رادین جدیدترین اخبار و مطالب وبسایتهای فارسی

نیم نگاهی به سبک زندگی حضرت زهرا (س)

مطلب نیم نگاهی به سبک زندگی حضرت زهرا (س) از سایت مرجع خبر دریافت و با درج لینک مستقیم منبع آن نمایش داده شده است. اگر به انتشار این خبر معترض هستید و یا آنرا شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید. نیم نگاهی به سبک زندگی حضرت زهرا (س).



نیم نگاهی به سبک زندگی حضرت زهرا (س)

درخواست حذف اطلاعات
خبرگزاری شبستان/قمچه دلنشین است در آستانه سال جدید شمسی به بهانه سالروز میلاد مادر هستی، حضرت زهرا (س) به جشن می نشینیم . این ایام بوی فاطمه بهترین آموزگار عالم را می دهد. در پایان سال از بزرگ بانوی جهان اسلام، درس زندگی بیاموزیم تا علاوه بر سالی پراز رحمت وبرکت، زندگی سرشار ازمعنویت وبا نشاطی برایمان رقم بزند.مطالب زیر برگرفته ازکتاب «داستان خوبان جلد2» به قلم سید جوادنورموسوی است.سبک زندگی حضرت زهرا (س)زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.
حضرت زهرا و خاندانش متعلق به همه عالمندووجود آنهاباعث مسّرت وامیدواری جامعه انسانی است،ما در زندگی خود می توانیم از آن ها سر مشق بگیریم . اگر چه اتفاقاً زندگانی اهل بیت (ع)چهارده قرن بیش از این رخ داده وگذشته ،لاکن باماهیّت وعلل ونتایج با حوادث زمان ما مشابه می با شد.با اطلاع از حوادث تاریخی تجربه های مفید به دست آوریم وبا کمک آن سبکی را پیش بگیریم که جامعه ما را به طرف سر بلندی بکشاند.واین بسیارنیکو وپسنده است که انسان بطور فطری از نیکی خشنود می شود.معصومین(ع)تنها کسانی هستد که جز نیکی وزیبائی ازایشان،چیزی به انجام نرسیده است.از این رو سبک شایسته ای برای زندگی انسان باشد.همه ما موظف هستیم ابعاد زندگی فردی و اجتماعی آن حضرت را در جامعه گسترش دهیم، همچنین تمامی شیعیان و محبان آن حضرت لازم است الگوی خود در زندگی را حضرت فاطمه زهرا(س) قراد دهند و این بانوی بزرگوار جهان اسلام را به نسل نوجوان و جامعه معرفی کنند.فاطمه(س) انسان کاملدر قرآن کریم 17 صفت برای انسان کامل بیان شده است که وجود هر یک از این صفات فضیلتی بزرگ برای انسان محسوب می شود و هرچه این فضائل بیشتر در انسان یافت شود قیمت و ارزش وجودی انسان را بالاتر می برد و تا به آن جا می رساند که گاهی هیچ معادل قیمت و ارزشی برایش پیدا نمی شود و ارزشش فوق ارزش ها می شود.
این صفات هفده گانه که همگی در وجود حضرت فاطمه زهرا(س) متبلور بود خداوند در قرآن این چنین بیان کرده است: «انَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا؛ [1] مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏ پیشه و راستگو و شکیبا و فروتن و صدقه‏ دهنده و روزه ‏دار و پاکدامن و که خدا را فراوان یاد مى ‏کنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است».
تسلیم، ایمان، اطاعت، صداقت، صبر، خشوع، تصدیق، قناعت، صوم، عفت و ذکر مقاماتی است که کامل ترین مصادیقش در وجود حضرت زهرا(س) است.حضرت زهرا(س)؛ بانوی حجب و حیاحجب و حیای این بانوی بزرگ محدود به دوران حیاتشان در این زندگی چند روزه دنیوی نبود چنانچه در روایت داریم حضرت زهرا(س) قبل از مرگشان سفارش نمودند که ایشان را در تابوت قرار داده تا حتی پس از مرگ حجم بدن مبارکشان در جلوی چشم نامحرمان در زمان تشیع نمایان نباشد. صفات صدق، اطاعت پذیری، صبر، خشوع و تصدیق دیگر صفاتی است که وجود زهرا (س) را بی همتا نموده است.ادب حضرت زهرا نسبت به پدریکى از آداب و رسوم زمان پیشین این بود که یکدیگر را به اسم صدا مى‏کردند، و این نوع خطاب نسبت به بعضى‏ها خلاف ادب بود، مخصوصاً حضرت رسول اکرم (ص) که از مقام والا و احترام خاصى برخوردار بود نمى‏باید مثل سایر افراد مخاطب قرار گیرد.
لذا خداوند متعال در این رابطه آیه‏اى نازل فرمود که مسلمین موظف و مکلف شدند آن حضرت را رسول‏اللَّه خطاب کنند.
زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود ، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه (س) که فرمود: وقتی بر پیامبر (ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر (ص) مرا گرفت ، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. حضرت فرمود: اى فاطمه این آیه درباره‏ى تو و خانواده‏ات و نسلت نازل نشده، تو از منى و من از تو هستم، تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب تر و برای پروردگار رضایت بخش تر است. بلکه درباره‏ى جفاکاران و درشت‏خویان از قریش و گردنکشان و اهل کبر و غرور نازل شد، شما: اى پدر بگو که قلبم را زنده مى‏کند و خدا را خشنود مى ‏نماید.تربیت و رفتار با فرزندانسیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم.حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو ، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش.)ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.در همین زمینه امام حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر (ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل ، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.تعلیم مسائل دینیحضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.
ایثار نسبت به پدر و سایر اعضاى خانوادهفاطمه‏ى زهرا(ع) نه تنها براى افراد مستمند و بى‏چاره در خانه کمک و ایثار داشت، بلکه در داخل خانواده‏ى خود نیز ایثارگر بود و به هر یک از خانواده‏ى خود نیز ایثارگر بود و به هریک از خانواده‏ى خویش اعم از شوهر و فرزندان ایثار مى‏کرد.
فاطمه(ع)خود نمى‏خورد و على(ع) را سیر مى‏کرد، و خود گرسنه مى‏ماند و درد و رنج مى‏کشید، ولى شوهرش را متوجه نمى‏ساخت، و حتى جاهاى مجروح و متورم بدنش را که از هجوم و ضرب مهاجمین خونخوار و منافق به خانه‏اش صورت گرفته بود، از شوهرش پوشیده داشت و على آنها را هنگام غسل دادن پیکر پاک زهرا متوجه شد.
فاطمه (ع) به فرزندان نیز ایثار داشت و شبانه روز براى آنان زحمت کشید و دستاس نمود و با مهر و محبت بى‏نظیر آنان را پرورش داد و راه و رسم پرورش فرزند را به پیروانش نشان داد. او در حالى که مشغول کارهاى سخت و از جمله آرد کردن جو مى‏شد، از بچه‏هاى خود نیز غفلت نمى‏کرد و با آن حال به آنان مى‏رسید و نوازش مى‏فرمود...
آرى اخلاق اصیل و واقعى، هر انسانى را در رفتار خانوادگیش باید جستجو کرد، نه اخلاق بیرون مرزى و خارج از خانواده، که معمولاً در چنین مواقع، حقیقت‏یابى و حقیقت‏شناسى مشکل است، و اى بسا سر از تزویر حقه‏بازى درمى‏آورد.
زهرا تجسم ایثار به خانواده و توده‏هاى جامعه بود و در این میان از ایثارگرى او به پدرش نباید غفلت کرد. وى روزى از پدر بزرگوارش در منزل خود پذیرایى نمود و با پاره نانى آن حضرت را سیر کرد، در حالى که پیامبر خدا (ص) سه روز بود که طعامى میل نکرده بود و فاطمه(ع)دلش به حال پدر مى‏سوخت و از شدت عاطفه گریه مى‏کرد. [2]
از حضرت على(ع) نقل شده است:
ما مشغول کندن خندق بودیم- که بدین وسیله از تهاجم دشمن جلوگیرى نماییم- ناگاه فاطمه(ع)به حضور پدر رسید و پس از عرض ادب، پاره نانى را به آن حضرت تقدیم داشته و گفت: پدر! این نانها را براى حسنین پخته بودم، اینک اینها را براى تو آوردم. پیامبر خدا آن نان را گرفت و گفت: فاطمه جان! این نخستین طعامى است، که در طول سه روز، پدرت میل مى‏کند. [3]
در روزگار دیگر رسول خدا به شدت گرسنه بود و نمى‏توانست تحمل کند، بدین منظور سر به بیوتات همسرانش زد، ولى چاره‏اى نشد، سپس به خانه فاطمه آمد، با کمال تأسف آنجا نیز طعامى نبود، پیامبر الهى با تمام گرسنگى از خانه دختر برگشت، در این میان دو عدد نان و مقدارى گوشت از یکى از همسایه‏ها به دست زهرا رسید، آن بانوى ایثارگر آنها را در ظرفى گذاشت و یکى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و چنین گفت: سوگند به خدا، رسول خدا را بر خود و فرزندانم مقدم مى‏دارم.
رسول خدا دوباره وارد خانه دختر شد وازرسیدن تحفه و طعام آگاه گشت،دراین بین فاطمه(ع) غذا را به حضور پدرش آورد، ولى دست غیبى را که از لطف خدا سرچشمه گرفته بود، بالاى سرش دید، زیرا ظرف غذا پر از طعام بود، همگى کنار هم نشسته، خوردند و سیر شدند و سپس زنان و همسران رسول خدا و همسایه‏هاى فاطمه (ع)نیز از آن بهره‏مند گشتند. [4]
از مجموع این قضایا نتیجه مى‏گیریم که فاطمه(ع)به پدر و سایر اعضاى خانواده‏اش نیز فوق‏العاده ایثارگرى کرده و پیوسته براى سلامتى آنان تلاش نموده است.
حتى در تاریخ و کتب تفسیر و حدیث شیعه و سنى آمده است که امام حسن و امام حسین(ع)مریض شدند، فاطمه همراه با شوهرش نذر کردند که آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگیرند...
پس از شفاى فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصاً براى شمعون یهودى کار کرد و از اجرت آن مقدارى جو گرفت و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذایش را- همچون سایر اعضاى خانواده‏اش- به تربیت به مسکین، یتیم و اسیر کافر داد، و سوره‏ى دهر در حق آنان نازل شد. [5]
و بدین طریق به جهان و جهانیان ثابت کرد که وى تا چه حدى به بچه‏هایش ایثارگر است؟ و در حق سایر مردم نیز تا آنجا ایثار کرد که سه روز گرسنگى را تحمل کرد، ولى اسیر کافر را سیر نمود.هجرت حضرت زهرا و همراهى پدر در سخت‏ترین شرائطهر روز فشار و آزار مشرکان بر پیامبر (ص) و مسلمانان شدت مى‏یافت. از سوى دیگر عده‏اى از مردم شهر مدینه مسلمان شدند و در انتظار پیامبر (ص) بودند. مشرکان نیز تصمیم گرفتند در شبى معین دسته‏جمعى به خانه رسول خدا (ص) یورش برند و آن حضرت را به شهادت برسانند. على(ع)آن شب را در بستر پیامبر (ص) خوابید و رسول خدا (ص) به غارى در کوه ثور رفت و پس از سه روز از آنجا به مدینه هجرت نمود. [6]
على (ع) به دستور پیامبر (ص) امانتهاى مردم را به صاحبانش رد کرد و پس از سه روز فاطمه زهرا (ع) را به اتفاق مادر خود فاطمه دختر اسد و فاطمه دختر زبیر، نیمه شب سوار شترها کرد[7] و راه مدینه را در پیش گرفت. این هجرت خطراتى در پیش داشت زیرا دشمنان در پى آنان تاختند و در بین راه در منزل «ضجنان» به مهاجران رسیدند. على (ع) بانوان را در پناهگاهى پیاده نمود آنگاه با شمشیر آخته بر دشمن حمله کرد و آنان گریختند.
«در این هجرت زهرا (ع) به اتفاق دو بانوى مهاجر و سرپرستى على (ع) مسیر طولانى مکه به مدینه را در زیر آفتاب سوزان طى نمود و در روز پنجشنبه 15 ربیع‏الاول مطابق با هفتم مهر ماه به قُبا در نزدیک مدینه رسید و به خانه «سعد بن خیثمه»[8] وارد شد خانه سعد مجاور رکن غربى و در جلو مسجد قُبا قرار داشت.همدردى با پدرگاه دشمنان سنگدل، خاک، یا خاکستر بر سر پیامبر (ص)مى‏پاشیدند، هنگامى که پیامبر (ص) خانه مى‏آمد، فاطمه(ع) خاک و خاکستر را از سر و صورت پدر پاک مى‏کرد. در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود پیامبر (ص) مى‏فرمود:
دخترم غمگین مباش و اشک مریز که خداوند حافظ و نگهبان پدر توست.
در یکى از روزها، ابوجهل مشتى از اراذل مکه را تحریک کرد که به هنگامى که پیامبر (ص) در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شکمبه‏ى گوسفندى را بیاورند و بر سر حضرت بیفکنند، هنگامى که این کار انجام شد، ابوجهل و اطرافیان صدا به خنده بلند کردند و پیامبر (ص) را به باد مسخره گرفتند.
بعضى از یاران، منظره را دیدند اما دشمن بیرحم چنان آماده بود که توانائى بر دفاع نداشتند، ولى هنگامیکه این خبر به گوش دختر کوچکش فاطمه(ع) رسید به سرعت به مسجدالحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش، ابوجهل و یارانش را نفرین کرد. شرم و حیا در کنار همسرحیا دو گونه است: یکى پسندیده و دیگرى ناپسند. حیاى ناپسند آن حالتى است که انسان را از رشد و کمالیابى و رسیدن به حقوق بازمى‏دارد و یا باعث تضییع حقوق دیگرى مى‏گردد. چنین صفتى در روایات اسلامى به شدت تقبیح گردیده است...
و همچنین در آداب همسردارى آمده است که حیا دو گونه‏ى متصور است: یکى مطلوب و دیگرى مذموم و نامطلوب. حیاى مذموم آن حالتى است که یکى از زوجین را در استیفاى حقوق طرف مقابل بازدارد و قید و بندى شود در مسائل زوجیت و سایر امور مربوطه... و لذا حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمایند:
زن خوب، زنى است که در خلوت با شوهرش حیا را نیز از تنش خارج کند، و سپس در شرایط عادى، حیا را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند. [9]
حضرت فاطمه(ع) در طول مدت شوهردارى خود با امیرالمؤمنین، در هیچ فرصتى حریم آن حضرت را نادیده نگرفت و در مورد شخصیت آن بزرگوار کوتاهى نکرد. تا جایى که امیرالمؤمنین در این باره مى‏فرمایند:
فواللَّه ما اغضبتها... و لا اغضبتنى و لاعصت لى امراً و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنى الهموم والاحزان. [10]
سوگند به خدا زندگى با صفاى من و فاطمه (ع)طورى بود که نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانى کرد، حتى غصه‏هاى دیگرم با حضور او و تماشاى جمالش برطرف مى‏گردید.
این حدیث شریف که از دل آتشین على (ع)در فراق فاطمه(ع) برخاسته است، نشان مى‏دهد که دختر رسول خدا (ص) تا چه میزانى در اطاعت شوهر بود و کوچکترین اسائه ادب از او دیده نشد.
در اظهار دیگرى از امیرالمؤمنین مى‏خوانیم که آن حضرت زن و بچه‏هایش را در وضع بسیار اسفناک (گرسنگى) دید، به فاطمه (ع) گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگى بچه‏هایم مرا آگاه نساخته‏اى؟ فاطمه (ع)در جواب فرمودند:
یا ابالحسن! انى لاستحیى من الهى ان اکلفک ما لاتقدر علیه! [11]
یا اباالحسن! من از خدایم شرم و حیا مى‏کنم تو را به کارى بگمارم که قدرت تهیه آن را ندارى.
اگر چه تأمین رفاه زندگى زن و بچه براى شوهر در حدّ معمول واجب است، ولى روح ایثارگرى خاندان رسالت و ولایت در تمام ابعاد زندگى، باعث شده بود که خانواده‏ى امیرالمؤمنین پیوسته در فقر و پریشانى بسر برند و لذا فاطمه از وضع مالى شوهرش آگاه بود، و مى‏دانست که وى قدرت تهیّه مایحتاج خانه را ندارد. از این جهت شرم و حیاى فاطمه (ع) که از ایمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه مى‏گرفت مى‏گوید: «من از خدایم شرم مى‏کنم...»
این درسى است به تمام بانوان محترم که گرفتار زرق و برق و تشریفات کمرشکن روزگار فاجعه‏آمیز ما نگردند و درآمد و امکانات شوهرانشان را مراعات کنند...وفادارى و حمایت همیشگى از همسرفاطمه‏ى زهرا(ع) در خانه‏ى یکى از افراد عادى اجتماع زندگى نمى‏کرد بلکه در خانه‏ى دومین شخص اسلام یعنى سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبى گرامى زندگى مى‏کرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را بخوبى درک مى‏کرد ومى‏دانست که اگر شمشیر على(ع)نباشد، اسلام چندان پیشرفتى ندارد.
فاطمه (ع) در یکى از مواقع بسیار حساس و بحرانى اسلامى در خانه‏ى على زندگى مى‏کرد. سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندین جنگ واقع مى‏شد و على بن ابى‏طالب علیه‏السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت.
زهراى عزیز از مسئولیت سنگین و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه‏ى شوهر کاملاً مطلع بود. مى‏دانست که زن داراى چنان نفوذ و قدرتى است که به هر طرف خواست شوهرش را مى‏برد. مى‏دانست که ترقى و عقب‏ماندگى و سعادت و بدبختى مرد تا حد زیادى، به روحیات و چگونگى رفتار زن بستگى دارد.خبر داشت که خانه بمنزله‏ى سنگر و آسایشگاه مرد است و وقتى از میدان مبارزات زندگى و برخورد با حوادث و مشکلات دنیاى خارج خسته شد به آنجا پناه مى‏برد تا تجدید نیرو کند و خودش را براى کار و انجام وظیفه آماده نماید و ریاست این آسایشگاه مهم به عهده‏ى زن واگذار شده است.تواضع و فروتنى حضرت زهرا در مقابل همسرتواضع حضرت زهرا (ع) در خانه‏ى على(ع) و احترام او به على در حدى بود که وقتى ماجراى فشار بین در و دیوار و بسترى شدن حضرت زهرا در رابطه با مخالفت او با خلفا رخ داد، عمر و ابوبکر چندین بار از حضرت على (ع) تقاضا کردند تا واسطه شود، که آنها به حضور حضرت زهرا(ع) بیایند و احوالپرسى کنند و رضایت او را به دست آورند، سرانجام على(ع) ضامن شد که آنها را نزد فاطمه(ع) ببرد.
حضرت على نزد فاطمه آمد و تقاضاى آنها را مطرح کرد، ولى فاطمه(ع) به شدت این تقاضا را رد کرد، حضرت على(ع) فرمود: من از طرف آنها ضامن شده‏ام که از تو اجازه بگیرم.
در این هنگام حضرت زهرا(ع) در برابر على(ع) در چنان شرایطى آنچنان تواضع کرد که گفت: «اگر از ظرف آنها چیزى را ضامن شده‏اى، خانه خانه‏ى توست و من در هیچ چیز با رأى تو مخالفت نمى‏کنم».سازش با مشکلات و سختى‏ها در طول زندگىرسول خدا فرموده‏اند از برکات اخلاقى و فکرى زن خوب این است که هزینه و مخارجش کم باشد. و در اداره‏ى خانه و صرفه‏جویى در مصرف، یاور و همکار شوهر به حساب مى‏آید. [12] تمام این ویژگیها در وجود مبارک حضرت زهرا (ع)جمع بود و آن حضرت با مدیریت لازم و با صبر و بردبارى، همه‏ى تلخیها را به کام على شیرین مى‏کرد و در برابر مشکلات مالى عقب‏نشینى نمى‏نمود.
حضرت على(ع) مى‏فرمایند:
تزوجت فاطمة(ع) و ما کان لى فراش، و صدقتى الیوم لو قسمت على بنى‏هاشم لو سعتهم. [13]
من در حالى با حضرت زهرا ازدواج کردم، که زیراندازى در خانه نداشتم، در حالى که در همان تاریخ احسان و بخشش من به نیازمندان بقدرى زیاد بود که اگر به بنى‏هاشم تقسیم مى‏شد همه‏ى آنان را غنى و بى‏نیاز مى‏کرد.
این حدیث نشان مى‏دهد که فاطمه(ع) دختر پیامبر (ص)با چه مشکلاتى در خانه على(ع) دست و پنجه نرم کرده و خم به ابرو نیاورده است.امام صادق (ع) از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده که: روزى رسول خدا(ص) به خانه دخترش فاطمه (ع) وارد شد، ولى زهرا را در حالتى دید که در نتیجه چشمان مبارکش پر از اشک گردید، زیرا لباس آن حضرت بسیار نامناسب بود. زهرا با آن وضع از یک طرف مشغول آرد کردن جو و تهیه‏ى نان و از طرف دیگر به بچه‏اش شیر مى‏داد، پیامبر الهى فرمودند:
اى دختر عزیزم! اینگونه تلخیها را در دنیا براى رسیدن به پاداش و شیرینیهاى اخروى پذیرا باش و صبر و بردبارى را از دست نده. آن بانوى گرامى اسلام گفتند:
یا رسول‏اللَّه الحمداللَّه على نعمائه، والشکر على آلائه، فانزل اللَّه و لسوف یعطیک ربک فترضى. [14]
اى رسول خدا! سپاس خدایى را که نعمتهایش را ارزانى داشته و باز شکر در برابر عطایاى بى‏پایان الهى. در این حال این آیه نازل شد که اى پیامبر! ما آن قدر پاداش خواهیم داد که راضى شوى. [15]
این حدیث و قضیه تاریخى نشان مى‏دهد که فاطمه(ع) دختر رسول خدا در برابر مشکلات و نارساییهاى مالى هیچ‏گونه تغیرى نداشت و سپاس الهى را بجا مى‏آورد.
حضرت زهرا در کنار سایر تحملات خود در برابر سختیها، روزهاى زیادى را به گرسنگى گذرانید، ولى دردش را به کسى نگفت و حتى به رخ على(ع) نیاورد و تا دم مرگ و شهادت چیزى از شوهر درخواست نکرد.
دختر پیامبر (ص) در خانه مولى على(ع) با سختیها انس گرفت و درد گرسنگى چشید و بچه‏هایش را نیز با این روش عادت داد، تا رنگ رخسارشان از ناتوانى و گرسنگى زرد شد....
حضرت امام باقر(ع) از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مى‏کنند که روزى پیامبر خدا (ص) وارد خانه‏ى دخترش شد و پس از سلام و احوال‏پرسى فرمود:
مالى ارى وجهک اصفر؟ قالت: یا رسول‏اللَّه! الجوع...
چرا رنگ رخسارت این قدر پریده است؟فاطمه(ع) گفت: اى پیامبر خدا! از گرسنگى به این حالت افتاده‏ام...
این حدیث نشان مى‏دهد که وضع فاطمه‏ى زهرا(ع) از گرسنگى به جایى رسیده بود، که رنگ رخسارش تغییر یافته بود، و پدر بزرگوارش با دیدن او نگران گردیده و ازعوامل پریشانى درونى وتغیر چهره سؤال نموده است.
و از سوى دیگر مى‏دانیم که آن بانوى عزیز اسلام تا به یک حالت اضطرارى نمى‏رسید، گرسنگى خود را حتى به پدرش رسول گرامى اسلام نیز نمى‏گفت.
در یک داستان دیگر آمده است: پیامبر الهى روزى به خانه على بن ابیطالب (ع) آمد، تا با فرزندانش دیدار کند، در این هنگام با امام حسن و امام حسین(ع آمد، تا با فرزندانش دیدار کند، در این هنگام با امام حسن و امام حسین ملاقات نمود، آنان زبان به شکوه باز کردند و گفتند: اى بابا! اى رسول خدا! به مادرمان بسپار که به ما غذا دهد و ما را گرسنه نگه ندارد. رسول خدا که خود در این حال از درد گرسنگى سنگ به شکمش بسته بود، به فاطمه (ع) گفت:
«اطعمى ابنى» قالت: «ما فى بیتى شى‏ء الا برکة رسول‏اللَّه....»
به بچه‏هاى من طعام ده. زهرا گفت: بابا! در خانه‏ام چیزى جز برکت تو نیست....
چون پیامبر خدا (ص)سخن زهرا(ع) را شنید، با آب دهانش بچه‏ها را به بازى گرفت و مشغول کرد و از این طریق آنان را به خواب شبانه وادار ساخت.... [16]
از این حدیث نیز استفاده مى‏کنیم که فاطمه‏ى زهرا(ع) در طول خانه‏داریش چه روزگار سختى را گذرانیده و گرسنگى را براى خود و فرزندانش پذیرا گشته است.[1] ـ سوره احزاب ، آیه35[2] ـ بحارالانوار، ج 43، ص 40.[3] ـ جلاالعیون شبر، ج 1، ص 136- بحار 43، ص 27[4] ـ عوالم، ج 11، ص 164.[5] ـ بحار، ج 35، ص 237.[6] ـ سیره ابن‏هشام ج 2 ص 130/ 131- تاریخ طبرى ج 2 ص 104.[7] ـ تاریخ یعقوبى ج 2 ص 41.[8] ـ سعد بن خیثمه از نیکان صحابه پیامبر (ص) بود و در نبرد بدر به شهادت رسید.[9] ـ وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 16، ح 10: خیرالنساء الّتى اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحیاء و اذا لبست الدّرع لبست معه الحیاء.[10] ـ جلاءالعیون، ج 1، ص 170- بحارالانوار، ج 43، ص 134.[11] ـ بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51- جلاءالعیون، ج 11، ص 137.[12] ـ بحارالانوار، ج 103، ص 231: من برکه المرأه خفّه مؤنتها.[13] ـ بحارالانوار، ج 41، ص 43- کامل ابن‏اثیر، ج 3، ص 399[14] ـ سوره ضحی، آیه5.[15] ـ بحار ج 43 ص 85 و 86.[16] ـ سفینه البحار، ج 1، ص 193. پایان پیام/78



منبع : http://shabestan.ir/detail/News/694503