در دوبله از زمانی هست که اپلیکیشن لنز ایرانسل آمد و این اتفاقات و این قیمت ­شکنی­ ها رخ داد. خیلی وقت است، قصد دارم یک تشکیلاتِ منسجمی درست شود که ما بتوانیم هماهنگی­هایی میان گویندگانی که خارج از انجمن کار می­کنند، ایجاد کنیم که از این اتفاقات رخ ندهد به طور رسمی دارای یک هویت شوند و چون هنوز هم که هنوز است بعد از چند سالی که انجمن گویندگان به اینها می­گویند «گویندگان زیرزمینی» که من می­گویم اینها نه تنها زیرزمین نیستند بلکه نخواهیم بگوییم در اوج هستند و در اوج بودن خیلی گزافه ­گویی است، شاید در مورد چند نفر بشود گفت در اوج هستند ولی خیلی در طبقاتِ بالای آسمان­ خراش هستند و این اتفاق باید بیفتد که ما یک تشکیلاتی درست کنیم که این اتفاق انشاءالله حتماً بیفتد؛ درواقع حرف آخر من این بود و خوش باشید.*تسنیم



منبع : http://cinemapress.ir/news/97904/ماجرای-دوبله-فیلم-های-غیرمجاز-در-یک-سایت-غیر-مجاز-خواندنی-درباره




استان ها بر اساس شرایط خود سانس های اکران رمضان را تنظیم کنند

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: غلامرضا فرجی اعلام کرد که استان های مختلف بر اساس شرایط خود می توانند سانس های اکران افطار تا سحر را تنظیم کنند. به گزارش سینماپرس، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفتگو با یک خبرگزاری درباره اجرای طرح اکران ماه مبارک رمضان در سراسر کشور گفت: طرح ویژه اکران ماه مبارک رمضان در مراکز استان ها نیز اجرایی می شود که البته این امر بستگی به جغرافیای منطقه ای که سینما در آن قرار دارد بستگی دارد.وی ادامه داد: سینماهای علاقمند به شرکت در این طرح که در شهرستان ها قرار دارند، می توانند براساس جغرافیای مورد نظر برای خود به تعریف سانس برسند.سخنگوی شورای صنفی نمایش بیان کرد: به عنوان مثال در برخی از استان ها این تعریف سانس تا پاسی از شب و حتی ۱۲ شب به بعد نیز می تواند باشد و در برخی از استان ها و شهرها سانس های ۲۲ و ۲۳ آخرین نمایش فیلم خواهد بود.وی اعلام کرد: در برخی از استان ها مانند خوزستان و شهرهای این استان به دلیل آب و هوای حاکم، سینماها شب ها باز و استقبال خوبی نیز از آن می شود. آذربایجان شرقی و غربی نیز تنها استان هایی بودند که قبل از اجرای طرح اکران رمضان خروجی خوبی از گیشه خود داشته اند که امسال نیز به برنامه های خود ادامه می دهند.سخنگوی این شورا توضیح داد: شورای صنفی نمایش زمان و ساعتی را برای اکران رمضان در نظر نگرفته است، بلکه اعلام کرده است که بلیت سینماها تا افطار نیم بها و بعد از افطار تا سحر بلیت سینماها تمام بها حساب شود.فرجی در پایان گفت: در نهایت باید بگویم که مراکز استان ها و بسیاری از شهرها برای حضور در این طرح اعلام آمادگی کرده اند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97905/استان-ها-بر-اساس-شرایط-خود-سانس-های-اکران-رمضان-را-تنظیم-کنند




اوباماها به نتفلیکس پیوستند / تاسیس یک کمپانی تولید فیلم

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «باراک اوباما» و همسرش با امضای یک قرارداد چند ساله برای شبکه نتفلیکس برنامه تلویزیونی و فیلم می سازند. به گزارش سینماپرس به نقل از آسوشیتدپرس، رییس جمهوری سابق و همسرش برای شبکه آنلاین نتفلیکس برنامه های تلویزیونی و فیلم می سازند.اوباماها با قراردادی چند ساله به نتفلیکس پیوستند. آنها یک کمپانی تولید فیلم با عنوان «higher ground productions» تاسیس کرده اند تا از طریق آن بتوانند به تولید محتوا برای سرویس آنلاین نتفلیکس مشغول شوند.نتفلیکس دیروز با اعلام منعقد شدن این قرارداد اعلام کرد این همکاری شامل سریال های تلویزیونی، برنامه های دنباله دار، سریال های مستند و فیلم مستند و داستانی می شود.اوباما نیز با صدور اعلامیه ای در این باره گفت: یکی از لذت های ما در دوران ریاست جمهوری دیدار با افراد مختلف از همه قشر بود و کمک به آنها برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان با مخاطبان وسیع تر به همین دلیل هم میشل و من بسیار هیجانزده هستیم که با نتقلیکس همکاری می کنیم تا استعدادها و صداهای خلاق را که می تواند موجب همدلی و درک بزرگ تری بین مردم شوند به همه دنیا معرفی کنیم.میشل اوباما هم در بیانیه خودش از قدرت قصه گویی برای الهام بخشی به دیگران یاد کرد و گفت این کار کمک می کند تا دیگران را بهتر درک کنیم.همکاری با نتفلیکس اولین قدم جدی اوباما پس از خروج از کاخ سفید در ژانویه ۲۰۱۷ است. سال پیش وی یک قرارداد کتاب به مبلغ ۶۵ میلیون دلار با پنگوئن رندوم هاوس امضا کرد.وی به تازگی مهمان دیوید لترمن در سری مصاحبه های نتفلیکس بود.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97906/اوباماها-به-نتفلیکس-پیوستند-تاسیس-یک-کمپانی-تولید-فیلم




انتشار فراخوان نخستین همایش بین المللی «سینما در عصر دیجیتال»

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: فراخوان نخستین همایش بین المللی «سینما در عصر دیجیتال» در چهار محور علمی مشخص شده و با تعیین تاریخ های مورد نظر، منتشر شد. به گزارش سینماپرس، مدرسه ملی سینمای ایران با هدف ارزیابی و تجمیع تجربیات علمی در حوزه های گوناگون مرتبط با سینما در عصر دیجیتال و بهره گیری از مطالعات صورت ‏ گرفته در عرصه فناوری های نوین که فرایندهای تولید، عرضه و نمایش سینمایی را در وجوه و جنبه های مختلف تحت تاثیر قرار داده است، نخستین همایش علمی – تخصصی و بین المللی «سینما در عصر دیجیتال» را برگزار می کند.در این راستا، از تمامی پژوهشگران در حوزه های مختلف هنر، علوم انسانی، اجتماعی و فنی دعوت می شود تا چکیده آثار پژوهشی خود را در محورهای زیر به دبیرخانه این همایش ارسال نمایند.محور اول: چارچوب نظری- قلمرو مفهومی- فناوری های نوین، انسان و جهان او- دگرگونی مفهوم سینما- تأثیرات فنی، اقتصادی، اجتماعی و هنری در سینمامحور دوم: نقش و جایگاه فناوری‏های نوین- پیدایش امکانات و فرصت های جدید (vr، ar، xr، vfx و ...)- رؤیت ‏پذیرتر شدن جهان ذهنی- دستاوردها در حوزه‏های تولید، بازاریابی و پخش فیلممحور سوم: فناوری های نوین: رابطه ها و رویکردهای جدید- بازار فیلم و سینما- فرآیندهای تولید، توزیع و نمایش در سینما- مناسبات، مشاغل، نقش ها و روندها- طراحی هنری- ایده‏ پردازی و آفرینش محتوا- تعامل مخاطب با سینمامحور چهارم: فناوری های نوین و شرایط سینمای ایران- تجربه های موفق- تاریخ های مهم- مهلت ارسال چکیده مقالات: ۲ تیرماه ۱۳۹۷- مهلت ارائه مقالات پذیرفته شده: ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۷برای اطلاع از نحوه ثبت نام و ارسال چکیده و مقالات خود، به وبگاه رسمی همایش به آدرس www.cida-conf.ir مراجعه کنید.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97907/انتشار-فراخوان-نخستین-همایش-بین-المللی-سینما-در-عصر-دیجیتال




سلمانیان: جو لیبرالیستی حاکم بر سینما و غرب زدگی شدید مانع اصلی توجه به سینمای دفاع مقدس است/ چرا هنرمندان متعهد و ارزشی خانه نشین شده اند؟!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: عطاالله سلمانیان بازیگر و کارگردان سینما در آستانه سالروز آزادسازی خرمشهر با انتقاد از بی توجهی مدیران فرهنگی و سینمایی نسبت به وقایع و رویدادهای دفاع مقدس در سینما گفت: جو لیبرالیستی حاکم بر سینما و غرب زدگی شدید مانع اصلی توجه به سینمای دفاع مقدس است و متأسفانه مسئولان و مدیران سینمایی یا ضرورتی برای توجه به این گونه مهم سینمایی احساس نمی کنند و یا اینکه اصلاً دوست ندارند فیلم های متعدد با این سوژه ها و مضامین ساخته شود. بازیگر فیلم سینمایی «سجاده آتش» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: آنچه به خصوص طی سال های اخیر شاهد آن در سینمای کشور هستیم تولید انبوه فیلم های نازل و پیش پاافتاده به اصطلاح طنز بوده که تنها چشم طمع تولیدکنندگان آن ها به خالی کردن جیب های مردم و گیشه بوده است و یا فیلم هایی تلخ و سیاه که بسیاری از ارزش های دینی و ملی و اجتماعی را زیر سوأل برده اند.وی ادامه داد: متأسفانه مسئولان سینمایی هیچ رغبتی برای حمایت از تولید آثار ارزشی و دفاع مقدسی از خود نشان نمی دهند و به دلیل وضعیت وخیم اقتصاد سینما بخش خصوصی نیز تمایلی برای تولید فیلم در این حوزه ندارد؛ از سوی دیگر ما شاهد آن هستیم که اگر اندک فیلم هایی هم در این ژانر تولید می شوند به دلیل عدم سرمایه گذاری کافی همراه با تحقیق و پژوهش نیستند و فیلمنامه های آن ها پر از سوراخ، گاف و ایراد و اشکال اساسی است.کارگردان فیلم سینمایی «پرنده باز» خاطرنشان کرد: البته مقصر این اتفاقات هنرمندان و اهالی سینما نیستند و این مسئولان فرهنگی و سینمایی هستند که مقصر اصلی این قبیل اتفاقات محسوب می شوند چرا که این وظیفه یکایک آن ها است تا به صورت مادی و معنوی از هنرمندان متعهد و دغدغه مندی که می خواهند در حوزه سینمای استراتژیک و ارزشی دفاع مقدس مبادرت به تولید فیلم کنند حمایت نمایند اما متأسفانه آن ها هرگز جو سینما را به سمت تولید انبوه فیلم های ارزشی سوق نداده و نمی دهند!این سینماگر سپس با بیان اینکه باعث شرم است که هزاران سوژه برای ساخت آثار دفاع مقدس وجود درد اما هنرمندان متعهد و ارزشی بیکار و خانه نشین هستند تصریح کرد: تاکنون هزاران جلد کتاب از خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس، زندگی نامه شهدا و ... چاپ شده که هر یک از آن ها می تواند سوژه ده ها فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی و نمایش و... شود اما متأسفانه به دلیل اهمال کاری، بی تدبیری و عدم برنامه ریزی توسط متولیان فرهنگی این اتفاق رخ نداده و سینمای دفاع مقدس و هنرمندانی که دغدغه این سینما و کار در حوزه های ارزشی را دارند اینک بیش از گذشته محجور و خانه نشین شده اند.بازیگر فیلم سینمایی «هیام» تأکید کرد: متأسفانه اصولاً با نیروهای متعهد و انقلابی برخوردهای بد و نادرستی صورت می گیرد؛ در حال حاضر شرایط کار و حضور در سینما تنها برای افرادی مهیا است که با دیدگاه مدیران کار کنند! دیدگاه هایی که در تضاد بسیار با دیدگاه های هنرمندان ارزشی است.این هنرمند در خاتمه این گفتگو متذکر شد: این وظیفه دستگاه ها و نهادهای متولی حوزه فرهنگ و هنر از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و... است که پیشگام تولید آثار ارزشی و دغدغه مندانه در حوزه دفاع مقدس، مقاومت و... باشند اما اسفا که هیچ بستر فرهنگی مناسبی برای تولید و عرضه این گونه آثار هنری در کشور فراهم نیست.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97635/سلمانیان-جو-لیبرالیستی-حاکم-بر-سینما-و-غرب-زدگی-شدید-مانع-اصلی




انتقاد از انفعال مدیران و بی هویتی سینما/ باید از کالای ایرانی و تولید آثار فرهنگی وطنی در سینما و تلویزیون حمایت شود

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: بسیاری از کارشناسان، فعالان و دست اندرکاران سینما بر این باور هستند که به کارگماردن مدیران متعهد و ارزشی در سینما، پرهیز از تجمل گرایی و اشرافی گری و همسویی با آرمان های نظام و انقلاب اسلامی، توجه به تولید کالاهای فرهنگی تولید داخل، پرهیز از برگزاری جشنواره های بی هویتی نظیر جهانی فجر و ... راهکارهایی در حمایت از کالای ایرانی در حوزه فرهنگی است. به گزارش خبرنگار سینماپرس نامگذاری سال ها سنت نیکویی است که هر ساله در آغاز سال جدید از سوی رهبر معظم انقلاب صورت می پذیرد و در این شعارها به نوعی مردم و مسئولان را مخاطب تلاشی همه جانبه برای حل مشکلات کشور می داند. این نامگذاری به دو گونه بوده اند. گاه دستیابی به هدف و حل مشکلی اقتصادی یا سیاسی مدنظر بوده است گاهی هم این نامگذاری ها راهبرد محور بوده اند، به این معنا که رهبری خواهان تغییر نگرش راهبردی نسبت به مسائل کشور بوده اند.شعار سال ۹۷ از سوی ایشان حمایت از کالای ایرانی انتخاب شده است؛ اولین سوألی که بعد از شنیدن شعار سال به هر ذهنی خطور می کند این است که اساساً چرا باید از کالای داخلی حمایت کرد؟ این پرسش جواب های متعددی خواهد داشت که مهمترین آن اشتغال زایی برای مردمان همین سرزمین است. باید برای جامعه جویای کار این مملکت فکری کرد و مطمئناً حمایت از تولید داخلی و خرید کالای ایرانی می تواند حرکت مثبت و روبه جلویی باشد. اما یک نکته بسیار حائز اهمیت است. حمایت از کالای ایرانی نباید فقط به شکل شعار درآید، این موضوع زمانی نتیجه بخش خواهد بود که در عمل دیده شود.به اذعان بسیاری از کارشناسان، حوزه فرهنگ و هنر می تواند یکی از مهمترین حوزه هایی باشد که مفهوم شعارهای سال را به خوبی به جامعه تزریق کرده و آن را نهادینه کند اما متأسفانه طی سال های اخیر همواره ما شاهد آن هستیم که مدیران فرهنگی گویا بیشتر چشم به غربی ها دارند و بر اساس منافع غربی ها گام برمی دارند و چشمی به آینده کشور و منافع جمعی و ملی آن ندارند و به همین دلیل هم طی همه سال هایی که مباحث مهم اقتصاد مقاومتی مطرح بود ما شاهد هیچ کار درخور و شایسته ای از سوی مدیران فرهنگی و هنری و به ویژه مدیران سینمایی برای نهادینه سازی این مفهوم غنی و ارزشمند نبوده ایم!اینک شعار سال بسیار صریح و سرراست است! «حمایت از کالای ایرانی»!؛ حال باید دید آیا مسئولان فرهنگی و هنری کشور باز هم می خواهند مانند سابق به کالای ایرانی بی توجه باشند؟ باید دید آیا همچنان در تلویزیون شاهد پخش فیلم ها و سریال های مبلغ محصولات لوکس خارجی خواهیم بود؟ باید ببینیم آیا باز هم مسئولان سینمایی دم از اکران فیلم های خارجی در سینماها می زنند؟ باید ببینیم آیا باز هم بریز و بپاش های آنچنانی به اسم جشنواره جهانی صورت می پذیرد؟در همین رابطه ۱۰ تن از سینماگران کشور آقایان: ابراهیم اصغری، شفیع آقامحمدیان، حبیب الله بهمنی، اکبر حر،ماشاالله شاهمرادی زاده، حمید بهمنی، محمد قهرمانی، محمدرضا اسلاملو، ناصر شفق و سیدهادی منبتی با ما گفتگو کردند و نظرات خود را پیرامون چگونگی حمایت از کالای ایرانی در سینما و تلویزیون ابراز داشتند که ماحصل این گفتگوها برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.ابراهیم اصغری تهیه کننده سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: متأسفانه بسیاری از مسئولان فرهنگی کشور هیچ گونه توجهی به کالای ایرانی ندارند؛ فیلم ایرانی، سینمای ایرانی و هنر ایرانی یک کالا است و باید از آن حمایت شود اما ما مرتب شاهد آن هستیم که برخی افراد سودجو دم از اکران فیلم های خارجی در سینماهای کشور می زنند! علاوه بر مبحث اکران فیلم های خارجی در سینماهای کشور اینکه سازمان صدا و سیما هم مرتباً فیلم ها و سریال های خارجی خریداری می کند و به جای حمایت از فیلمسازان و هنرمندان ایرانی این قبیل آثار را به نمایش می گذارد هم جای گلایه دارد. من نمی دانم مسئولان و مدیران سینما و تلویزیون تا کی می خواهند این راه غلط را ادامه دهند و هنرمندان ایرانی را خانه نشین کرده و جیب خارجی ها را پر پول کنند؟شفیع آقامحمدیان کارگردان سینما و مدیرعامل سابق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: آثار سینمایی ما باید در لایه های درونی شان مردم را تشویق و ترغیب به حمایت از کالاهای ایرانی کرده و آن ها را از خرید کالاهای خارجی منع کنند در صورتی که متأسفانه در بسیاری از مواقع روندی معکوس را شاهد هستیم! یکی از نکات مهمی که مدیران و مسئولان فرهنگی و سینمایی به آن توجهی ندارند این است که رویکرد آثار سینمایی ما نباید ترویج زندگی های لوکس و شاهانه باشد اما اسفا که مدت زمان مدیدی است سینما و تلویزیون ما سرشار از فیلم ها و سریال هایی شده که زندگی لوکس را ترویج می دهند و این اتفاق بسیار ناراحت کننده و دردآور است.حبیب الله بهمنی کارگردان سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: حمایت از کالای ایرانی در حوزه فرهنگ و هنر مصداق بارزی دارد و باید از تولید آثار فرهنگی در کشور حمایت ویژه صورت گیرد نه اینکه ما شاهد بیکاری هنرمندان در کشورمان باشیم اما این فکر به سرمان بزند که مثلاً در سینما فیلم های خارجی اکران کنیم! ما باید با تقویت فرهنگ حمایت از کالای ایرانی به این نظر مشترک برسیم که هر کالای خارجی که مشابه ایرانی آن وجود دارد را خریداری نکنیم و اگر مشابه ایرانی آن هم وجود ندارد مسئولان را برای تولید آن محصول ترغیب کنیم و کاری کنیم که اقتصاد ملی و روحیه و اعتماد به نفس مان تقویت شود. اکبر حر کارگردان سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: از مدیران فرهنگی که دل در گرو فرهنگ منحط غربی دارند چگونه می توان انتظار حمایت از کالای ایرانی داشت؟ متأسفانه سینما و تلویزیون کشور ما محلی برای برای اشاعه زندگی های غربی شده و هیچ حمایتی از فرهنگ، ملیت و کالای ایرانی در آن ها نمی شود. سینما و تلویزیون به عنوان ۲ رسانه بسیار مهم و تأثیرگذار می توانند جهت حمایت از کالای ایرانی قدم های اساسی بردارند و جامعه را برای خرید کالای ایرانی و بی توجهی به سبک زندگی غربی و زندگی های لوکس و لاکچری به سمت ساده زیستی سوق دهند اما اسفا که تدبیری برای این اتفاق اندیشه نشده و ما در اغلب فیلم ها و سریال ها به جای آنکه شاهد کالای ایرانی باشیم شاهد کالاهای خارجی و تبلیغ زندگی غربی و سفر به کشورهای دیگر هستیم! ماشاالله شاهمرادی زاده بازیگر و کارگردان سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: هنرمندان متعهد باید در آثارشان فرهنگ استفاده از کالای ایرانی را به عموم مردم بیاموزند؛ این وظیفه یکایک هنرمندان ایرانی است که از کالای ایرانی حمایت کنند و با فرهنگ سازی نگذارند گرایش مردم به سمت مصرف گرایی و استفاده از کالاهای خارجی سوق پیدا کند. برای اینکه یک هنرمند بتواند در اثر خود فرهنگ استفاده از کالای ایرانی را جا بیندازد و آن را به مردم معرفی کند در ابتدا بایستی خودش به آن معتقد باشد، این فرهنگ را بشناسد و به درستی درکش کند در غیر این صورت هرگز نمی تواند اثری شایسته تولید کند و اگر اثری هم تولید کند آن اثر نمی تواند در گرایش فرهنگ مردم به سمت استفاده از کالای ایرانی کمکی داشته باشد.حمید بهمنی کارگردان سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: هنرمندان موظف هستند تا شکوفایی تولید داخلی در حوزه های مختلف اعم از نظامی، اقتصادی، فرهنگی و... را به بهترین شکل ممکن در آثارشان به نمایش درآورند و بستر آن را فراهم آورند تا مردم دیگر میلی به استفاده از کالای خارجی نداشته باشند. ما در جمهوری اسلامی ایران در حوزه تولید بسیار خارق العاده عمل می کنیم و نباید به هیچ عنوان به بیگانگان وابستگی داشته باشیم؛ به عنوان مثال ربات های ایرانی توانسته اند هم پای ربات هایی که در جهان ساخته می شوند پیشرفت داشته باشند و مسئولان سینما و تلویزیون موظف هستند تا هنرمندان و سینماگران را برای ساخت آثاری در رابطه با این دستاوردها تشویق کنند.محمد قهرمانی تهیه کننده سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: سازمان سینمایی و سازمان صدا و سیما با تدوین یک قانون فوری و لازم الاجرا باید فیلمسازان را از نشان دادن کالاهای خارجی در آثارشان منع کنند و به هنرمندان و سینماگران تأکید کنند تنها در صورتی فیلم ها و سریال های شان مجوز پخش می گیرد که اگر کالای خارجی در آن به تصویر کشیده می شود مورد تقبیح واقع شود. نقش سینما و تلویزیون در راستای ترغیب اقشار مختلف مردم برای حمایت از کالای ایرانی بسیار مهم است. هر دوی این رسانه ها بسیار مهم و تأثیرگذار و پرمخاطب هستند و مردم مرتبا با این رسانه ها سر و کار دارند از این رو مسئولان و مدیران رده بالای سازمان سینمایی و سازمان صدا و سیما باید تدبیری اندیشه کنند تا همواره در فیلم ها و سریال ها برای کالای ایرانی تبلیغ شود.محمدرضا اسلاملو کارگردان سینما و کارشناس فرهنگی در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: تا زمانی که مدیران و مسئولان فرهنگی دل در گروی غرب دارند نمی توان امیدی به حمایت از کالای ایرانی در سینما داشت و به همین دلیل است که من شخصا آرزوی آن را دارم همانطور که مقام معظم رهبری با تدبیر و درایت مثال زدنی شان شعارهای سال را انتخاب می کنند دستوری اکید صادر کنند تا فرهنگ کشور هم درست شود و دیگر شاهد مدیران غرب زده در عرصه فرهنگی کشورمان نباشیم. مشکل ما از پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی این بود که دست غرب زدگان را از کشور کوتاه کنیم؛ حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری نیز تمامی تلاش خود را به کار بستند تا کشور وابسته به غرب و بیگانگان نشود و ما از غرب زدگی که در زمان رژیم قبلی در کشور وجود داشت نجات پیدا کنیم اما متأسفانه با همه تلاش های صورت گرفته باز هم برخی غرب زدگان اختیار برخی امور را در دست گرفتند.ناصر شفق تهیه کننده سینما در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: متأسفانه هنرمندان ما بیشتر با فرهنگ فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آمریکا و امثالهم آشنا هستند و مسئولان هم از آن ها حمایت می کنند و همین امر باعث شده تا ما در امر تولید آثار فرهنگی و هنری مان همواره پیروی فرهنگ غرب باشیم. شعار حمایت از کالای ایرانی در حوزه محصولات فرهنگی شاید بسیار فراتر از تولید کالا در بخش اقتصاد باشد چرا که حوزه فرهنگ اسوه و الگوی عرصه های اجتماعی است که اقتصاد هم در ذیل آن جریان دارد. در واقع عنصر فرهنگ مهمترین ساختار تمدن بشری و پایه های یک اجتماع قوی و پایدار است.سیدهادی منبتی کارشناس فرهنگی و مدیرعامل اسبق موسسه تصویرشهر در پی نامگذاری سال ۹۷ به عنوان «حمایت از کالای ایرانی» گفت: سینما برای حمایت از محصولات و کالای ایرانی تاکنون هیچ کاری انجام نداده است و این اتفاق در صورتی است که سینما و تلویزیون به دلیل تأثیر عمیقی که روی مردم می گذارند رسالت سنگینی بر عهده دارند تا همگان را به سمت حمایت از محصولات داخلی ترغیب و تشویق کنند نه اینکه به هر وسیله ممکن مردم را به سمت فرهنگ و یا محصولات خارجی بکشانند. نیازهای داخلی ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا حدودی در تلویزیون تأمین شده است و ما از نظر کمی و کیفی با آثاری مواجه بوده ایم که کالای ایرانی و فرهنگ ایرانی داشته اند اما متأسفانه این امر در سینما به طور کل وجود ندارند. ما اغلب شاهد تولید و اکران فیلم هایی هستیم که یا اسپانسرهای خارجی دارند و به همین دلیل محصولات شان در فیلم ها تبلیغ می شود و یا اینکه کسانی که سازنده این آثار هستند وامدار فرهنگ غربی هستند و دیدگاه ها و فرهنگ غربی را تبلیغ می کنند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/96857/انتقاد-از-انفعال-مدیران-و-بی-هویتی-سینما-باید-از-کالای-ایرانی




افول حضور امریکا در منطقه از ویژگی های پساداعش است/ ایران هنوز از رژیم صهیونیستی انتقام نگرفته است

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: برنامه تلویزیونی «جهان آرا» شب گذشته با حضور رئوف شیبانی سفیر سابق ایران در سوریه و با موضوع تحولات منطقه غرب آسیا، روی آنتن شبکه افق رفت. به گزارش سینماپرس، برنامه تلویزیونی «جهان آرا» یکشنبه شب ۳۰ اردیبهشت با حضور سفیر سابق ایران در سوریه و با موضوع تحولات منطقه غرب آسیا، از شبکه افق پخش شد. برنامه اول از سری جدید جهان آرا با موضوع «بررسی تحولات منطقه» یک شنبه شب ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ روی آنتن این شبکه رفت.در وقفه سه ماهه برنامه جهان آرا، منطقه دستخوش تحولاتی با سرعت چشمگیر شد و چندین حادثه حائز اهمیت برای جبهه مقاومت اتفاق افتاد که در این برنامه سعی شد به اختصار به اهمّ آنها پرداخته شود.مهمان برنامه محمدرضا رئوف شیبانی سفیر سابق ایران در سوریه و مجری برنامه وحید یامین پور بود.یامین پور ضمن معرفی مهمان برنامه خاطرنشان کرد: رئوف شیبانی در شرایط بحرانی جنگ ۳۳ روزه لبنان و پنج سال اول بحرانی سوریه سفیر ایران در سوریه بود.وی افزود: با پایان سلطنت داعش در سوریه و عراق، منطقه وارد مرحله جدیدی شد و انتظار می رود مثلث نتانیاهو، ترامپ و بن سلمان سه حاکم افراطی و تندرو وضعیت جدیدی را علیه جبهه مقاومت رقم بزنند. پیروزی های جبهه مقاومت رژیم صهیونیستی، امریکا و سعودی را به این نتیجه رساند تا رفتارشان را در منطقه تغییر بدهند.رئوف شیبانی: افول حضور امریکا در منطقه از ویژگی های پساداعش استرئوف شیبانی ویژگی های دوره جدید پساداعش در منطقه را افول حضور و نفوذ قدرت های بزرگ بین المللی، به ویژه امریکا، بنا به گفته تحلیلگران غربی و امریکایی و رشد و بروز قدرت های جدید منطقه ای و بروز جریان ها و بازیگران ثانوی در منطقه از یک سو جریان های مقاومت نظیر حزب الله و وجود و فعالیت جریان های تروریستی نوظهور از سوی دیگر دانست و گفت: منطقه شاهد پوست اندازی استراتژیک است و به فرموده حضرت آقا منطقه در مرحله گذار تاریخی قرار دارد.یامین پور افزود: حضرت آقا فرمودند همان طور که شما را از ایران بیرون کردیم از منطقه هم بیرون می کنیم و الان امریکا جایگاهش را در منطقه از دست داده است.رئوف شیبانی به نقش حزب الله در داخل لبنان و خارج از آن پرداخت و گفت: حزب الله علاوه بر اینکه مسئولیت حفظ امنیت لبنان را به عهده دارد، در آرایش جدید سیاسی منطقه هم ایفای نقش می کند. قطعاً حضور حزب الله در سوریه و مبارزه با تروریست در چیدمان آینده سیاسی منطقه غرب آسیا بی تأثیر نیست.یامین پور تأکید کرد: توسعه پایگاه های جبهه مقاومت بیخ گوش رژیم صهیونیستی خبر بسیار بدی برای این رژیم، امریکا، آل سعود و هم پیمانانشان در منطقه است.وی اضافه کرد: نقطه عطف درگیری ها بین جبهه مقاومت یعنی ما، حزب الله لبنان و سوریه با نیروهای عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی و امریکا سوریه سوخته است.رئوف شیبانی گفت: با تحولات شکل گرفته در جهان عرب، به ویژه تونس، لیبی و مصر تلاش گسترده ای شد و نظام سلطه تصور می کرد فرصتی طلایی به دست آورده است که می تواند به یکی از حلقه های مهم و تأثیرگذار جبهه مقاومت یعنی حزب الله لبنان ضربه بزند.وی پیرامون سوریه مطرح کرد: تجربه ناموفق ضربه به حزب الله و لبنان نظام، سلطه را به سمت ضربه به سوریه به عنوان یکی دیگر از محورهای مقاومت سوق داد و ابتدای امر گمان می کردند کار حاکمیت سوریه تمام شده است، اما با درخواست دولت سوریه از ایران و حضور جمهوری اسلامی ایران در این کشور با اعزام مستشاران نظامی خود در راستای دفاع از محور مقاومت اوضاع در سوریه به نفع جبهه مقاومت و با شکست جریان های تروریستی حمایت شده توسط امریکایی ها، غربی ها و سعودی ها تغییر کرد.سفیر سابق ایران در سوریه نقطه عطف تحولات سوریه را آزادسازی حلب دانست و بیان کرد: این حادثه دو تحول استراتژیک را به دنبال داشت یکی میدانی و شکست دومینووار جریان های تروریستی در نقاط مختلف خاک سوریه و دیگری تحول استراتژیک سیاسی و تغییر موضع ترکیه و پذیرش راه حل سیاسی از سوی این کشور و پیوستن آن به محور ایران و روسیه و شکل گیری نشست آستانه بود.رئوف شیبانی: بیش از ۶۵ درصد خاک سوریه پاکسازی شده استوی توضیح داد: بیش از ۶۵ درصد خاک سوریه پاکسازی شده است و آخرین لکه های تروریست ها در اطراف دمشق و دو روز پیش اردوگاه یرموک و منطقه حجرالاسود پاکسازی و نیروهای تروریستی به ادلب منتقل شدند و دمشق امنیتش را به طور کامل به دست آورد. البته هنوز سه منطقه یکی جنوب در منطقه اشغالی جولان و دیگری شمال غرب این کشور در استان ادلب در اشغال تروریست های باقی مانده و شمال شرق سوریه در اشغال نیروهای امریکایی و هم پیمانان اوست.رئوف شیبانی بیان کرد: در حال حاضر در مجامع بین المللی و غربی صحبتی از سقوط حاکمیت در سوریه و رفتن بشار اسد نمی شود و شرایط به سمت ثبات در حاکمیت سوریه پیش می رود.وی افزود: در دیدار اخیر پوتین و بشار اسد، پوتین بر سرعت گرفتن روند حل و فصل سیاسی و فراهم شدن زمینه بازسازی و کمک های انسان دوستانه به مردم این کشور تأکید کرد.یامین پور گفت: با ضعیف شدن تروریست ها و پراکنده شدنشان در خاک سوریه طبعاً رژیم صهیونیستی و امریکا مستقیماً خودشان وارد صحنه می شوند که شاهد حملاتشان بودیم. تنش مستقیم رژیم صهیونیستی و سوریه شدت یافته است و این رژیم در دو مرحله جدی چندی پیش شمال سوریه و اخیراً تیفور را موشک باران کرد. امریکا هم رسماً ۱۰۰ موشک به خاک سوریه شلیک کرد.وی در ادامه افزود: ما داریم به سمت جنگ رو در رو بین جبهه مقاومت با امریکا و رژیم صهیونیستی حرکت می کنیم. صهیونیست ها رسماً تعدادی از نیروهای ما را در تیفور سوریه به شهادت رساندند و مسئولین جمهوری اسلامی هم رسماً اعلام کردند انتقام می گیریم، اما به دو علت از سوی مقامات ایران واکنش جدی صورت نگرفت، یکی عدم تأثیر سوء بر انتخابات لبنان که برای ما اهمیت داشت و دیگری ندادن بهانه دست امریکا برای خروج از برجام.مجری برنامه اشاره کرد: ساعتی پس از خروج امریکا از برجام سوریه موشک هایی را به چند مقر نظامی در سرزمین های اشغالی شلیک کرد. جمهوری اسلامی ایران مسئولیت این کار را به عهده نگرفت، اما طرف مقابل اعلام کرد این همان انتقام ایران از ما بود.رئوف شیبانی: ایران هنوز از رژیم صهیونیستی انتقام نگرفته استسفیر سابق ایران در سوریه تصریح کرد: ارتباط مستقیمی بین تصمیم ترامپ مبنی بر خروج امریکا از برجام و پرتاب موشک های سوریه به سرزمین های اشغالی وجود ندارد و ایران هنوز از رژیم صهیونیستی انتقام نگرفته است.وی اظهار کرد: امریکایی ها در سوریه دچار سردرگمی شده و عملکرد محافظه کارانه ای را در پیش گرفته و به صورت پیمانکاری مجموعه تحولات سوریه را به شرط حفظ و تأمین منافعشان به روسیه سپرده اند. با روی آمدن ترامپ شاهد نوعی تجدیدنظرطلبی در سیاست های امریکا نسبت به سوریه هستیم و یکی از شواهدش واگذاری مدیریت پرونده سوریه به پنتاگون و کوتاه شدن دست وزارت امور خارجه امریکا و سایر نیروهای سیاسی این کشور در تصمیم گیری در این باره است.رئوف شیبانی اضافه کرد: امریکایی ها قبل از تعریف و اجرای سیاست خودشان در منطقه و به ویژه در پرونده سوریه متأثر از سیاست های هم پیمانانشان، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی هستند و هنوز نتوانستند به جمع بندی جامع و کاملی در این زمینه برسند.وی توضیح داد: رژیم صهیونیستی و امریکا برای خروج از وضعیت فعلی و جلوگیری از گسترش جبهه مقاومت از جنوب لبنان تا منطقه جولان و افزایش تجربه مقاومت و توان این جبهه از نظر میدانی و شیوه های رزم رویکرد استمرار بحران را در دستور کارشان قرار داده اند که حملات مقطعی و حفظ وضعیت ملتهب نظیر حمله به تیفور در این راستاست، زیرا به این نتیجه رسیده اند حل و فصل سیاسی به نفع آنها پیش نمی رود.سفیر سابق ایران در سوریه تأکید کرد: رژیم صهیونیستی به دنبال روشن کردن تکلیف محور مقاومت در سوریه است، اما اینکه آیا توان این کار را دارد، سئوال و مانع جدی پیش روی مقامات سیاسی این رژیم است. رژیم صهیونیستی به شدت از وضعیت موجود در منطقه نگران و آشفته است، زیرا در صورت باز کردن جبهه به طور گسترده ممکن است بعداً نتواند آن را جمع کند.یامین پور تکمیل کرد: در واقع بین بد و بدتر قرار گرفته اند. اگر بنشینند و تماشا کنند شاهد قدرتمندتر شدن جبهه مقاومت خواهند بود و اگر بخواهند حرکتی کنند نگران انتقامی هستند که ممکن است کلاً این رژیم را سرنگون کند.رئوف شیبانی به بیش از ۲۰ بار حملات رژیم صهیونیستی به سوریه و نقض حاکمیت سرزمینی این کشور اشاره کرد و گفت: طبیعی است سوریه در مقابل این حملات واکنش نشان دهد.یامین پور یادآور شد: این نخستین واکنش سوریه در مقابل رژیم صهیونیستی و موفق هم بود.رئوف شیبانی ضمن تأیید گفته یامین پور به توافق نانوشته (gentleman agreement) بین سوریه و رژیم صهیونیستی و توافق آرام بودن دو جبهه و نقض مکرر این توافق از سوی رژیم صهیونیستی اشاره کرد و افزود: سوریه در پاسخ به حملات و نقض های مکرر این رژیم رسماً برای اولین بار مناطق مهم و حساس این رژیم را موشک باران کرد که موفق و تأثیرگذار هم بود، چون امنیت نظامی سرزمین های اشغالی را زیر سئوال برد و جبهه مقاومت جدید و جریان های مقاومت مردمی خواستار آزادسازی جولان را شکل داد. در ادامه میان برنامه ای راجع به موشک باران تیفور و پاسخ سوریه به این تجاوز پخش شد.رئوف شیبانی: واکنش سوریه در قالب واکنش محور مقاومت علیه رژیم صهیونیستی استرئوف شیبانی در خصوص موشن گرافیک پخش شده گفت: واکنش سوریه در قالب واکنش محور مقاومت علیه رژیم صهیونیستی است و مجموعه محور مقاومت از این واکنش سوریه خرسند است و با آن همراهی می کند.وی علت ورود حزب الله به انتخابات لبنان پس از سال ۲۰۰۰ و آزادسازی بخش اعظمی از جنوب لبنان را کلید خوردن طراحی علیه مقاومت و حزب الله در صحنه سیاست داخلی لبنان دانست و توضیح داد: حزب الله احساس کرد در راستای حفاظت از داخل لبنان بر اساس جبهه مقاومت لازم است وارد دستگاه حاکمیتی این کشور شود و از این رو تصمیم به ورود به پارلمان لبنان و سپس معرفی حداکثر سه وزیر در کابینه های مختلف گرفت.سفیر سابق ایران در سوریه بیان کرد: حزب الله معتقد است مطلوب ترین نوع قانون برای وضعیت فعلی لبنان، نه فقط برای حزب الله بلکه برای همه جریان های سیاسی این کشور یک قانون انتخابات نسبی با حوزه انتخاباتی واحد است.وی گفت: نتیجه انتخابات لبنان برخلاف تلاش ها و هزینه های امریکایی ها و سعودی ها موجب تقویت جایگاه حزب الله در پارلمان از دو جهت شد، یکی اینکه جریان ۸ مارس، یعنی حزب الله، امل و سایر جریان های همسو توانستند بیش از یک سوم از ۱۲۸ کرسی پارلمان لبنان را به دست آورند. دیگر اینکه حزب الله با ائتلاف با جریان آزاد ملی (میشل عون) دوسوم آرای مجلس را از آنِ خود کرده است.در ادامه دقایقی از گزارشی راجع به انتخابات اخیر عراق و لبنان روی آنتن رفت.رئوف شیبانی در خصوص غیبت رسانه ای یک ماهه محمد بن سلمان اظهار کرد: پس از حادثه تیراندازی در نزدیکی کاخ پادشاه سعودی در الخزامی ریاض، او در نشست وزرا، استقبال از مایک پمپئو وزیر خارجه جدید امریکا، مراسم اولین سحر ماه مبارک رمضان و... حضور نداشت و انتشار عکسی قدیمی از بن سلمان در کنار شاه بحرین و ولیعهد ابوظبی شایعات مبنی بر مجروحیت شدید و حتی مرگ وی را تقویت می کند.وی علل این تیراندازی را برخوردهای تند و خشن و اخاذی بن سلمان از شاهزادگان سعودی به بهانه مبارزه با فساد، رفتارهای ساختارشکنانه او با علما و روحانیون وهابی و واکنش های تند وی با جامعه مدنی و دستگیری های گسترده روشنفکران و منتقدان حاکمیت سعودی مطرح و تأکید کرد: مجموعه اینها نشان می داد احتمال ماندگاری وی در نظام حاکمیتی سعودی کم است و او صرفاً برای گذر از یک دوره انتقال آمده است.در دقایق پایانی میان برنامه ای از تیراندازی در الخزامی و توضیحاتی در خصوص غیبت بن سلمان پخش شد.یامین پور در خصوص اعتراضات مردمی انتقال سفارت امریکا به قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی مطرح کرد: اعتراضات مردمی در غزه و کرانه باختری بیش از ۱۰۰ شهید و صدها مجروح به جا گذاشته است و همچنان انتقادات به این اقدام، به خصوص در فلسطین ادامه دارد.رئوف شیبانی پیرامون انتقال سفارت امریکا به قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: این اقدام امریکا بسیار خطرناک است و احساسات جهان اسلام را جریحه دار کرده و واکنش های رسمی و مردمی مختلفی علیه آن شکل گرفته است. امریکایی ها با این کار به دنبال در اختیار قرار دادن کامل فلسطین به رژیم صهیونیستی هستند.وی در خصوص رابطه ایران و روسیه و حد منافع مشترک این دو کشور توضیح داد: هم پیمانی ایران و روسیه در قضیه سوریه به علت نیاز متقابل استراتژیک ما و روسیه بود. قطعاً با روس ها تا تثبیت حاکمیت سوریه همراه هستیم، ضمن اینکه ایران و روسیه با یک سری تفاوت ها هر دو هدف امریکا و غربند و زمینه های ادامه همکاری استراتژیک بین این دو کشور وجود دارد که باید فعال شوند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97889/افول-حضور-امریکا-در-منطقه-از-ویژگی-های-پساداعش-است-ایران-هنوز




چرا سازندگان «رهایم نکن»، رسانه ملی را رها نمی کنند؟!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: نام هایی نظیر عسگرپور با لشگرکشی و قشون کشی سیاسی، شبیه گنده لات های هنری به نظر می رسند اما در میدان عمل بی هنرند. تبارشناسی سریال ‎های مناسبتی، فصل مشترک اغلب گزارش های رسانه ای درباره تولیدات مناسبتی ماه مبارک رمضان نیست. کیفیت و انتقاد از آنچه در رسانه ملی ارائه می شود در درجه اولی تری قرار ندارد. متاسفانه رویکردهای گزارشی پرطمطراق رسانه ها و عدم انتقاد صریح از تولیدات نمایشی موجب می شود، برخی مولفان از کاه کوه بسازنند و انحصارطلبی در حوزه سریال سازی در سیمای ملی حاکم شود. چنین مناسباتی موج کاذبی ایجاد می کنند و به سریال های نازلی مثل رهایم نکن منجر می شود. قبل از هر تحلیلی، چون مولف این سریال از سلاطین مدیریتی در حوزه سینما و تلویزیون است، باید این پرسش را مطرح کرد، آیا آقای محمد مهدی عسگرپور که با معرفی متفاوت خودشان در رسانه ها، در تعهد سرآمدتر می دانند (رجوع به مواضع ایشان در پست های مدیریتی سال های اخیر)، آنچه در قالب سریال رهایم نکن ارائه داده اند را مایه سرگرمی متعهدانه می پندارند؟ آیا سریال رهایم نکن شایسته عبارت سریال است، دریغ از یک ریال نمایش غیر تکراری در متن و محتوای نمایش. نقصان های ریشه دار مهم رسانه ملی و انحصاری شدن تولیدات نمایشی، به خلق سریال های بی خاصیت منجر می شود و رسانه ملی برای خودش بیهوده طلبکار می تراشد. همین چند روز قبل بود که نامه سرگشاده شماری از تهیه کنندگان تلویزیون در روزنامه بانی فیلم منتشر شد و بسیاری از تولید کنندگان مجموعه های نمایشی، طلب خود را از رسانه ملی مطالبه کردند، آنهم بابت تولیدات نمایشی که چه جز خسران و مخاطب زدایی، حاصلی برای این رسانه مرجع نداشته است. به صورت جدی قصد داریم سریال های ساخته شده را، از حیث نمایش و سرگرمی، مورد تحلیل و بررسی دقیق تری قرار دهیم تا تراژدی تولید آثار بی محتوا در رسانه ملی متوقف شود.روایت سریال رهایم نکن، درباره رسول تولایی (امین تارخ) است که صاحب یک گاراژ و یک شرکت است. به دلایلی که روشن نیست رسول در شرکت خود فرزند خواهرش، فرناز، را استخدام و حمایت می کند، اما هر گونه حمایتی را از شوهر فرناز (فرزندش)، امیر (نیما شعبان نژاد) دریغ می کند. ظاهرا امیر تمامیت خواه است و خواهان تغییر رویه پدر. در گذشته هم برای دستیابی به اموال پدر تلاش هایی را از خود بروز داده است. اما سئوال مهم را باید مطرح کرد، این تمامیت خواهی چقدر جنبه پررنگ نمایشی در همان چند قسمت ابتدایی دارد که تماشاگر تکلیفش با شخصیت های اصلی مشخص شود؟ مولفان پیش فرض های نمایشی که شخصیت ها را می سازد، در پستو پنهان کرده اند تا از ارائه پیش فرض ها به غلط و اشتباه، تعلیق بسازند. واقعا رسانه ملی که قرار بود رسانه طراز باشد، چرا بدیهیات خلق درام و نمایش را در تولیداتش نادیده می گیرد و در پایان نمایش هر سریال نازلی، سازنندگانش را تشویق و تمجید می کند؟ در کدام رسانه دنیا، مولفان را به دلیل سریال های زیر متوسط تکراری، تشویق می کنند؟ سریال نویسان چنین شاهکارهایی در کدام آکادمی هایی نمایشی رشد و پرورش یافته اند که از پیش فرض های نمایشی، تعلیق می سازنند!عسگرپور کارگردان سریال، به صورت عمومی در مقام فیلمساز و سریال ساز از مجموعه کندروهاست، یعنی پتانسیل فراوانی برای کش دادن سطحی ترین روایت ممکن را دارد و می تواندیک روایت یک خطی را، تا پایان عمر کره زمین کش دهد. پیش فرض های نمایشی علی الظاهر در چند قسمت ابتدایی کمی از میوه ممنوعه (حسن فتحی) به صورت معکوس برداشت شده. مردی که در دو راهی متدهای شرعی زندگی و هوای نفس قرار دارد. اما فم فتال یا همان زن افسونگر خیلی زود در قسمت سوم سریال مشت خود را باز می کند. برای بسط یک قصه پوچ، روایت هایی ناپیوسته از هیچ، در کنار هم چیده شده اند. مولفان برای پر کردن حفره های روایی، دست به دامان هر خرده روایت پوشالی شده اند.چه دلیلی دارد شخصیت های غیر موثری که ضرب دراماتیکی ندارند را در همان قسمت ابتدایی به صورت تفصیلی معرفی کنند!؟ جلال شوهر معلول راضیه(علیرضا استادی) خواهر رسول، جهان برادر رسول(محمدرضا هدایتی)، با مکث های نمایشی در قسمت نخست معرفی می شوند و نمایش مضحک مهمانی نامزدی، به پیشروی روایت اصولمند با منطق های نمایشی عرف، کمکی نمی کند.مراسم نامزدی پسر رسول و فرناز دختر خواهرش با یک سطح کرخت نمایشی برگزار می شود. دو نفری که فامیل هستند در این مراسم نامزدی قرار است تاریخ مراسمشان را تعیین کنند. در این بالماسکه نمایشی، شخصیت های سطحی، قرار است چه چیزی را در این مراسم ثبت کنند، این دورهمی به همه چیز شباهت دارد، غیر از شوء سطحی برای چیدمان روایی سطحی؟گریه مریم بوبانی در صحنه آشپزخانه خنده دار است. یک بازی بشدت مصنوعی را بمعرض نمایش می گذارد. همین اجرای پایلوت این سریال را اگر به عقب مانده ترین کشور دنیا بدهید با زبان کشور مرجع، حاضر به پخش آن نخواهند بود. شبکه های تلویزیونی تیرنیداد و توباگو هم چنین سریال های خسته کننده ای را حاضر نیستند پخش کنند.فرزاد خواهر زاده معلوم نیست کجاست؟ یه ظن نمایشی و گرفتن تلفن و خرده کنش هایی که تبدیل به یک شام و دورهمی فامیلی می شود چه چیزی را می سازنند؟ در داستانی که پدر داماد هم خرج عروسی را گردن گرفته و تامین جهاز عروس را برعهده دارد، ضابطه دراماتیک این مهمانی را بی اعتبار می کند. این دورهمی چیست؟ همه دور هم با بهانه منطقی تری جمع می شدند شاید کششی در این سریال ایجاد می شد. عسگرپور حتی به اندازه منیژه حکمت کارگردانی بلد نیست. عطف به دورهمی فامیلی فیلم جاده قدیم، مشخص می کند که حکمت به خوبی از پس یک میهمانی درهمی برآمده اما عسگرپور ناتوانی اش هویدا می شود. عطف مرگ فرزاد، برادر فرناز و فرزند خواهر رسول تولایی در متن این نمایش چه ضرورتی دارد؟ فراموش نکردیم که با غمخانه ملی مواجهیم و یکی از موتیف های ضروری سریال های تلویزیون نمایش بی دلیل و یا با دلیل قبرستان است. کلانتری و بیمارستان هم از عناصر جغرافیایی مهم در اغلب سریال های تلویزیون هستند که باید دائما در فیلمنامه های فرمولیزه شده غمخانه ملی نقش ارزنده ای داشته باشند.عطف نمایشی فم فتال شهره قوامی (مارال فرجاد) عامل پیش برنده نمایشی نمی تواند باشد. تمام کش و قوس های شخصیت های نمایشی به یک دعوای ساده انگارانه نمایشی میان امیر و رسول منجر می شود و پسرک در یک حرکت ضد دراماتیک در مقابل پدرش ایستادگی می کند. از این برخوردها تراژدی حاصل نمی شود و مشخص است که ناراحتی قلبی رسول به تراژدی منجر نخواهد شد و مثل فرمول اصلی فیلمنامه های معمول سریالی سیما، به پر کردن خلاءهای نمایشی جدی منجر می شود.باید گاف سازنده را با آن همه ادعاهای بیهوده، در چشم او فرو کنیم که چنین سرمستانه اعتبار نمایشی رسانه مرجع را به چالش نکشد. دقیقا در بحبوحه سکته خفیف قلبی رسول، دوربین بدون هیچ مقدمه روی پرسوناژ جهان(برادر رسول) می ایستد. چرا؟ نمایش سردستی دعوای زن و شوهری موبایلی جهان با همسرش، چه ضرورتی دارد؟ چه ربطی به خطی دارد که مخاطب دنبال می کند. اگر یک لشگر با پورانشان (پسران) خود، عسگرپور را یاری کنند، عسگر پور اینکاره نخواهد بود، چون ضعف سوادش در کارگردانی، در پرداخت لحظات سریال مشهود است. در صحنه بعدی مواجه رسول با آذر (فریبا متخصص)، موجب می شود، روده دراز شخصیت ها حلول کند و بازهم همان دیالوگ صدبار شنیده شده در فیلمنامه های سریالی را خواهیم شنید، "رسول برادرم نیست پدرم هست" و برای پر کردن خلاء فیلمنامه ماجرا محور باید درد و دل های خاله زنکی و کم اهمیت جهان را در گفت وگو با آذر تحمل کنیم. هر چقدر سریال بیشتر پیش می رود شکل غیر منطقی نمایش با خرده روایت های غیر مرتبط بیشتر نمود پیدا می کند. مثلا قهر همسر جهان پس از بازگشت از بیمارستان و یک مشاجره تلفنی سوپر سطحی، می تواند عطف نمایشی قسمت چهارم باشد؟ سطحی نگری به اوج می رسد و دیالوگ پسر جهان که پس از رفتن مادرش غمباد زده، کلیدی ترین دیالوگ سئوالی سریال است. " بابا تو می خواهی از مامان طلاق بگیری؟ "زیاده خواهی همسر جهان مثل یک موتیف نمایشی تکراری در سریال جراحت ساخته همین کارگردان، تکرار می شود. مواجه ثریا با جهان، در این سریال و این دعوای خانوادگی اجرای بسیار سطحی دارد و این سریال موید بی سوادی محمد مهدی عسگرپور در عرصه کارگردانی است. اگر چهار کارگردان زیر متوسط سینما (از حیث فیلمسازی) مثل قدرت صلح میرزایی، آرش معیریان، بهمن گودرزی یا فریدون جیرانی، دعوای ثریا با جهان در قسمت چهارم کارگردانی کرده بودند، قطعا خروجی این سریال بسیار متفاوت و شگرف می بود.ناتوانی در کارگردانی بسیار مشهود است و نصیحت دعواگونه جهان با ثریا، وجه منطقی و جدی سریال را به یک پارودی و یک آبروریزی بزرگ در امر سریال سازی تلویزیون تبدیل می کند. نام هایی نظیر عسگرپور با لشگرکشی و قشون کشی سیاسی، شبیه گنده لات های هنری به نظر می رسند اما در میدان عمل بی هنرند. یک شوک میان مایه در بیمارستان تزریق می شود و صدای ضربان قلب رسول بستری شده در بیمارستان بالا و پایین می شود و این اتفاق می شود تنش دراماتیک!؟ماجرای فرناز و امیر تبدیل به ماجرای موش و گربه می شود با این تفاوت که امیر در نقش جری میان دو تامی، فرناز و محبوبه گیر افتاده است.آینده روایی سریال کاملا مشخص است، سطح تنش به دلیل وضعیت بحرانی جسمی برادر خواهر رسول و مطالبه ثریا همسر جهان، رسول را در مجادله وراثتی گاراژ قرار خواهد داد و رابطه عاطفی آذر و رسول یک وجه دیگر ملودرام این سریال خواهد بود و در ادامه با چند تا پیام اخلاقی گل درشت مثل حفظ احترام پدر، سریال ادامه پیدا می کند.درام سریال رهایم نکن نه تنها بر اساس اسلوب منطقی دراماتیک خلق نشده، بلکه عقلانیت منطقی در آن نیست. رسول تولایی پس از بستری شدن در بیمارستان به کدام دلیل از آنجا فرار می کند و به خانه اش بازمی گردد. مگر مولفان سعی نکرده اند از ابتدای سریال مخاطب را شیدای رفتار معقولانه رسول خان کنند، پس چه شد که بی هیچ منطقی و دور از شان اجتماعی خودش از بیمارستان فرار کرد. مگر سریال فرار از زندان ساخته اندکه قهرمانشان در حصر است و باید در یک کنش شبانه به منزلش پناه ببرد؟ سکته خفیف قلبی و فرار شبانه، نوعی منطق زدایی از نمایش هر شبی است که در عین بی منطقی به نگارش درآمده است. اصلا از بیمارستان فرار کرد که چه کار مهمی را انجام دهد؟ آیا بهانه این بود که رابطه آذر و رسول نزدیکتر شود. پس داستان محضردار آوردن به بیمارستان چرا رها شد و آقا رسول افتاد به دنبال عشق و عاشقی و حق و حقوق خانواده اش از گاراژ را فراموش کرد. عشقی در گذشته، بدون ارائه هیچ جزئیاتی کنشمندانه، دوباره احیا شد. چرا؟ رسول پس از بیرون آمدن از کما با آن رفتارهای عجیب و غریبش چرا یاد عشق قدیمی خود افتاد؟ چرا مرگ خواهرزاده اش و تعیین تاریخ عروسی را فراموش کرد؟*مشرق



منبع : http://cinemapress.ir/news/97892/چرا-سازندگان-رهایم-نکن-رسانه-ملی-را-رها-نمی-کنند




آقای مدیرکل! مراقب جریان نفوذ باشید

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: در غفلت نهادهای نظارتی برخی سفارتخانه های اروپایی در تهران با نهادهای هنری، هنرمندان و مدیران هنری مراوداتی دارند که در این میان دو سفارتخانه فرانسه و انگلیس از همه فعال تر و هدفمندتر هستند. بی تردید دیپلماسی فرهنگی صحیح و مناسب نه تنها آورده مطلوب و نتیجه مناسبی در اوضاع و احوال فعلی ایجاد می کند که برای سال ها و نسل های آینده کشور تأثیرگذاری و ماندگاری مثبت و مفیدی در پی خواهد داشت، اما هر زمانی که این سیاست ها از مسیر خود خارج و منحرف شد، به همان اندازه ولو بدتر و عمیق تر کشور را دچار خسارات جبران ناپذیری کرد که با عرض تأسف باید گفت در مراودات بین المللی این حوزه تا به امروز نه تنها کارنامه قابل قبولی پدیدار نشده که بعضاً و در اغلب موارد تعرضات فراوانی نیز به اعتبار و آبروی کشور وارد شده است. در این میان یکی از موارد بسیار مهم که به کرات و در غفلت نهادهای مربوطه رخ داده است، مراودات خاص و نامتعارف برخی سفارتخانه های اروپایی در تهران با نهادهای هنری و شخص هنرمندان و مدیران هنری است، به عنوان نمونه دو سفارتخانه فرانسه و انگلیس چند سالی است که با فعال کردن رایزنان فرهنگی و وابستگان خاص شان نقش بسیار پررنگ و البته چراغ خاموشی را ایفا می کنند. نگارنده پیش تر نیز در خصوص این نفوذ هشدارهایی را درباره این قسم تحرکات سفیر و سفارت انگلیس داده بود، اما با جابه جایی های صورت گرفته در آن سفارتخانه نقش اصلی این تحرکات نامتعارف به ظاهر بر عهده همتای فرانسوی قرار گرفته است، به خصوص از زمان حضور سفیر جدید که یک فرد با سابقه اطلاعاتی و امنیتی بلندپایه، بسیار پررنگ تر و بسیار فعال تر به نظر می رسد.حضور پر رنگ سفیر فرانسه در مراسم های فرهنگی و هنریتنها کافی است رفتارهای شخص سفیر و وابسته فرهنگی آن سفارتخانه را زیر نظر گرفت تا تحرکات بیش از حد و البته نامتعارف آنان در حوزه هنر به خصوص در سینما و البته بیشتر و با تمرکز خاصی بر تئاتر عیان شود؛ از برگزاری جشنواره های فیلم فرانسه در تهران گرفته تا حضور فعال در چندین جشنواره تئاتری کشور. شاید در نگاه نخست، خوشبینانه و البته ساده لوحانه بیان شود که این حضور نه تنها مضر نیست، بلکه بسیار مفید و مثمرثمر خواهد بود، اما این نکته که اساساً ما به ازای این فعالیت ها و مشارکت ها برای نهادهای هنری به خصوص در تئاتر کشور چه بوده است، نکته ای است که همواره در تمامی مراودات یک سویه و مغرضانه سفارتخانه بی پاسخ مانده است. اما نکته بسیار مهم و حساس، حضور متولیان و مسئولان امر در این حوزه است که هموار با کم کاری و غفلت – البته در خوشبینانه ترین حالت ممکن- آب به آسیاب دشمن ریخته و هموار همراه آنان طی این مسیر بوده اند.قراردادی که در بی خبری بسته شداما برای روشن تر شدن تحرکات نامتعارف سفارت فرانسه نگارنده سری به سایت این سفارتخانه زده و مطالب قابل تأملی را یافته است. یکی از آن مطالب در خصوص حوزه تئاتر و مشارکت ها در این بخش است؛ حوزه ای که سال گذشته متأسفانه نه تنها اوضاع مدیریتی مناسب و مطلوبی را طی نکرده که با برخی سوء رفتارهای مدیران مربوطه شائبه ها و خسارات بی شماری را برای کشور و نظام ایجاد کرده است. با بررسی بخش فرهنگی سایت سفارت فرانسه عمق فضاحت مدیران وقت اداره کل مرکز هنرهای نمایشی کاملاً مشخص و هویدا می شود و باید تأسف خورد که اینچنین زیر نفوذ و در خدمت منویات سفارت فرانسه قرارگرفته اند. حال این نفوذ به چه قیمتی و با چه اهدافی رخ داده است، بماند در زمان مبسوط تر و مفصل تری اما به عنوان نمونه دربخش مطالب هنری این سایت آمده است:
«ثمره غنای تعاملات فرانسوی- ایرانی در زمینه تئاتر، بستن قرارداد مشارکت میان تئاتر شهر پاریس و تئاتر شهر تهران باهدف ترجمه آثار، تبادل نمایش ها و همچنین تخصص هاست» تنها همین جمله چندین پرسش مهم و اساسی را در ذهن متبادر می کند و آن اینکه اساساً قراردادی که سایت سفارت فرانسه به آن اشاره می کند، چه وقت و در چه زمانی بسته شده است؟ چرا از قرارداد فوق الذکر خبر یا اطلاعی در دست نیست؟ تاریخ انتشار مطلب مربوط به سال گذشته است و متأسفانه در این زمان حداقل در رسانه های اصلی خبری مبنی بر قراردادی بین تئاتر شهر تهران و تئاتر شهر پاریس وجود ندارد و اساساً چه مراوداتی بین سفارت فرانسه با مدیر کل وقت مرکز هنرهای نمایشی و مجموعه تئاتر شهر در سال گذشته رخ داده است؟ عملکرد سال گذشته آن اداره کل به خصوص در جشنواره تئاتر فجر به دبیری فرهاد مهندس پور پر از شائبه است. میزان نفوذ این سفارتخانه در حوزه تئاتر کشور کاملاً مشخص و روشن است. جشنواره ای که به نام انقلاب برپاشده است در نهایت تأسف زیر نفوذ سیاست ها و برنامه های سفارت فرانسه قرار گرفت.کارگردان ضد ایرانی در جشنواره ایرانیاما افتضاحات این گونه مراودات زمانی آشکار و مشخص می شود که سایت مشرق طی یک روشنگری از حضور یک نمایش که از قضا با حمایت سفارت فرانسه در جشنواره تئاتر فجر حضور دارد، آن را در خروجی خود قرار می دهد.در بخشی از یادداشت سایت مشرق آمده است:
در طول چهار سال اخیر در جشنواره جهانی فجر شاهد چهره هایی مثل «فابریس پوشو» مدیر و سردبیر ضد ایرانی بخش مستند شبکه arte بودیم که در تهران برایش جشن تولد برگزار کردند؛ مدیر شبکه ای که سیاه ترین و ضد ایرانی ترین مستندهای ساخته شده در ایران را با قیمت های غیرمتعارفی می خرید و شبکه آرته در طول ۱۶ سال اخیر در سیاه نشان دادن فضای اجتماعی و سیاسی کشورمان سنگ تمام گذاشت. از سوی دیگر مجری اتاق خبر شبکه «من و تو» (نزدیک به فرقه بهاییت) در همان جشنواره جهانی فجر به عنوان میهمان ویژه حاضر شد و پرویز جاهد، منتقد سینمایی شبکه بی بی سی فارسی حضور پررنگی در این جشنواره داشت؛ اما این روند درهای باز یا به عبارتی بی دروپیکری عرصه فرهنگ یا به تعبیر حضرت آیت الله خامنه ای ولنگاری فرهنگی پایانی ندارد؟ روز گذشته در جشنواره تئاتر فجر نمایشی با عنوان تنهایی پرهیاهو، برداشتی آزاد از رمانی با همین نام از بهومیل هرابا به صورت پرفورمنس و با حرکات موزون (رقص)، توسط افشین غفاریان اجرا و کارگردانی شد، اما حضور این رقاص معروف، با تعجبی همگانی توأم بود و گویا حضور غفاریان در ایران کاملاً برنامه ریزی شده بود. مشخص نیست پس از چهار سال جنجال آفرینی سیاسی غفاریان در رسانه های معاند، حضور و اجرای نمایش توسط او در جشنواره فجر انقلاب چه ضرورتی داشته است.مدیر کل هنرهای نمایشی چه پاسخی دارداز این دست اقدامات و افتضاحات در سال گذشته و در زمان مسئول وقت اداره کل هنرهای نمایشی کشور کم رخ نداده است که باید پاسخگوی آن باشند و این پرسش مهم که مراودات بین المللی آقای مدیرکل و برخی مدیران نزدیک به ایشان چگونه و تا چه میزانی بوده است، مدیری که رکورددار بیشترین مسافرت خارجی آن هم چند مقصد بوده درحالی که هرگز خبری مبنی بر دلایل و اهداف این سفرها از آن اداره کل منتشر نشد، مسافرت هایی که همگی در سکوت محض خبری رخ داده اند.
اما در پایان آنچه بسیار مهم و مورد تأکید است، حضور جریان نفوذ و سیطره سفارتخانه به خصوص سفارت فرانسه بر تئاتر کشور است به گونه ای که حتی در نهایت تأسف یکی از تماشاخانه های شهر نیز ناخواسته و تحت تأثیر فضای پیرامونی، نام خود را به نوفل لو شاتو تغییر داده است و این جریان خزنده و چراغ خاموش برای دوران مدیریت جدید این اداره کل نیز برنامه ریزی های متنوع و مختلف کرده است، از جمله حضور فعال در جشنواره عروسکی که در سال جاری قرار است برگزار شود، اما نگارنده شدیداً به مدیرکل فعلی اداره کل هنرهای نمایشی کشور، برادرانه توصیه می کند مراقب این جریان باشد؛ جریانی که متأسفانه برای حضور در فضای تئاتری کشور در سال جاری سیاست های مهم و تاثیرگذاری را اتخاذ کرده است.* روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97861/آقای-مدیرکل-مراقب-جریان-نفوذ-باشید




اعضای شورای صنفی نمایش انتخاب شدند / ثبت قرارداد ۲ فیلم

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: سخنگوی شورای صنفی نمایش با اشاره به اینکه قرارداد ۲ فیلم سینمایی بسته شده است، اعلام کرد: انتخابات شورای صنفی انجام و محسن امیریوسفی به ریاست این شورا منصوب شد. سینماپرس، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفتگو با یک خبرگزاری با اشاره به جلسه امروز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت این شورا گفت: در این جلسه قرارداد فیلم سینمایی «شماره ۱۷ سهیلا» به کارگردانی محمود غفاری در گروه سینمایی کورش بعد از فیلم سینمایی «خوک» به کارگردانی مانی حقیقی اکران می شود.وی ادامه داد: همچنین فیلم «ناخواسته» به کارگردانی برزو نیک نژاد از چهارشنبه دوم خرداد در گروه سینمایی زندگی اکران می شود.وی درباره نمایش فوتبال در سینماها گفت: در این جلسه مصوب شد که مسابقات جام جهانی فوتبال در سینماها اجازه پخش داشته باشد اما چگونگی اجرایی شدن آن با در نظر گرفتن حقوق صاحبان آثار هفته آینده اعلام خواهد شد.فرجی در پایان گفت: بر اساس رای گیری انجام شده اعضای شورای صنفی نمایش به این شرح انتخاب شدند محسن امیریوسفی رییس شورا، محمود رضوی نایب رییس، سخنگوی شورا غلامرضا فرجی.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97863/اعضای-شورای-صنفی-نمایش-انتخاب-شدند-ثبت-قرارداد-۲-فیلم




موافقت شورای ساخت با تولید ۳ فیلمنامه

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: شورای صدور پروانه ساخت سازمان سینمایی با سه فیلمنامه در جلسه ۳۰ اردیبهشت ماه موافقت کرد. به گزارش سینماپرس، فیلمنامه های «آپاچی» به تهیه کنندگی حسین زندباف، کارگردانی آرش معیریان و نویسندگی اصغر نعیمی در حوزه اجتماعی و «حباب زر» به تهیه کنندگی منصور سهراب پور، کارگردانی و نویسندگی تورج اصلانی در حوزه اجتماعی پروانه ساخت دریافت کردند.همچنین فیلمنامه «شب» به تهیه کنندگی محمد درمنش، کارگردانی حسین کلاهی اهری و نویسندگی میلاد جرموز در ژانر وحشت موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کرده است.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97878/موافقت-شورای-ساخت-با-تولید-۳-فیلمنامه




فیلم/ تیزر فیلم سینمایی «داش آکل»

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: تیزر فیلم سینمایی «داش آکل» به تهیه کنندگی و کارگردانی «محمد عرب» منتشر شد. به گزارش سینماپرس، اولین تیزر رسمی فیلم سینمایی "داش آکل" به تهیه کنندگی و کارگردانی محمد عرب که هم اکنون در نوبت اکران قرار دارد، رونمایی شد. ساخت این تیزر برعهده روزبه کلباسی بوده است.این فیلم برداشتی آزاد از داستان کوتاه "داش آکل" نوشته صادق هدایت به نویسندگی منصور براهیمی است.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4حسین یاری، مهران غفوریان، محمدرضا شریفی نیا، هلیا امامی، فاطمه گودرزی، علی صادقی، مهرداد ضیایی، نیما شاهرخ شاهی، ارژنگ امیرفضلی، امیرحسین صدیق، قدرت الله صالحی، الله قلی نظری، محسن افشانی، ارسلان قاسمی، علی مسعودی مشهدی، امین ایمانی، رضا عزیزی، ایمان صفا، رضا هاشمی، علیرضا بابایی، صادق حدادی، طاها عرب، محمدرضا زاهدی، بازیگران «داش آکل» هستند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97879/فیلم-تیزر-فیلم-سینمایی-داش-آکل




تلویزیون پرقدرت ظاهر نشد/ ورود موج جدید تیتراژخوانی

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: تلویزیون در شب های رمضان سریال ها و برنامه های مختلفی پخش می کند که با گذشت چند روز هنوز این برنامه ها نتوانسته اند گیرایی چندانی داشته باشند. به گزارش سینماپرس، پنج روز از ماه مبارک رمضان گذشته است و حالا می توان نگاهی به برنامه های تلویزیون در ماهی که به بهار قرآن معروف است، داشت.تاکنون چند قسمت از سریال ها و ویژه برنامه های مطرح تلویزیون روی آنتن رفته اند اما هنوز نه ویژه برنامه ها و نه سریال ها نتوانسته اند آنطور که باید و شاید مخاطب را درگیر کنند و بحث این روزهای خانواده ها را به خود اختصاص نداده اند.شبکه یک این شب ها سریال «سر دلبران» را به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی پخش می کند. داستان این سریال با حضور یک روحانی در یزد آغاز می شود و در این چند قسمت داستان حول محور این روحانی پیش رفته است.دلیل پخش نشدن سریال سر دلبران در سال 1396«سر دلبران» در قسمت های نخست به چالشی می پردازد که ابتدا فکر می کنید قرار است نکته جدیدی را در تلویزیون ببینید. در قسمت دوم روحانی داستان وارد منزل بیماری می شود و زمانیکه بیرون می آید او شفا می گیرد و از آن پس مردم فکر می کنند این روحانی می تواند شفا دهد اما در قسمت سوم همان فرد شفا یافته می میرد و در پایان داستان هم روحانی جوان به طور ناخواسته به دزدی یک ماشین کلاسیک گران قیمت کمک می کند و داستان در قسمت های ابتدایی بیشتر از اینکه بخواهد چالش های جدیدی را تعریف کند سراغ دردسرها و بدشانسی هایی یک روحانی رفته است. ضمن اینکه این اتفاقات کمی اغراق شده و سطحی رخ می دهد و مخاطب کمتر می تواند شخصیت های قصه را بپذیرد.نقش این روحانی را برزو ارجمند بازی می کند که همزمان در قسمت های ابتدایی سریال رمضانی دیگری در شبکه دو با نام «بچه مهندس» نیز حضور دارد. حضور همزمان وی در دو سریال رمضانی که نقش هایش در خلقیات و روحیات تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند باعث شده مخاطبان نه تنها از دیدن این نقش گیج بلکه با یک حضور تکراری نیز مواجه شوند.برزو ارجمند حدود چند سال است که در تلویزیون حضور نداشته اما از بخت بد یا از نبود سیاستگذاری های درست سازمان این شب ها با دو سریال در تلویزیون دیده می شود.شبکه دو این شب ها سریال «بچه مهندس» ساخته علی غفاری را پخش می کند؛ اثری که پیش از این قرار بود از شبکه پنج پخش شود و به یک باره جایگزین سریال «پدر» به کارگردانی بهرنگ توفیقی شد. همانطور که پیش از این گفته شد یکی از نقش های اصلی در قسمت های ابتدایی این سریال برزو ارجمند بود که نقش رزمنده ای را داشت که به جبهه می رود و یک روز خبر شهادتش می رسد و ادامه داستان در قسمت های بعدی بدون حضور وی رقم می خورد.سریال «بچه مهندس» در چند فاز و در چند دهه متوالی روایت می شود اما دکور، طراحی صحنه و لباس و فضاها کمک چندانی به شناخت مخاطب برای تشخیص این فضاها و سال هایی که می گذرند، نمی کند. مخاطب تنها از طریق روایت های صدیقه با بازی ساناز سعیدی به وقوع برخی اتفاقات پی می برد و اگر این روایت ها نباشد از طریق قصه و فضاسازی نمی فهمد که چه سال هایی از روایت قصه گذشته است.«بچه مهندس» درباره کودکی است که در یک پرورشگاه با نام خانه خورشید بزرگ شده است و نگاهی به فرزندان یتیم دارد اما در چند قسمت اول، فیلمنامه این سریال روایت گنگ و پراکنده ای داشته است.همچنین سریال «رهایم نکن» این شب ها از شبکه سه پخش می شود که حاج رسول با بازی امین تارخ را به عنوان شخصیت اصلی داستان قرار داده است و حول او داستان های دیگری هم برای دیگر شخصیت های داستان رخ می دهد.محمدمهدی عسگرپور در سریال قبلی خود «نفس گرم» داستان را از زاویه یک زن روایت می کرد و او را مورد آزمایش قرار می داد ولی این بار در سریال جدیدش حاج رسول محور داستان است و تا قسمت سوم بیشتر ابعادی از ویژگی های مثبت و منفی شخصیت او را می بینیم و هنوز داستان اصلی برای مخاطب طرح نشده است.در کنار این سریال ها برنامه های مختلفی هم در شبکه های سیما روی آنتن می روند که دو برنامه شاخص مثل «ماه عسل» و «خندوانه» نسبت به بقیه پرمخاطب تر است.«ماه عسل» در این سه قسمت که روی آنتن شبکه سه رفت هنوز نتوانسته اتفاق نویی را رقم بزند. اولین سوژه «ماه عسل» امسال مادری بود که سال گذشته در برنامه «هزار داستان» در شبکه نسیم حضور یافت. قصه دوم برنامه نیز از مستند «فصل هرس» به کارگردانی لقمان خالدی گرفته شده بود که البته این بار در برنامه «ماه عسل» از خالدی یاد شد. «ماه عسل» شب گذشته ۳۰ اردیبهشت نیز سراغ قصه ای از یک خانواده معتاد رفت تا دوباره به مصائب خانواده ای پرداخته باشد که از اعتیاد نجات یافته است و به این ترتیب می توان گفت این برنامه تاکنون چالش جدیدی را رقم نزده و مهمان جریان سازی را دعوت نکرده است.تنها چالشی که این برنامه در روز اول ایجاد کرد صحبتی بود که احسان علیخانی درباره فیلترشکن ها و رواج آن در دست کودکان مطرح کرد؛ حرفی که برای او مشکلاتی را هم ایجاد کرد و در قسمت بعد در واکنشی به یک سخن مهمان برنامه عنوان کرد که دیگر نمی خواهد در این باره (تلگرام) حرف بزند.برنامه «خندوانه» نیز در ایام ماه رمضان در سه شب پایانی روی آنتن شبکه نسیم می رود. این برنامه که دوباره با دعوت از مهمانان کارش را آغاز کرده است در دومین قسمت میزبان علیرضا شجاع نوری بازیگر سینما بود و با او به گپ و گفت پرداخت. مهمان سومین قسمت از برنامه دختران فوتسالیست بودند که به تازگی برای کشور افتخارآفرینی کردند و انتخاب به موقعی برای تلویزیون بود.یک ویژگی جالب توجه در صداوسیما این است که با توجه به برنامه های شبکه های مختلف می توان پی برد که چقدر بعضی از اتفاقات در سازمان براساس سلیقه های شخصی اعمال می شوند و قانون و مرز مشخصی درباره آنها وجود ندارد. مثلا لوگوی باشگاه رم که در شبکه سه سانسور می شود در برنامه «خندوانه» با آن شوخی می شود و شما به عنوان مخاطب از این سیاست یک بام و دو هوای صداوسیما به تناقض می رسید.نکته دیگر تیتراژهای برنامه های رمضانی سال ۹۷ است؛ تیتراژهایی که بیشتر آنها در تصاحب خوانندگان جوان کشور است که اگرچه هنوز موج شنیدن موسیقی آنها در میان عوام جامعه پر تب و تاب است اما با حضور آنها در سازمان و خواندن و اجرای تیتراژ مهمترین برنامه های ماه رمضان، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به تریبونی برای اعتبار بخشیدن و ترویج سبک موسیقایی آنها به مخاطب تبدیل می شود. *مهر



منبع : http://cinemapress.ir/news/97880/تلویزیون-پرقدرت-ظاهر-نشد-ورود-موج-جدید-تیتراژخوانی




فرهادی فقط با حاشیه و هیاهو موفق است!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: دست دادن با پنه لوپه کروز و گرفتن بازوی او نمی تواند هیچ جنجالی در داخل بیافریند در نتیجه، فرهادی باید منتظر یک ۸۸ دیگر، یک احمدی نژاد و یا یک اشتباه دیگر از سوی ترامپ باشد. به گزارش سینماپرس، در هفتاد و یکمین دوره جشنواره فیلم کن آثاری از جعفر پناهی و اصغر فرهادی در این جشنواره حضور پررنگی داشتند. این دو کارگردان ایرانی برای رسیدن به نخل طلای کن رقابت می کردند. فیلم «همه می دانند» به کارگردانی فرهادی در افتتاحیه جشنواره کن به نمایش درآمد، فیلم «سه رخ» به کارگردانی جعفر پناهی جایزه بهترین فیلمنامه را به صورت مشترک با فیلم «لازاروی خوشحال» ساخته آلیس رورواچر دریافت کرد. در این جشنواره طیف گسترده ای از رسانه های طراز اول دنیا پیش بینی می کردند که اصغر فرهادی با فیلم اسپانیایی زبان «همه می دانند» توفیقات بزرگی را در این جشنواره کسب خواهد کرد اما آخرین ساخته فرهادی هیچ آورده ای برای این کارگردان در این جشنواره نداشت. فرهادی اغلب توفیقاتش را از راه حواشی سیاسی اطرافش کسب کرده است. اگر مسیر فیلمسازی این کارگردان را به شکل دقیقی بررسی کنیم، درخواهیم یافت التهابات سیاسی سال ۸۸ در مسیر توفیقات فرهادی نقش بسیار جدی داشته است. فراموش نکنیم پس از وقایع سال ۸۸، انتشار ویدئویی از فرهادی در حمایت خیابانی از جنبش سبز، حضور در مراسم محسن روح الامینی و سایر کشته شدگان یا جانباختگان سال ۸۸، نمود بین المللی تری از فرهادی ارائه کرد. کما اینکه اعضای آکادمی اسکار سال ۱۳۸۷ دو روز پس از برگزاری این مراسم به ایران سفر کردند تا یک فیلمساز ایرانی برگزیده را انتخاب کنند تا سهم ایران از سوی این آکادمی سینمایی پرداخت شود. همان زمان دیدن درباره الی، این انگیزه را تقویت کرد که این فرد برگزیده همان اصغر فرهادی است.اما در روزهای ملتهب پسا ۸۸، رفتار هنرمندان ایرانی در خارج از مرزها زیر ذره بین قرار گرفته بود و اظهارات اصغر فرهادی در جشن خانه سینما در حمایت از جعفر پناهی و محسن مخملباف به لغو پروانه ساخت فیلم جدایی منجر شود و همین رفتار از سوی معاونت سینمایی وقت، با اینکه یک بده بستان پنهان بود اما اسکار را در دامان فرهادی گذاشت. این نکته را نباید فراموش کرد که فشار رسانه های داخلی و برجسته شدن توسط رسانه های خارجی همواره بر توفیقات سیاسی - سینمایی فرهادی خواهد افزود.هنوز زمان چندانی از دریافت دومین اسکار فرهادی نمی گذرد و قانون جنجالی ترامپ برای عدم سفر اتباع ایرانی به خاک ایالات متحده دومین اسکار را برای فرهادی به ارمغان آورد. در شرایط کاملا عادی و بدون هیچ دعوای سیاسی، فیلم های اصغر فرهادی آثاری بسیاری معمولی هستند که دوبار دیدن آن ها، تماشاگر را بشدت خسته می کند و عدم توفیق «همه می دانند» اصغر فرهادی در جشنواره کن و فیلم خوک مانی حقیقی در جشنواره برلین، نشان می دهد فیلمسازان ایرانی مثل گذشته نمی توانند در جشنواره های سینمایی بدون هیچ حاشیه سیاسی توفیقی کسب کنند. دست دادن با پنه لوپه کروز و گرفتن بازوی او نمی تواند هیچ جنجالی در داخل بیافریند در نتیجه، فرهادی باید منتظر یک ۸۸ دیگر، یک احمدی نژاد ویا یک سوء رفتار از سوی ترامپ باید تا توفیقات گذشته را تکرار کند.*مشرق



منبع : http://cinemapress.ir/news/97881/فرهادی-فقط-با-حاشیه-و-هیاهو-موفق-است




سلبریتی شوید و کلاهبرداری کنید!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: اعتماد به سلبریتی ها و پول هایی که به دست نیازمندان نمی رسد باعث شد پلیس حساب ۴ سلبریتی را مسدود کند. به گزارش سینماپرس، این روزها برخی سلبریتی ها بیش از هر خیریه دیگری توجه مردم را برای کمک به نیازمندان جلب می کنند. این سلبریتی ها یک پست غم انگیز از حال و روز نیازمندی که قصد کمک به او را دارند، می نویسند و در انتها شماره حساب خود را قرار می دهند و به همین راحتی و بدون هیچ مجوزی، پول های کلانی را به جیب می زنند.داستان از آنجایی بدتر می شود که سرنوشت این پول ها مشخص نمی شود و هیچ کس نمی داند که چه اتفاقی برای آن افتاده و برای چه کاری خرج شده است؟ سال گذشته بود که در اثر زلزله کرمانشاه، ساکنان برخی از مناطق با شرایط بسیار بدی روبه رو شده بودند.همان روزها بود که بسیاری از افراد سودجو با جریحه دار کردن احساسات مردم از آنها کلاهبرداری کردند. در این میان سلبریتی هایی بودند که کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه را هرگز به دست آنها نرساندند و هیچ توضیحی برای آن ندادند. شاید همین مسئله موجب شده تا روز گذشته خبر مسدود شدن حساب سه بازیگر و یک فوتبالیست منتشر شود و تلنگری برای مردمی باشد که به سلبریتی ها اعتماد کرده بودند!
صادق زیباکلام یکی از همین افرادی بود که چند وقت پس از زلزله کرمانشاه، شماره حسابی را اعلام کرد که اتفاقاً خیلی مورداستقبال قرار گرفت و توانست بیش از ۳ میلیارد تومان پول جمع آوری کند، اما درست زمانی که مردم کرمانشاه در چادر و در سرما می لرزیدند و از ترس مار و عقرب شب را به صبح می رساندند، این پول ها در حساب این فعال سیاسی خاک می خورد! وی به تازگی پروژه دهکده امید را استارت زده و مشخص هم نیست در نهایت سرنوشت این پول ها چه می شود؟
هنوز از یادها نرفته است که در دهه ۸۰ و هنگامی که زلزله بم باعث ویرانی بخش عمده ای از شهر شد، در کنار فعالیت رسمی هلال احمر و کمیته امداد امام خمینی که کار ساماندهی کمک های مردمی را انجام می دادند، کمپین هایی از سوی هنرمندان برای جمع آوری کمک های مردمی ایجاد شد.چند سال بعد از زلزله بم شایعاتی درباره اینکه کمک هایی که هنرمندان جمع آوری کرده اند به مصرف اصلی خود نرسیده مطرح شد. پس از آن نیز برای زلزله ورزقان بود که هنرمندان سینما در پردیس سینمایی آزادی جمع شدند و کمک های مردمی را جمع آوری کردند و این ماجرا نیز با ابهامات بسیاری روبه رو شد و حالا سرنوشت نامعلوم کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه و دیگر نیازمندان که به حساب سلبریتی ها واریز شده مطرح می شود.مسدودسازی حساب ۴ سلبریتیسرهنگ کاظمی، رئیس پلیس فتای تهران بزرگ با تأکید بر اینکه سلبریتی هایی که کمک های مردمی را جمع آوری می کنند باید دارای مجوز باشند، گفت: تعدادی از چهره های معروفی که اقدام به جمع آوری کمک های مردمی می کنند تمام پول جمع آوری شده را به دست نیازمندان می رسانند و تعدادی هم این کار را انجام نمی دهند و ما نمی توانیم تشخیص دهیم که کدام یک از این افراد دارای مجوز هستند؟
وی اظهار داشت: از سوی دیگر تا امروز هیچ شخصی هم از این سلبریتی ها شکایتی نکرده است تا بتوانیم آنها را احضار و از آنها سؤال کنیم که کمک های مردمی جمع آوری شده را کجا هزینه کرده اند.
رئیس پلیس فتای تهران تأکید کرد: با تمام این احوال پلیس فتا با تعدادی از چهره های معروف که کمک های مردمی را جمع آوری می کردند برخورد و حساب آنها را مسدود کرده است، اما با برخورد با یک یا دو نفر نمی توان به این کار پایان داد. سرهنگ کاظمی گفت: در یک مورد یک بازیکن فوتبال اقدام به جمع آوری کمک های مردمی کرد، اما شماره حسابی هم که اعلام کرده بود متعلق به خودش نبود و پلیس فتا این فرد را احضار و حسابش را مسدود کرد.وی ادامه داد: اینکه پلیس فتا بیاید و اسم تمام بازیگران و ورزشکارانی که کمک های مردمی جمع می کنند، جست وجو کند و بعد از نهادهای حمایتی هم استعلام بگیرد که آیا این کمک ها به نیازمندان پرداخت شده است یا خیر، کار زمانبری است که در نهایت این کار هیچ شاکی هم ندارد و این نهادهای حمایتی هستند که باید اعلام کنند که کدام چهره معروف دارای مجوز است.به نظر می رسد که اعتماد مردم به سلبریتی ها از یک سو و نبود نظارت بر رساندن کمک های مردمی به دست نیازمندان از سوی دیگر سبب شده تا افراد زیادی با سوءاستفاده از احساسات مردم، اقدام به کلاهبرداری کنند و متأسفانه این چهره ها همچنان در حال فعالیت در شبکه های مجازی هستند و به کار خود ادامه هم می دهند.
متأسفانه هیچ سازوکاری برای حسابرسی کمک های مردمی به سلبریتی ها هم وجود ندارد و هیچ دستگاهی نمی تواند مقدار کمک واریزی به حساب سلبریتی ها و میزان اعطای کمک ها به نیازمندان را محاسبه کند!* روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97847/سلبریتی-شوید-و-کلاهبرداری-کنید




«به کودکان شلیک نکنید» در عراق ساخته می شود

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: انسیه شاه حسینی که سال هاست قصد دارد فیلمنامه «به کودکان شلیک نکنید» را بسازد و شرایط فراهم نمی شود، می گوید امیدها برای ساخته شدن این اثر بیشتر شده است. به گزارش سینماپرس، انسیه شاه حسینی کارگردان سینما در گفتگو با یک خبرگزاری با اعلام اینکه همچنان در انتظار ایجاد شرایط مناسب برای ساخت فیلم سینمایی «به کودکان شلیک نکنید» است، گفت: سال ها است در انتظار ساخت این فیلم هستم اما شرایط مناسبی برای تولید آن فراهم نشده است.وی با ابراز امیدواری از اینکه در ۴۰ سالگی انقلاب به تولید فیلم هایی از این دست بیشتر توجه شود، بیان کرد: سیدامیر سیدزاده تهیه کننده فیلم به تازگی من را امیدوار کرده است تا بالاخره «به کودکان شلیک نکنید» جلوی دوربین برود.این کارگردان سینما افزود: البته تاخیر در ساخت این اثر سینمایی سبب شد تا فیلمنامه «به کودکان شلیک نکنید» پخته تر شود و اتفاقاتی که در منطقه توسط داعش رخ داده است، داستان ما را کامل تر کند.شاه حسینی در پایان تاکید کرد: این اثر سینمایی قرار است در عراق ساخته شود و صحنه هایی هم ممکن است در خوزستان فیلمبرداری شود.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97848/به-کودکان-شلیک-نکنید-در-عراق-ساخته-می-شود




«دد پول ۲» فروش ۳۰۰ میلیون دلاری را پشت سر گذاشت

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: «دد پول ۲» به کارگردانی «دیوید لیچ» با اکرانش در آخر هفته ای که گذشت، فروشی ۳۰۱.۳ میلیون دلاری را در سطح جهان به نام خود ثبت کرد. به گزارش سینماپرس به نقل از موجو نیوز، در حالی که «انتقام جویان: جنگ بی نهایت» به فروش موفق خود ادامه می دهد «دد پول ۲» موفق شد تا با فروش ۱۲۵ میلیون دلاری در راس باکس آفیس آمریکا قرار بگیرد.«دد پول ۲» به کارگردانی دیوید لیچ در بازار جهانی با نمایش در ۸۱ بازار، بزرگ ترین افتتاحیه فیلمی از کمپانی فاکس را در همه تاریخ رقم زده است. هنوز چین به تماشای فیلم ننشسته و معلوم نیست این فیلم چه زمانی آنجا اکران شود.این فیلم «انتقام جویان: جنگ بی نهایت» را به رتبه دوم راند تا این فیلم ابرقهرمانی در چهارمین هفته اکرانش با فروش ۲۸.۷ میلیون دلار دیگر، جایگاه دوم را از آن خود کند. مجموع فروش «انتقام جویان» در باکس آفیس آمریکا به رقم ۵۹۵ میلیون دلار رسیده است.در بازار جهانی نیز این فیلم ۸۴.۴ میلیون دلار دیگر فروش کرد که ۵۳.۷ میلیون دلار آن از بازار چین بود. مجموع فروش بین المللی این فیلم یک میلیارد و ۲۱۸ میلیون دلار شده و با احتساب بازار آمریکا فروش کلی یک میلیارد و ۸۱۳ میلیون دلار را کسب کرده و چهارمین فیلم پرفروش تاریخ نام گرفته است.«کلوپ کتاب» فیلم دیگر تازه وارد هفته با فروش ۱۲.۵ میلیون دلار سومین جایگاه را کسب کرد. این فیلم ساخته بیل هولدرمن با بازی دایان کیتون، جین فوندا، کندس برگن و مری استین برگن ماجرای چهار دوست قدیمی را روایت می کند که تصمیم می گیرند یک کتاب پرفروش را با هم بخوانند.فیلم «زندگی مهمانی» در دومین هفته نمایشش از نمایش در ۳۶۵۶ سالن سینما ۷.۷ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۳۱ میلیون دلار رساند.« breaking in» نیز در دومین هفته نمایش خود ۶.۵ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۲۸.۷ میلیون دلار رساند.دیگر فیلم تازه وارد به باکس آفیس آمریکا «سگ های نمایشی» است که فروشی ۶ میلیون دلاری را تجربه کرد. این فیلم خانوادگی درباره یک سگ پلیس است.کمدی « overboard» نیز در سومین هفته اکرانش ۴.۷ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۳۶.۹ میلیون دلار رساند و فیلم هفتم باکس آفیس آمریکا شد.«یک جای بی صدا» در مکان هشتم با فروش ۱۷۶.۲ میلیون دلار پس از ۷ هفته، «رمپیج» در مکان نهم با فروش کلی ۹۲.۴ میلیون دلار پس از ۶ هفته و «حس خوبی دارم» در مکان دهم باکس آفیس آمریکا با مجموع فروش ۴۶.۵ میلیون دلار پس از ۵ هفته جای دارند.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97853/دد-پول-۲-فروش-۳۰۰-میلیون-دلاری-را-پشت-سر-گذاشت




اصغر از جعفر یاد بگیر!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: جشنواره کن در این دوره با اهدای جایزه بهترین فیلمنامه به جعفر پناهی و دست خالی رهسپار کردن اصغر فرهادی در واقع برای بار چندم این پیام را به سینمای ایران داد که برای جایزه گرفتن باید در داخل ایران بمانید؛ چراکه موضوع و محتوای فیلمتان اولویت خاصی دارد. جایزه گرفتن جعفر پناهی از کن را از همان بیانیه دادنش پس از اعلام آثار بخش مسابقه جشنواره کن می شد حدس زد. پناهی خودش هم می دانست که قرار است جایزه بگیرد. او راه کاسبی هنری را خوب بلد است و می داند سیاست بازی و مظلوم نمایی بهترین راهکار برای جلب توجه است.راه هموار کاسبی در هنرجشنواره کن در این دوره هم مطابق معمول و رویه چند دهه اخیرش حساب ویژه ای روی ایران باز کرده بود. جعفر پناهی از پاس گل های ممنوع الخروج و ممنوع الفعالیت شدنش به خوبی استفاده کرد و توانست به کمک رسانه های غربی در این چند سال محرومیت ظاهری اش از خود شمایل یک هنرمند مبارز بسازد. پناهی همان چیزی را که برای مظلوم نمایی و قهرمان سازی نیاز داشت پس از فتنه سال ۸۸ به دست آورد. او در دهه ۸۰ و دو سال پیش از فتنه ۸۸ در جریان نمایش فیلم آفساید در دانشگاه قزوین گفته بود: «من را به وزارت اطلاعات برده و گفته اند چرا در ایران مانده ای، برو خارج فیلم بساز ولی من فقط در ایران فیلم خواهم ساخت. »
ممنوع الخروج و ممنوع الفعالیت کردن او در واقع بازی در زمین خود جعفر پناهی بود. او بهتر از هر کس دیگری می داند راز موفقیتش تنها فیلم ساختن در ایران است و اگر به هر کشور غربی مهاجرت کند، آغاز دوران بازنشستگی اش خواهد بود. پناهی در ایران ماند و لنز دوربین را به سمت نقاط ضعف جامعه ایرانی چرخاند تا رشد کرد. این واقعیت را در وضعیت اصغر فرهادی به وضوح می توان دید. فرهادی تا به حال دو فیلم سینمایی خارج از مرزهای ایران ساخته که هیچ کدام نتوانسته موفقیتی را که با فیلم های ایرانی اش به دست آورده برای او رقم بزند. وقتی او فیلمش را در خارج از ایران می سازد، پیشکش کردن فیلم افتتاحیه جشنواره کن یا دادن جایزه بهترین بازیگر زن نهایت بذل و بخششی است که به او می کنند، اما تجربه ثابت کرده اگر فیلمش را در ایران بسازد موضوع تفاوت خواهد کرد.
اما چرا جشنواره کن به جعفر پناهی جایزه فیلمنامه می دهد؟ کیست که نداند فیلم های او اساساً فیلمنامه مشخص و به اصطلاح شسته رفته ای ندارد و بخشی از آن سرصحنه و به طور فی البداهه ساخته می شود. پاسخ را باید در گرایش جشنواره کن به محتوای فیلم های ایرانی جست وجو کرد. محتوای آثار ایرانی برای گردانندگان جشنواره های غربی اولویت اول محسوب می شود. معنای این حرف این نیست که جشنواره ها اساساً قابلیت های کارگردانی و حداقل اصول فیلمنامه را لحاظ نمی کنند، جعفر پناهی حداقل های تکنیک کارگردانی را می شناسد و به فرمول یا الگوی مورد تأیید و نظر جشنواره ها اشراف کامل دارد، ولی بی شک فیلمنامه های او دم دستی تر از آن است که جایزه بهترین فیلمنامه را کسب کند. فرم و تکنیک فیلمنامه اینجا موضوعیت چندانی ندارد، بلکه موضوع در درجه اول اهمیت قرار دارد. فیلمنامه یعنی موضوع فیلم، اینکه فیلم درباره چیست برای جشنواره کن اهمیت زیادی دارد به خصوص که فیلم از ایران باشد. پیام جشنواره کن در این دوره اما رساتر از قبل بود، اصغر تو هم برو و در ایران فیلم بساز.سیستم سفارتخانه ایسید عزت الله ضرغامی، درباره جایزه جشنواره کن به جعفر پناهی در فضای مجازی می نویسد: «دیروز در جلسه ای در مورد اختتامیه جشنواره کن گمانه زنی می شد. گفتم، به فیلم اصغر فرهادی جایزه نمی دهند ولی به فیلم جعفر پناهی هر طور شده یک جایزه می دهند. (ولو اشتراکی!) پنه لوپه کروز هم افاقه نمی کند! دیشب بچه ها پیامک زدند و گفتند همین شد! از کجا فهمیدی!؟ گفتم صحنه روشن تر از آن بود که نورافکن بخواهد! «کن» برای ایران برنامه دارد. آثار برجسته و ماندگار سینمای ایران سال هاست که مورد تحریم آنهاست. دولت دیپلماسی هیچ گشایشی در این عرصه هم انجام نداده است. » مهدی کرمپور، فیلمساز نیز در اینباره نوشت: همانطور که شب خروج ترامپ از برجام نوشتم: کارگردانان ایرانی امسال در جشنواره کن دست پر بودند. جعفر پناهی با جایزه فیلمنامه و علی عباسی با جایزه نوعی نگاه مورد توجه واقع شدند. ضد حمله فرانسوی ها از آغاز قابل پیش بینی بود. سیستم سفارتخانه ای فرانسه کاملاً برای هنر و سینمای ایران هدف و برنامه دارد و سینمای جشنواره ای محصول همین مدیریت ۴۰ ساله بیرون به درون ایران است.*روزنامه جوان



منبع : http://cinemapress.ir/news/97860/اصغر-از-جعفر-یاد-بگیر




انتقاد شدید نسبت به تشریفاتی بودن «خانه سینما»/ فرح مرزی: خانه سینما به یک پاتوق برای برگزاری دورهمی های دوستانه تنزل پیدا کرده است!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: نوید فرح مرزی عضو ۲ انجمن «چهره پردازان» و «طراحان فنی و مجریان صحنه» خانه سینما در رابطه با عملکرد غیرصنفی خانه سینما و نقش منفعل مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره این نهاد در راستای احقاق حقوق سینماگران گفت: متأسفانه خانه سینما به یک پاتوق برای برگزاری دورهمی های دوستانه میان اعضای صنوف زیرمجموعه خود تنزل پیدا کرده است و بدل به نهادی فرمالیته و تشریفاتی بوده که صرفاً تنها عنوان یک نهاد صنفی را با خود به یدک می کشد. طراح چهره پردازی فیلم سینمایی «میگرن» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: متأسفانه ما امروز شاهد آن هستیم که سینماگران واقعی و کاربلد و متبحر بیکار در خانه های شان نشسته اند و اغلب کسانی در سینمای کشور فعالیت می کنند که کمترین دانش و سواد و مهارت و تجربه سینمایی ندارند! این اتفاقات کام همه سینماگران واقعی را تلخ کرده و متأسفانه هیچ تدبیری هم برای برون رفت از این شرایط اسفناک از سوی مسئولان اندیشه نمی شود.فرح مرزی در پاسخ به این سوأل که خانه سینما به عنوان یک نهاد صنفی چرا هیچ حمایتی از اصناف زیرمجموعه اش مبنی بر تأمین حداقل نیازهای معیشتی، مادی، شغلی، بیمه ای و... ندارد اظهار داشت: همانطور که پیشتر عرض کردم خانه سینما یک مکان فرمالیته است؛ محلی برای تجمع است و بس!؛ خانه سینما به هیچ عنوان مدافع حقوق اعضای خود نیست که اگر بود ما شاهد چنین شرایط ناراحت کننده ای در سینمای کشورمان نبودیم.طراح چهره پردازی فیلم سینمایی «چند متر مکعب عشق» خاطرنشان کرد: بنده از شما خواهش می کنم بروید و یک آمار بگیرید و ببینید که چند درصد از اعضای تمامی صنوف زیرمجموعه خانه سینما در بیکاری مطلق به سر می برند؟ از سوی دیگر بروید و آمار دست اندرکاران تولید آثار سینمایی را دربیاورید و ببنید این افرادی که در آن فیلم ها فعالیت می کنند از کجا به یک باره وارد سینما شده اند و اصلاً عضو خانه سینما هستند یا خیر؟ آن وقت به جواب سوألات خود دست پیدا خواهید کرد. متأسفم که ما با چنین شرایط ناراحت کننده ای دست به گریبان هستیم و هیچ کسی هم تدبیری برای وضعیت دشوار و بغرنج اهالی سینمای کشور نمی کند.وی در خاتمه این گفتگو متذکر شد: هیچ نوع ضابطه ای برای کار کردن در سینمای کشور وجود ندارد و این روابط خویشاوندی، دوستی و... است که جای ضوابط را گرفته است. این وظیفه یکایک مدیران خانه سینما است که به طور جدی وارد میدان شوند و با تبیین سیاست های جامع و تعامل با سازمان سینمایی حقوق یکایک اهالی صنوف زیرمجموعه خانه سینما را احقاق کنند و اجازه ندهند تا بیش از این باندبازی و روابط جای شایسته سالاری و ضوابط را بگیرد.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97303/انتقاد-شدید-نسبت-به-تشریفاتی-بودن-خانه-سینما-فرح-مرزی-خانه




شرف الدین: افراد خائن در کشور همه ارزش ها را به باد دادند/ برخی مسئولان اگر صدام زنده بود از او برای سوم خرداد عذرخواهی می کردند!

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: محمدرضا شرف الدین مدیرعامل سابق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و تهیه کننده سینما در آستانه سالروز آزادسازی خرمشهر با انتقاد از بی توجهی مدیران فرهنگی و سینمایی نسبت به وقایع و رویدادهای دفاع مقدس در سینما گفت: افراد خائن در کشور همه ارزش ها را به باد دادند!؛ شما دنبال چه چیز می گردید؟ سوم خرداد؟ متأسفانه به واسطه اهمال کاری مسئولان الآن نه آدم های سوم خردادی باقی مانده اند و نه ارزش های آن دوران! تهیه کننده فیلم سینمایی «پرنده باز کوچک» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: سال ها است که حضرت آقا مرتب از نفوذ صحبت می کنند؛ تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و به تازگی هم که مبحث مهم آتش به اختیار را مطرح کرده اند. این ها معنی اش چه چیزی است؟ ما باید بدانیم نفوذ چیست؟ ما باید بدانیم اگر یکی از مسئولان رده بالا نفوذی باشد چه باید کرد؟ اگر یک وقت معاونی نفوذی باشد او را می توان رصد کرد اما وقتی یک مقام مسئول ارشد کشور نفوذی باشد نمی توان کاری کرد.وی سپس با انتقاد شدید از مسئولان دولت و مسأله مماشات آن ها با غربی ها اظهار داشت: ما امروزه با وقایع عجیبی در کشورمان روبرو هستیم. آمریکا از برجام خارج می شود و ما باز هم چشم به اروپایی ها داریم یعنی مسئولان نمی دانند که اروپایی ها شریک دزد و رفیق قافله هستند؟ اسفا که ارزش ها رفت، اسفا که سوم خرداد تمام شد آدم های سوم خرداد هم تمام شدند و همین مسئولان آن ها را تمام کردند رفت! افراد خائن در کشور همه ارزش ها را به باد دادند!شرف الدین خطاب به مسئولان گفت: شما نباید با اروپا ادامه بدهید. دیگر چه چیزی را می خواهید بدهید دست غربی ها؟ بنده خودم از افراد سوم خرداد هستم و آنجا بودم من اول خرداد آنجا وارد شدم و رزمنده سوم خرداد و فتح خرمشهر بودم. ما نباید مسکن به مردم و هنرمندان بدهیم. نباید از نوستالژی ها حرف بزنیم. این حرف ها را ول کنید و یقه مسئولانی را بگیرید که مسبب فجایع در کشور هستند. من نمی دانم چرا همه سکوت کرده اند در قبال این مشکلات؟ حتی مجلس هم سکوت کرده است. من دلایل این اتفاقات را متوجه نمی شوم!این هنرمند تأکید کرد: این سیاست لبخند جواب نداد. یک مشت آدم بی سواد امور را در دست گرفته اند و سیاست های ما در حال حاضر مانند دوران جنگ های صلیبی است! اروپایی های تا خرخره شان زیر فشار آمریکایی ها است و اجازه نفس کشیدن ندارند و همه چیزشان با آمریکا جوش خورده و ما هم فریب آن ها را می خوریم. ما نباید با اروپا ادامه دهیم. دیگر چه چیزی را می خواهند به ملت تحمیل کنند؟شرف الدین در خاتمه این گفتگو متذکر شد: همه انرژی هسته ای را داغون کرده اند و حالا می خواهند موشک ها را هم از دست بدهیم. منتظر شرایط مناسب هستند تا هرچه می خواهند بکنند! علیرغم تأکیدات مقام معظم رهبری کدام تضمین را از این آمریکایی ها و اروپایی ها گرفتند؟ به جایش به آن ها تضمین هم دادند. الآن اگر صدام بود می رفتند و از او عذرخواهی می کردند تا آقای روحانی دلش خوش باشد و راحت بخوابد و موشک به خانه اش نخورد. افسوس که ما همچنین خائنانی روبرو هستیم و جلوی ادامه کار و فعالیت شان را نمی گیریم.



منبع : http://cinemapress.ir/news/97762/شرف-الدین-افراد-خائن-در-کشور-همه-ارزش-ها-را-به-باد-دادند




انتقاد از بی توجهی سیما به برنامه های شاد معارفی

درخواست حذف اطلاعات
سینماپرس: یک منتقد با انتشار یادداشتی از تمرکز برنامه ها و سریال ها بر غم و اندوه و ... و بی توجهی به امید، شادی و توکل ابراز نارضایتی کرد. به گزارش سینماپرس، «جبار آذین» در یادداشتی آورده است: مدتهاست صداوسیما راه خود را که راه یک رسانه به راستی ملی است، گم کرده و با بی اعتنایی به خواسته های مردم، هنرمندان و برنامه سازان حرفه ای را بیرون دروازه این سازمان نگهداشته و دریک فضای بسته و محدود با خودی ها نان بیار، کباب ببر، بازی می کند و نتیجه بازی های آنها هم تولید و پخش برنامه ها، فیلم ها و مجموعه های سطحی و ضعیف است که ریزش هرچه بیشتر مخاطب را در پی داشته است.این بلبشو در مناسبت های ملی، مذهبی و اجتماعی بیشتر به چشم می آید. به گونه ای که برنامه ها و سریال های مناسبی که از نظر مضمون و محتوا با مناسبت ها همخوان باشند، تولید و ارائه نمی شود و اگر مواردی هم دیده شود، آنقدر ضعیف و غیرحرفه ای است که قابل تحمل نیست. یا در ماه رمضان، برنامه هایی مانند خندوانه پخش می شود که تلاش می کند بیننده را بخنداند ولی آن هم هیچ ربطی به ماه رمضان ندارد. در واقع آنچه مخاطب در سیما می بیند، عمدتا یکسری برنامه ها و تولیدات سطحی و سلیقه ای نامناسب است. این اوضاع نشان دهنده آن است که سازمان یادشده هنوز هم تفاوت برنامه سازی برای ایام عزا و شادی رانمی داند و آنچه به خورد مخاطب می دهد، سخت ناپسند است.به عنوان نمونه، در ایام شادی های نوروزی مخاطب چیزی نمی بیند و اکنون که ماه مبارک رمضان و ایام خودسازی با تکیه بر امید و شادی و توکل الهی است، از برنامه ها و سریال هایش، غم و اندوه و مرگ و میر می بارد.صدالبته خوب است که در این روزها بیشتر به خودسازی، ارتباط با خدا و عبادت و نیایش باشیم و یاد گرفتارها، مظلوم ها و فقرا کنیم، ولی این مهم با نمایش و شعار و کلیشه تحقق نمی یابدکه با تولید و اجرای برنامه های مناسب جامعه پسند به واقعیت می رسد. *فارس



منبع : http://cinemapress.ir/news/97832/انتقاد-از-بی-توجهی-سیما-به-برنامه-های-شاد-معارفی